eitaa logo
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
536 دنبال‌کننده
2.8هزار عکس
1.4هزار ویدیو
18 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از Researcher
فردی با نام محمدجواد ظریف با ظاهری خندان و ادعایی پوشالی دو هفته است گمشده. فرد یاد شده با اسم مستعار سررررررررباز نظام 🤦‍♂ با ادعای اینکه آمریکا بیاد با یک دکمه تمام سیستم امنیتی نظامی ما رو از کار میندازه و یا اینکه : یاد شده می توانست با یک توییت، سایه جنگ را از کشور دور کند. به مردم معرفی شد وسط جنگ از این سرباز نظام خبری نیست ، از یابنده تقاضا میشود اطلاعات ایشان را به سران کشورهای متخاصم بدهد.
📌 غروب هابرماس؛ وقتی «عقلانیت ارتباطی» در خدمت توجیه جنایت درآمد 🔸 یورگن فیلسوف شهیر آلمانی، در ۹۶ سالگی درگذشت. مرگ او، بیش از آنکه فقدان یک متفکر باشد، اعلام ورشکستگی اخلاقی جریانی است که دهه‌ها از «گفتگو»، «اخلاق گفتمان» و «زیست‌جهان» و دفاع از عقلانیت عمومی سخن می‌گفت، اما در آزمون نهایی تاریخ، در برابر خون‌بارترین نسل‌کشی قرن، سکوت نکرد؛ بلکه به نفع ظالم قلم زد. 🔹او با توجیهِ جنایات صهیونیسم تحت لوای «دفاع مشروع»، نشان داد که زیست‌جهانِ فلسفی‌اش تنها برای شهروندانِ بورژوای اروپایی مرزبندی شده است. این لغزشِ تاریخی، پرده‌برداری از «ابتذال اندیشه» بود؛ جایی که فیلسوف، حقیقت عریان نسل‌کشی را فدای ترومای ملی آلمانی و مصلحت‌های سیاسی غرب کرد تا ثابت کند که حتی بلندترین برج‌های عاج فلسفی نیز در برابر وسوسه‌ی قدرت، لرزان و بی‌بنیادند. 💢تراژدیِ هابرماس در این است که او به جای ایستادن در سمتِ درستِ تاریخ، به «همدست تئوریک خون» بدل شد. هابرماس در پایان عمر، عملاً به ضدِ خودش تبدیل شد. او که می‌خواست آلمان را از شرِ فاشیسم نجات دهد، با حمایت از آپارتاید صهیونیستی، به نوعی «فاشیسم لیبرال» تن داد. 🌱 فکرت | گفت‌وگویی برای ساخت فردا 🔅@fekratmedia🔅
هدایت شده از حکمت ملاصالحی
🔴 *یکی از عمیق‌ترین و پربحث‌ترین واکنش‌های چند ساعت اخیر (شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۴)،* متعلق به «یووال نوآ هراری» (Yuval Noah Harari)، مورخ و نویسنده کتاب‌های پرفروش «انسان خردمند» و «۲۱ درس برای قرن ۲۱»، است. این توییت با بیش از ۸۵ میلیون بازدید، از زاویه «تکامل تمدن و بقای هویت» به جایگاه ایران پرداخته است. متن توییت: > "History is littered with the corpses of empires that mistook military might for civilizational superiority. Iran is not a 'nation-state' in the modern sense; it is a 'civilization-state' that has outlived every empire that tried to bury it. You cannot 'reset' a culture that is woven into the very fabric of human cognition. To destroy Iran is to lobotomize the collective memory of our species. Power is fleeting, but a 3,000-year-old story is invincible." 🔶 ترجمه فارسی: > «تاریخ انباشته از جنازه‌ی امپراتوری‌هایی است که قدرت نظامی را با برتریِ تمدنی اشتباه گرفتند. ایران یک "کشور-ملت" به معنای مدرن کلمه نیست؛ بلکه یک "کشور-تمدن" است که از تمام امپراتوری‌هایی که سعی در دفن کردنش داشتند، بیشتر عمر کرده است. شما نمی‌توانید فرهنگی را که در تار و پودِ شناختِ بشری بافته شده، "بازنشانی" (Reset) کنید. نابود کردن ایران، مانند "لوبوتومی" (جراحی تخریب مغز) کردنِ حافظه جمعیِ گونه‌ی انسان است. قدرت، زودگذر است؛ اما یک داستانِ ۳۰۰۰ ساله، شکست‌ناپذیر است.» 🔶 چرا این توییت در صدر بازدیدها قرار گرفت؟ ۱. تحلیلِ ساختاری: هراری با استفاده از واژه «Civilization-state» (کشور-تمدن)، به مخاطبان جهانی فهماند که ایران با کشورهای نوظهور تفاوت دارد و ریشه‌هایش در اعماق تاریخ است، نه در قراردادهای سیاسی معاصر. ۲. تصویر ضمیمه: او تصویری از «منشور حقوق بشر کوروش» را در کنار «یک میکروچیپ مدرن» قرار داده است. زیر آن نوشته شده: *"نرم‌افزارِ اخلاق و حقوق بشر، قرن‌ها پیش در این خاک نوشته شد. سیستم را خراب نکنید."* 🔶 واکنش‌های برجسته در کامنت‌ها: - یک استاد دانشگاه از توکیو نوشت: *"هراری درست می‌گوید. ایران مانند 'دی‌ان‌ای' تمدن است. اگر آن را تغییر دهید، کلِ ارگانیسمِ تمدنِ بشری آسیب می‌بیند. ما مدیونِ ثباتِ فرهنگی ایران هستیم."* - یک کاربر از مصر کامنت گذاشت: *"ما در مصر اهرام را داریم که نماد سنگ هستند، اما ایران 'معانی' را دارد که نمادِ روح هستند. سنگ می‌شکند، اما معنا نه."*
هدایت شده از بیژن عبدالکریمی
🔰*تاب‌آوری جامعه ایرانی صلح و توسعه می‌آورد * روایت خودآگاهی تاریخی ایرانیان در جنگ ۹ اسفند در گفت‌وگو با *دکتر بیژن عبدالکریمی* ◽️«ایران» فی نفسه برای منافع استعماری آمریکا و غرب در منطقه خطرناک بوده و هست. «ایده انقلاب ایران» یعنی برهم زدن نظام بردگی و سلطه جهانی هم برای غرب بسیار خطرناک است. ◽️گفتمان انقلاب یک خطا داشت؛ اینکه بخش غرب‌گرای جامعه را نادیده گرفت و با آن‌ها گفت‌وگو نکرد. اساساً زبانی برای این گفت‌وگو نداشت. رسانه‌ای هم نداشت که بتواند این بخش را با گفتمان انقلاب همراه کند. ◽️ما باید ایران‌زمین را حفظ کنیم. ممکن است با حاکمیت، دولت و انقلاب مشکلات زیادی داشته باشیم اما هیچ فرزندی مادر خود را به دست بیگانگان نمی‌سپارد تا از پدر خود انتقام بگیرد. ◽️تاب‌آوری جامعه ایرانی می‌تواند صلح را به کشور ما برگرداند و به تبع همین صلح است که می‌توانیم به سمت توسعه اقتصادی و سیاسی گام برداریم. ◽️ما جنگ می‌کنیم تا به شرایط صلح پایدار برسیم؛ زمان به نفع ایران است. اما نه ضعف مطلق هستیم و نه قدرت مطلق. هردو این دیدگاه‌ها خطرناک است. ◽️در عصر پساسیاست، ترامپ لاف زیاد زده و دروغ زیاد می‌گوید. این نشان می‌دهد که مستأصل شده و نشانه‌ای از شکست آمریکاست. کشور ما کاری کرده که اینگونه حرف زدن بیشتر به حرف احمق‌ها شبیه است تا یک سیاستمدار واقعی. ◽️تا همین جای میدان هم ما پیروز صحنه هستیم. اسطوره شکست‌ناپذیری آمریکا و اسرائیل فرو ریخت. اما این بدان معنا نیست که به آتش‌بس زودرس روی بیاوریم. 🌐 [متن کامل این گفت‌و‌گو را در تارنمای کانون اندیشه جوان مطالعه کنید.](https://canoon.ir/%d8%aa%d8%a7%d8%a8%d8%a2%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%ac%d8%a7%d9%85%d8%b9%d9%87-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b5%d9%84%d8%ad-%d9%88-%d8%aa%d9%88%d8%b3%d8%b9%d9%87-%d9%85%db%8c/) 📌 @canoon_ir
هدایت شده از بیژن عبدالکریمی
تاب‌آوری جامعه ایرانی صلح و توسعه می‌آورد روایت خودآگاهی تاریخی ایرانیان در جنگ ۹ اسفند در گفت‌وگو با دکتر بیژن عبدالکریمی تاب‌آوری جامعه ایرانی صلح و توسعه می‌آورد Picture of کانون اندیشه جوان کانون اندیشه جوان 24 اسفند 1404 بدون دیدگاه «ایران» فی نفسه برای منافع استعماری آمریکا و غرب در منطقه خطرناک بوده و هست. «ایده انقلاب ایران» یعنی برهم زدن نظام بردگی و سلطه جهانی هم برای غرب بسیار خطرناک است. گفتمان انقلاب یک خطا داشت؛ اینکه بخش غرب‌گرای جامعه را نادیده گرفت و با آن‌ها گفت‌وگو نکرد. اساساً زبانی برای این گفت‌وگو نداشت. رسانه‌ای هم