eitaa logo
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
545 دنبال‌کننده
2.8هزار عکس
1.5هزار ویدیو
19 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از خبرگزاری تسنیم
منتظریم ایران بیانیه بدهد 🔹ادوارد لوس، معاون سردبیر روزنامه‌ی فایننشال‌تایمز: «وضعیت عجیبی شده که منتظریم ایران بیانیه بدهد تا ببینیم آیا حرف‌های رئیس‌جمهور آمریکا ذره‌ای حقیقت دارد یا نه.» @TasnimNews
🔹مصاحبه با دکتر محمدباقر ذوالقدر درباره مرحوم سید منیرالدّین حسینیِ هاشمی ramzeobour.com/برای-تصویب-اصل-ولایت-فقیه-شب-و-روز-نداشت.html
هدایت شده از سیمافکر
8.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مبارزه با آمریکا؛ واقعیت گریزناپذیر سعید لیلاز- گفتگوی ویژهٔ خبری «ما خیال می‌کنیم آقای ترامپ یک شهاب ثاقب است؛ می‌آید و می‌رود. چون آمریکا هژمونی‌اش را از دست می‌دهد تبدیل به یک قدرت سلطه‌گر می‌شود. شروع می‌کند بی‌پرده و عریان با جهان برخورد کردن ... . هیچگونه همراهی جمهوری اسلامی جز تسلیم مطلق نمی‌توانست مانع جنگ بشود. شک‌ نکنید مدرسهٔ میناب کاملا عمدی بود. چیزی بود که من از امپریالیسم آمریکا کاملا انتظار داشتم.» 💡هر فیلم آغاز یک گفتگوست... @simafekr_com
هدایت شده از سیمافکر
15.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ترامپ وارد قمار از پیش‌باخته شده است جان مرشایمر - ۳ مارس ۲۰۲۶ «این خیلی مشخص است که اسرائیل تصمیم‌گیرنده است و ترامپ صرفاً دستورات را دنبال می‌کند. پس مهم نیست که اهداف ما (آمریکا) از جنگ چیست! مهم این است که اهداف اسرائیل از جنگ چیست؟ آیا فکر می‌کنید قرار است شاهد تغییر نظام در ایران باشیم؟ به فرض هم که نظام عوض شود، آیا فکر می‌کنید نظام جدید موشک نمی‌خواهد؟ حزب‌الله و حماس و حوثی‌ها را نمی‌خواهد؟ ترامپ روی شکست ایران قمار کرده است. بیایید فرض کنیم که ما در نابود کردن ایران موفق عمل کنیم؛ شما اگر ایرانی باشی و فکر کنی داری سقوط می‌کنی، چه می‌کنی؟ همه را با خود می‌کشی پایین!» این سخنان مرشایمر مربوط به روزهای اول جنگ است؛ یعنی زمانی که هنوز حملات به زیرساخت‌ها آغاز نشده بود؛ هنوز جواز ترور مقامات بدون هماهنگی با دولت اسرائیل صادر نشده بود. با حرکات دیوانه‌وار دشمن در روزهای اخیر و پاسخ‌های ویرانگر ایران، این صحبت‌ها را بهتر می‌توان فهمید. توییت ترامپ درباره‌ی حمله ایران به تأسیسات گازی قطر، نشانه‌ای جدی در این استیصال ترامپ است. نسخه‌ی کامل‌تر این گفتگوی جان مرشایمر را می‌توانید در سایت سیمافکر ببینید. 💡 سیمافکر؛ ویدئو رسانه فرهنگ و سیاست ایران ایتا | بله | تلگرام | اینستاگرام