نداشت که بتواند این بخش را با گفتمان انقلاب همراه کند. ما باید ایران‌زمین را حفظ کنیم. ممکن است با حاکمیت، دولت و انقلاب مشکلات زیادی داشته باشیم اما هیچ فرزندی مادر خود را به دست بیگانگان نمی‌سپارد تا از پدر خود انتقام بگیرد. تاب‌آوری جامعه ایرانی می‌تواند صلح را به کشور ما برگرداند و به تبع همین صلح است که می‌توانیم به سمت توسعه اقتصادی و سیاسی گام برداریم. ما جنگ می‌کنیم تا به شرایط صلح پایدار برسیم؛ زمان به نفع ایران است. اما نه ضعف مطلق هستیم و نه قدرت مطلق. هردو این دیدگاه‌ها خطرناک است. در عصر پساسیاست، ترامپ لاف زیاد زده و دروغ زیاد می‌گوید. این نشان می‌دهد که مستأصل شده و نشانه‌ای از شکست آمریکاست. کشور ما کاری کرده که اینگونه حرف زدن بیشتر به حرف احمق‌ها شبیه است تا یک سیاستمدار واقعی. تا همین جای میدان هم ما پیروز صحنه هستیم. اسطوره شکست‌ناپذیری آمریکا و اسرائیل فرو ریخت. اما این بدان معنا نیست که به آتش‌بس زودرس روی بیاوریم. اشاره: جنگ با که، برای چه و تا کجا؟ اینها سه پرسش اساسی هستند که این روزها در میان افکار عمومی ایرانیان موج می‌زنند. جامعه پرسشگر بوده و می‌خواهد بداند که چرا این جنگ به ما تحمیل شد؟ تا کجا بایستی جنگید و هدف ما در این جنگ چیست؟ از تلفیق پاسخ به این سه‌گانه است که می‌توان به روایتی از دومین نبرد میان کشورمان ایران با آمریکا رسید. امروزه که ذهن‌های ما پیش و بیش از آنکه تحت بمباران هواپیماهای دشمن قرار داشته باشد، تحت بمباران رسانه‌های بیگانه قرار دارد، لازم است تا نخبگان متعهد به وطن، روایت بومی این جنگ را به دست دهند. از همین رو به گفت‌وگو با دکتر بیژن عبدالکریمی فیلسوف و کنشگر سیاسی این روزها پرداخته‌ایم تا روایت او از این جنگ را بشنویم. *** علت و ریشه بروز این جنگ چیست؟ آیا دلیل مسئله آنگونه که روایت می‌شود جاه‌طلبی‌های نظام اسلامی در خصوص مسائل هسته‌ای، موشکی و منطقه‌ای است؟ یا مسئله سلب تمام مولفه‌های قدرت و استقلال از این کشور است؟ همان‌طور که بارها گفته‌ام، مسئله نه رهبری بود و نه حتی جمهوری اسلامی. «ایران» فی نفسه برای منافع استعماری آمریکا و غرب در منطقه خطرناک بوده و هست. ایران با وسعت عظیم خود، از تشکیل نقشه خاورمیانه جدید ممانعت می‌کند؛ لذا ایران نیز باید نظیر سومالی، یمن، سوریه، عراق و … تکه‌تکه شود. اینکه می‌گویند این جنگ به خاطر جاه‌طلبی نظام اسلامی، صدور انقلاب، تشکیل حلقه شیعی برای بسط ولایت فقیه راه افتاده، همه اینها روایت‌های موساد، اسرائیل و سازمان سیا است. ما هیچ وقت تخاصم‌جو نبوده‌ایم. موضع ما همیشه دفاعی بوده اما آنها می‌خواستند نقشه‌های استعماری خود را پیاده کنند. جنگ ما امروز صرفاً با اسرائیل و آمریکا نیست، ما کل نقشه آنها در منطقه را به‌هم ریخته‌ایم. نکته دیگر آنکه خود «ایده انقلاب ایران» یعنی برهم زدن نظام بردگی و سلطه جهانی، برای غرب بسیار خطرناک است. این ایده سلطه غرب و هژمونی غرب را به چالش گرفته و همین چالش است که برای کل غرب خطرناک جلوه می‌کند. روایت بومی ما از این جنگ چیست؟ آیا ما روایت منسجم و واحدی داریم، یا باید داشته باشیم؟ یا لازم است خرده‌روایت‌های متعددی را بازتولید کنیم؟ چه تعداد از جامعه درگیر روایت ما از جنگ می‌شوند یا هستند؟ به باور شما برای درگیر ساختن جامعه با روایت‌مان چه باید کرد؟
هدایت شده از بیژن عبدالکریمی
متأسفانه ما به لحاظ تاریخی با معضل «جامعه دوقطبی» مواجه هستیم. یعنی ما یک جامعه دو قطبی بوده‌ایم و این مسئله خود را بعد از انقلاب آشکارتر کرده و رسانه‌های وابسته به کانون‌های قدرت به آن دامن زده‌اند. این رسانه‌ها دائماً روی گسست‌ها حرکت می‌کنند و این گسست‌ها در جامعه ما وجود دارد. در هریک از این دو قطب روایت جنگ با روایت قطب مقابل کاملاً متعارض است. گفتمان انقلاب یک خطا داشت؛ اینکه بخش غرب‌گرای جامعه را نادیده گرفت و بر نیروهای خود که فعال بوده و البته حقیقتاً هم اصیل‌ترین نیروهای تاریخی ما هستند، حساب می‌کرد؛ اما بخشی از جامعه را که بیشتر در عالم غرب بود و جهان را به منزله منبعی برای مصرف از محصولات تکنولوژیک می‌فهمید نادیده گرفت، با آن‌ها گفت‌وگو نکرد و یا اساساً زبانی برای این گفت‌وگو نداشت. رسانه‌ای هم وجود نداشت که بتواند این بخش را با گفتمان انقلاب همراه کند. رسانه‌هایی نظیر رسانه‌های اصلاح‌طلب، روشنفکر‌ها و دانشگاهی‌ها به این شکاف‌ها دامن زدند. به همین دلیل ما هم با گفتمان انقلاب و هم با مسئولان در حوزه فرهنگ، رسانه، أمر اجتماعی، دانشگاه‌ها، گزینش و حراست باید یک بازنگری اساسی داشته باشیم تا این شکاف را پر کنیم. همچنین روشنفکر‌ها، اصلاح‌طلب‌ها، نیروهای منتقد و اپوزیسیون لازم است یک بازنگری در گفتمان خود داشته باشند تا این شکاف را که پاشنه آشیل کشور ما بوده و بسیار برای ما هزینه ایجاد کرده و حتی یکی از مولفه‌های موثر در جنگ و حمله بیگانگان است را کاهش دهند. یکی از مواردی که دشمن روی آن حساب باز کرده، وجود همین شکاف است. این شکاف امنیت ملی ما را به خطر انداخته است. حوادث خشونت بار ۱۸ و ۱۹ دی ماه ۱۴۰۴ نشان داد ما از این ناحیه چقدر آسیب‌پذیر هستیم. لذا برای اینکه بتوانیم به روایت واحدی از جنگ و مقاومت برسیم، در عرصه فرهنگی، دانشگاه و رسانه بایستی کارهای بسیار بزرگی انجام دهیم. اما متأسفانه هم در میان پوزیسیون و اپوزیسیون، هم در حاکمیت و گفتمان انقلاب و روحانیت و از این سو در دانشگاهیان، روشنفکران و… یک نوع «لَختی گفتمانی» وجود دارد. اما بعد از جنگ دوازده روزه، پس از حوادث دی ماه و حالا بعد از جنگ نهم اسفند، همه ما در هر قطبی و یا قشری از این جامعه هستیم، اعم از موافق یا مخالف، لازم است به خاطر منافع ملی، گفتمان خود را مورد بازنگری قرار داده و با شیوه‌های جدیدی وارد صحنه حیات سیاسی اجتماعی شویم. سخن شما با کسانی که روایت خود را از رسانه‌هایی نظیر ایران اینترنشنال، صدای آمریکا و … دریافت می‌کنند چیست؟ این بخش از جامعه متأسفانه فاقد «خودآگاهی ملی و تاریخی» است. البته خود ما، حاکمیت و گفتمان انقلاب هم کوتاهی‌هایی داشته‌ایم که آنها را به سمت رسانه‌های بیگانه سوق داده‌ایم؛ این را نمی‌شود نادیده گرفت. اما پیام من آن است که ما باید ایران‌زمین را حفظ کنیم. ممکن است با حاکمیت، دولت و انقلاب مشکلات زیادی داشته باشیم اما هیچ فرزندی مادر خود را به دست بیگانگان نمی‌سپارد تا از پدر خود انتقام بگیرد. رسانه‌هایی مانند اینترنشنال حقیقتاً رسانه نیستند، اتاق جنگ علیه منافع ما هستند. همین عده از افراد که به شرایط انتقاد دارند و با آنها هم‌صدا می‌شوند، خود بخشی از بحران جامعه ما شده‌اند؛ چون اجازه نمی‌دهد جامعه ما به اصلاحات جهت تحقق مطالبات همین افراد منتقد نزدیک شود. حاکمیت ناچار است اینها را به عنوان ستون پنجم دشمن ببیند. اما اگر همه اطراف در کشور، خطرات امنیتی و ژئوپلوتیک را به رسمیت بشناسند، ما می‌توانیم خیلی سریع‌تر در جهت نیل به مطالبات برحق بخش بزرگی از مردم که پس از انقلاب تحقق پیدا نکرده است، گام برداریم. حسب مصاحبه‌هایی که برخی مسئولین غربی صورت دادند، بروز اغتشاشات اخیر و شکاف در جامعه ایرانی، در تسریع جنگ اثرگذار بود. آیا نمی‌توان اتحاد جامعه ایرانی را در پایان‌بخشی به این جنگ موثر دانست؟ محور تألیف قلوب و انسجام‌بخش جامعه ایرانی امروزه چه می‌تواند باشد؟ آیا ترس از سوریه‌ای شدن می‌تواند منجر به انسجام جامعه شود؟ تاب‌آوری جامعه ایرانی را چگونه می‌توان فهمید؟ برای ارتقای آن چه برنامه‌هایی را می‌توان اندیشید؟
هدایت شده از بیژن عبدالکریمی
همان‌طور که خود شما به درستی اشاره کردید، پاره‌ای از افراد ناآگاه تصور می‌کردند اگر دائماً شکاف را بیشتر کرده و پای افراد ناآگاه به این کشور باز شود، زودتر به مطالبات خود می‌رسند و خود همین أمر یکی از عوامل گسترش جنگ در منطقه ما و سبب حمله آمریکا و اسرائیل به ایران شد. در واقع از قضی سرکه انگبین صفرا فزود. اپوزیسیون ما از جنگ می‌ترسید و خواهان صلح، توسعه و بسط توسعه سیاسی بود، اما با مواضع خود زمینه‌های جنگ را فراهم کرد. اگر شکاف اجتماعی ما نبود شاید دشمنان ما جرئت نمی‌کردند به این کشور حمله کنند. حالا که دشمنان بر تفرقه و شکاف اجتماعی ما به عنوان یک عامل حمله تکیه کرده‌اند، خود انسجام ملی ما می‌تواند عاملی برای زودتر پایان یافتن جنگ باشد. تا زمانی که این شکاف وجود داشته باشد، دشمنان امیدوارند که در واقع شرایط سوریه‌سازی کشور را فراهم کنند، اما اگر انسجام ملی خودمان را نشان دهیم، بی‌تردید آنان عقب‌نشینی خواهند کرد. لذا تاب‌آوری جامعه ایرانی می‌تواند صلح را به کشور ما برگرداند و به تبع همین صلح است که می‌توانیم به سمت توسعه اقتصادی و سیاسی گام برداریم. پایان این جنگ در چه نقطه‌ای می‌تواند رقم بخورد؟ آیا اخراج آمریکا از منطقه أمری ممکن است؟ پایان نزدیک جنگ به معنای ناتمام ماندن پرونده‌های باز فعلی آیا نهایتاً به نفع جامعه ایرانی است یا به سقوط آن بیشتر کمک می‌کند؟ به هر حال هر جنگی به پایان می‌رسد و نمی‌توانیم جنگ را تا ابد ادامه دهیم. ما جنگ می‌کنیم تا به شرایط صلح پایدار برسیم. ما در مورد پایان جنگ با دو خطر مواجه هستیم؛ یکی آنکه بترسیم و تسلیم شویم آنچنان که بعضی از غرب‌زده‌ها می‌گویند مبنی بر آنکه نمی‌شود در برابر غرب یا آمریکا مقاومت کرد. البته این اسطوره دیگر شکسته شد. اما خطر دوم آن است که فکر کنیم ما اراده مطلق هستیم، توان داریم و می‌توانیم در این جهان هرکاری را بکنیم. پس نه ما مفلوک و ضعف مطلق هستیم و نه آنکه ما قدرت مطلق هستیم. هردو این دیدگاه‌ها خطرناک است. لذا ما نباید مطالباتی را بخواهیم که در عمل امکان تحقق نداشته و منجر به خار و خفیف شدن گفتمان انقلاب و مقاومت شود. اما این نکته درست است که ما به هیچ وجه نمی‌توانیم به شرایط قبل از ۹ اسفند و حمله آمریکا و اسرائیل به کشورمان بازگردیم و نمی‌توانیم به یک آتش‌بس موقت تن دهیم تا آنها دوباره تجهیز شده و کشور ما را مورد حمله قرار دهند. لذا ما خواهان یک آتش‌بس و صلح پایدار هستیم. به نظر من چند نکته را می‌توانیم داشته باشیم. ما می‌توانیم از ان‌پی‌تی بیرون بیاییم؛ بدون آنکه اعلام کنیم ما می‌خواهیم سلاح هسته‌ای بسازیم تا بهانه دست غرب بدهیم. می‌گوییم از آنجا که گروسی خیانت کرده و برغم رعایت همه مقررات، اطلاعات ما را به اسرائیل داده و چون دو قدرت اتمی ـ از جمله اسرائیل که حتی ان‌پی‌تی را امضاء نکرده و می‌دانیم سلاح هسته‌ای، شیمیایی، بیولوژیک و … ـ دارد و به یک کشور عضو ان‌پی‌تی حمله کرده‌اند و آژانس این مسئله را محکوم نکرده، از این پیمان بیرون می‌آییم. امارات دیگر غلط کند که بخواهد ادعای ارضی نسبت به جزایر سه‌گانه ایرانی داشته باشد و همچنین آمریکایی‌ها نباید نزدیک ما پایگاه داشته باشند. مثلاً می‌توانیم بگوییم آمریکایی‌ها نباید در کردستان عراق پایگاه داشته باشند. اینها می‌توانند مطالبات منطقی ما بوده و به منزله پیروزی در میدان تلقی شوند. آیا طولانی شدن این جنگ منفعتی برای کشوری دارد؟ چرا آمریکا نمی تواند طولانی مدت بجنگد؟ موانع داخلی و بین المللی پیش روی آن چیست؟ آیا ایران ظرفیت جنگ طولانی مدت را دارد؟ من پاسخ به این سوال را به نوعی در ضمن سوال پنجم دادم. بالاخره هر جنگی باید تمام شود، نمی شود مردم کشته شده، زیرساخت‌های تخریب شده بمانند و زندگی جهنمی‌تر شود. ما می‌جنگیم برای آنکه به صلح برسیم، اما زمان به نفع ایران است. گذر زمان به نفع آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها نیست. لذا در نیل به یک آتش بسط نباید عجله کرده و در عین حال نبایستی دچار توهم شده که این جنگ را می‌توانیم بسیار بسیار طولانی ادامه دهیم. هرچند ما الان در شرایطی هستیم که می‌توانیم خواهان آتش‌بس زودرس نباشیم. دو سخن اخیر ترامپ که در جامعه ایرانی بازتاب داشت، یکی طرح مجدد تسلیم بدون قید و شرط و دیگر بحث اعمال نظر در خصوص رهبر بعدی بود که لازم است با آمریکا هماهنگ باشد. به باور شما مردم ایران که انقلاب ۵۷ را با انگیزه استقلال رقم زدند، امروزه زیر بار این برخوردها خواهند رفت؟
هدایت شده از بیژن عبدالکریمی
باید بگویم در واقع ترامپ هم به لحاظ شخصیت فردی و هم به لحاظ نمایندگی از ساختاری که بر عهده گرفته ـ یعنی ساختاری که نظام قدرت آمریکایی در شرایط عصر پساسیاست قرار گرفته ـ بسیار زیاد دروغ می‌گوید. او هم به لحاظ شخصی بی اعتبار بوده و هم هژمونی آمریکایی به خطر افتاده به همین دلیل در عصر پساسیاست، شخصیت، اعتبار و آبرو چه در فرد ترامپ و چه در خود آمریکا اصلاً مطرح نیست. آنها می‌کوشند تا به هر طریقی پیروزی خود را در میادین گوناگون به دست بیاورند، حتی به بهای بی‌اعتبار کردن آمریکا. در چنین شرایطی ترامپ لاف زیاد زده و دروغ زیاد می‌گوید. خود اینها نشان می‌دهد که مستأصل شده و نشانه‌ای از شکست آمریکاست. با این خودآگاهی تاریخی و ملی که مردم ما پیدا کرده‌اند، شرایط به گونه‌ای نیست که بخواهد به این نوع مناسبات با آمریکا بیاندیشد. کشور ما کاری کرده که اینگونه حرف زدن بیشتر به حرف احمق‌ها شبیه است تا یک سیاستمدار واقعی. نکته پایانی که می‌خواهم اضافه کنم این است که جامعه ما به شدت نیازمند «عقلانیت» است. ما همواره از دو طرف افراط و تفریط در خطر بوده‌ایم. در خصوص جنگ نیز ما باید از افراط و تفریط بپرهیزیم. هم از نوعی احساس خودباختگی و مفلوک بودن کردن و اینکه غرب و آمریکا را قدرت مطلق و همه توان بدانیم و از سوی دیگر این خطر وجود دارد که خود را قدرت مطلق دیده و به محدودیت‌های تاریخی، تمدنی، تکنولوژیک و نکات دیگر توجه نکنیم. به باور من ما تا همین الان نیز پیروز میدان هستیم. آمریکایی‌ها آمدند تا حاکمیت کشور ما را ساقط کنند اما نتوانستند. آمدند نوعی اغتشاش در کشور ایجاد کنند و انسجام ملی را ازبین ببرند، نتوانستند. آمدند مرز‌ها را تغییر داده و ایران را تکه‌تکه کنند اما نتوانستند. علاوه بر آن اسطوره شکست‌ناپذیری آمریکا و اسرائیل کاملاً فرو ریخت. لذا تا همین جای میدان هم ما پیروز صحنه هستیم. البته این سخن من بدان معنا نیست که به آتش‌بس زودرس روی بیاوریم. اما باید بدانیم که ترامپ خواهد کوشید تا روایت پیروزی سر دهد و در جنگ روایت‌ها پیروز شود. البته ابزار قدرت‌مند رسانه دست آنهاست. اما ما باید روایت پیروزی را از هم‌اکنون آغاز کنیم تا شرایط را در موقعیت‌های بهتر به نفع خودمان به پیش ببریم.
هدایت شده از خبرگزاری فارس
جهان پس از ۹ اسفند؛ توهم «فروپاشی ایران» به «تثبیت قدرت ایران» تبدیل شد 🔹تحولات ۲ هفته اخیر نشان می‌دهد جنگی که آمریکا و اسرائیل در ۹ اسفند با هدف فروپاشی ایران آغاز کردند، نتیجه‌ای کاملاً معکوس داشته است. ایران امروز نه به عنوان یک هدف، بلکه به عنوان یک «قدرت غیرقابل حذف» در محاسبات جهانی ظاهر شده است. شواهد این تغییر نظم بزرگ چیست؟ ۱. هند و عبور از چتر امنیتی آمریکا: 🔸برخلاف دهه‌های گذشته، دهلی‌نو برای امنیت انرژی خود مستقیماً با تهران وارد مذاکره شد. 🔸عبور ایمن کشتی‌های هندی از تنگه هرمز در ازای آزادسازی نفتکش‌های ایرانی، یعنی هند امنیت خود را در گرو تعامل با ایران می‌بیند، نه هماهنگی با سنتکام! ۲. سرپیچی اروپایی از واشنگتن واکنش اروپایی‌ها درخواست ترامپ برای مهار ایران در تنگۀ هرمز غیرمنتظره بود: 🔸فرانسه: ناو شارل دوگل در هیچ عملیات تهاجمی علیه ایران شرکت نمی‌کند. 🔸اسپانیا: استفاده از پایگاه‌های نظامی برای حمله به ایران ممنوع! 🔸ایتالیا: رم منافع خود را فدای جنگ‌طلبی واشنگتن نمی‌کند. ۳. باج‌های راهبردی ترامپ به رقبا: 🔸دولت ترامپ برای جلوگیری از انفجار قیمت نفت، ناچار شد به روسیه امتیاز بدهد و برای میانجی‌گری دست به دامان پکن شود. این یعنی آمریکا برای مهار ایران، موقعیت جهانی خود را پیش روسیه و چین تضعیف کرده است. 🔹چارلز لیستر، تحلیلگر ارشد موسسه خاورمیانه در واشنگتن می‌گوید: ایران به هدفی که دهه‌ها دنبال می‌کرد، دست یافته است؛ یعنی تبدیل‌شدن به یک کنشگر ضروری برای ثبات اقتصاد جهان. @Farsna
🔻شابلون‌ و پوستر را زمین بگذارید، ویترین‌ و استیج را ورق بزنید؛ 🔸اندرباب نوسازی تاکتیک‌های حضور در شب‌های حساس ایران ✍🏽 محمد طالبی؛ عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم علیه السلام ♦️در ایامی که سایه‌ی تهدید و جنگ بر سر شهرها سنگینی می‌کند، حضور شبانه‌ی مردم ایران در خیابان‌ها، فراتر از یک پیاده‌روی ساده، در واقع ترسیم‌کننده‌ی یک «خط دفاعی نرم» است. دشمن با راهبرد «جنگ شهری» به‌دنبال ایجاد فضای ناامنی و تخلیه‌ی روانی شهروندان است؛ اما حضور آگاهانه‌ی مردم، این معادله را به نفع امنیت ملی تغییر داده است. با این حال، برای استمرار این حضور و جلوگیری از فرسایشی شدن آن، نیازمند یک بازنگری جدی در «تکنیک‌های حضور» هستیم. 🔹 ۱. عبور از کلیشه‌های بصری به سمت تعاملات انسانی به نظر می رسد باتوجه به گذشت بیش از دو هفته از حضور خیابانی سرمایه گذاری ایستگاه ها و موکب ها روی پوستر، شابلون و پذیرایی چایی اشتباه است و محیط به یک اشباع نسبی رسیده و دیگر این موارد نمی تواند پیام جدیدی تولید کند. این ایستگاه ها و مواکب باید از ظرفیت ها و خلاقیت های جدید برای حفظ و تثبیت جمعیت در خیابان استفاده کنند. به عبارت دیگر باید از رسانه های چاپی و بصری عبور کرد و «رسانه های تعاملی» را رونق بخشید. برخی از این موارد عبارتند از: - تئاتر خیابانی: زبان هنر، برنده‌ترین سلاح برای روایت مظلومیت و اقتدار است. اجرای نمایش‌های کوتاه که مفاهیم پایداری را با چاشنی امید و حتی طنز روایت می‌کنند، می‌تواند روحیه جمعی را بازسازی کند. - میز بازی‌های فکری: تبدیل خیابان به فضایی برای فکر کردن و تعامل. وقتی خانواده‌ها در کنار هم دور یک میز بازی می‌نشینند، پیام «امنیت برقرار است» را با قدرتی بیشتر از صدها سخنرانی به دنیا مخابره می‌کنند. این کار باعث می‌شود حضور در خیابان از یک تکلیف سیاسی به یک انتخاب تفریحی و بصیرتی تبدیل شود. - دعا و مناجات: تا امروز حجم مداحی های حماسی و ریتمینگ متناسب با شرایط بسیار بالا بوده است. به نظر می رسد باید قدری به آرامش، سکون، توجه و توسل در خیابان هم پرداخت. کمتر ایستگاه و موکبی را این شبها می بینیم که مناجات آرامش بخشی پخش کند و یا برنامه زنده دعا و توسل داشته باشد. 🔹۲. پیوند «مقاومت» با «معیشت»؛ پویش خرید هوشمندانه بزرگ‌ترین آسیب حضور پرحجم مردم در معابر اصلی (مانند تجربه‌ی خیابان شهید صدوقی قم در این شبها)، ناخواسته متوجه بدنه اقتصادی شهر یعنی مغازه‌داران شده است. خطر بزرگ در شرایط جنگی، فروپاشی اقتصادیِ لایه‌های میانی و پایین جامعه است. وقتی خیابانی برای امنیت قرق می‌شود، نباید به قیمتِ ورشکستگیِ مغازه‌دارِ همان خیابان تمام شود. - غرفه‌های خرید و بن‌های تخفیف : موکب‌ها و ایستگاه‌های فرهنگی باید با توزیع بن های تخفیف نقش تسهیل گری در خرید از فروشگاه های خرد را ایفا کنند. به جای توزیع صرفِ اقلام فرهنگی و یا خوراکی در مواکب و ایستگاه ها، می‌توان پویش‌هایی راه‌اندازی کرد که مردم را به خرید از مغازه‌های همان محدوده تشویق کند. - مسئولیت اجتماعیِ عابرین: حضور در خیابان باید با «خریدِ حمایتی» همراه شود. هر خانواده‌ای که برای پیاده‌روی شبانه می‌آید، باید بداند که خرید یک کالای کوچک از مغازه‌داری که چک و اجاره‌اش عقب افتاده، خود بخشی از جهاد است. 🔹خلاصه اینکه اگر قرار است خیابان سنگر ما باشد، این سنگر باید «زندگی» در آن جریان داشته باشد. مردمی که نگران چک، اجاره‌خانه و سفره شب عید خود هستند، نمی‌توانند برای مدت طولانی در صفِ اولِ حضورِ خیابانی بمانند. تبدیلِ «تجمع» به «شبکه حمایت اقتصادی و تفریح سالم»، بهترین پاتک به دشمنی است که روی خستگی و استیصال ما حساب باز کرده است. یادمان نرود هر رسیدی که از دستگاه کارتخوانِ یک مغازه‌دار در خیابان‌های قرق‌شده بیرون می‌آید، تیری است به قلبِ راهبردِ ناامن‌سازیِ دشمن. "مثل بهشتی"؛ منعکس‌کننده بهترین تحلیل‌ها؛ عضو شوید👇 ✅️ @mesle_Beheshti‌
هدایت شده از خبرگزاری فارس
دستگیری پلیس قلابی در اردبیل 🔹فرماندۀ انتظامی اردبیل: مأموران نیروی انتظامی این شهرستان هنگام گشت‌زنی انتظامی به فردی که لباس پلیس برتن داشته و تجهیزات پلیسی در اختیار داشت، مشکوک شدند. 🔹با بررسی‌های به‌عمل‌آمده مشخص شد این فرد مأمور قلابی است که قبل از ارتکاب جرم دستگیر شد. 🔹از این پلیس قلابی تعدادی تجهیزات پلیسی و ارز خارجی قلابی کشف که اقدامات قانونی دراین‌رابطه در دست اقدام است. @Farsna - Link
هدایت شده از خبرگزاری تسنیم
جهش ۷۱ درصدی قیمت نفت اوپک 🔹قیمت سبد نفتی اوپک به‌ دنبال افزایش دامنه درگیری‌ها در جنگ رمضان، تاکنون بیش از ۷۱ درصد افزایش یافته و به ۱۲۰ دلار و ۸۶ سنت رسیده است. @TasnimNews