📝یادداشت هادی معصومی زارع در کانال منبثات: 💢 جنگ رمضان: نوشته یک: ایران بر سر دو راهی ✅ کار نباید به این‌جا می‌کشید و می‌شد که به این‌جا نکشد اما حالا که کار از کار گذشته است، چاره‌ای نیست جز آن‌که تا ته ماجرا را رفت. بدترین کارها، کارهای نصف‌نیمه است. بدترین چیزی که هم در این جنگ و هم در جنگ ۱۲ روزه از زبان صاحبان امر شنیده‌ام آن است که فکر فردای جنگ هستند. برای همین است که گاه در اتخاذ تصمیم‌های جسورانه تعلل می‌شود. این در حالی است که فردای جنگ درست امروز و از دل نتیجه همین جنگ مشخص می‌شود. از دید نویسنده در شرایط کنونی بازگذاشتن هر روزنه امیدی برای آینده یکی از اساسی‌ترین عوامل شکست آتی خواهد بود. از قضا کار به جایی رسیده است که امید این بار از دل ناامیدی مطلق جوانه خواهد زد. این به‌معنای نسنجیده رفتار کردن نیست. به معنی پذیرفتن بدترین سناریوهاست. تا جایی که سیاست‌مدار به این نتیجه رسیده باشد که آب از سرش گذشته است. خلال جنگ ۱۲ روزه به هر مسئول بلندپایه‌ای که دستم می‌رسید می‌گفتم بزرگ‌ترین اشتباه شما آن است که تصور می‌کنید وضعیت مواجهه کنونی از سنخ جنگ هشت ساله است. به این امید دارید که می‌توانید این بار هم تنش و جنگ را آینه به آینه رد کنید. خیر! این جنگ، جنگی موجودیتی است و پیروزی در آن پیش و بیش از هر چیز نیازمند چنین درکی است. ❇️ واقعیت آن است که بازی به پایان خط رسیده است و تنها یکی از این دو نتیجه در انتظار ایران است: یا در جنگ (به هر قیمتی و به هر جان‌کندنی) یا سلام کردن به فاز جنگ‌های داخلی گسترده اجتماعی_قومیتی و مذهبی و فروپاشی مفهوم تاریخی ایران. به گونه‌ای که اتفاقات ۱۸ و ۱۹ دی در مقابل آن چیزی به‌ شمار نیاید. و نکته هولناک داستان آن است که هزینه چنین جنگی چندبرابر بیش‌تر از جنگ کنونی خواهد بود‌. ✳️ کلید فهم چگونه رفتار کردن در جنگ جاری آن است که هر آتش‌بس نیم‌بندی از جنس جنگ ۱۲ روزه، باز کردن دروازه جهنم به روی مقدرات کشور است. در فردای چنین جنگی با این حجم از ویرانی و هزینه و حتمیت محاصره دریایی و هوایی بر کشور در فردای هر شکستی، حاکمیت در شرایطی خواهد بود که از حیث اقتصادی درمانده و ورشکسته و از حیث اجتماعی و سیاسی ناچار به توسل روزافزون به خشونت و قوه قاهره برای مدیریت وضعیت داخلی و از حیث روابط منطقه‌ای ناچار به باج دادن به همسایگان برای مدیریت دینامیک‌های قومی و مذهبی و کسب لقمه‌ای نان برای تمشیت امور است. و کیست که نداند این وضعیت مرگی است تدریجی همراه با بدنامی و نکبت؟ تکرار چرخه‌ای مکرر و رو به رشد از شورش‌هایی از جنس ۱۳۹۶ تا ۱۴۰۴ است. زجرکش شدن است. ❎ مخلص کلام آن‌که طرف مقابل باید بفهمد که ج اا پس از سال‌ها نهایتا به این باور رسیده که دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد. پس اگر قرار به رفتن است همه را و همه چیز را با خود پایین می‌کشد. و این را می‌بایست در رفتار نشان دهد که شکر خدا (تا اندازه‌ای) نشان داده است. کلید فرج و گشایش همین‌جاست: فروش امنیت در برابر عادی‌شدن وضعیت اقتصادی و معیشتی ایران و بازگشت به معادلات پیش از ۱۳۹۰ ه.ش. و از قضا با اشتباه بزرگ امریکا در مشارکت تمام‌عیار در این جنگ که فرصت ضربه موثر ایران به زیرساخت‌های انرژی جهانی را فراهم ساخت، شرایط برای خلق نتیجه‌ای شیرین بیش از هر زمان دیگری در دسترس است. در نوشته دیگری توضیح خواهم داد که چگونه و چه‌طور‌. بمنه.
📝دومین یادداشت هادی معصومی زارع پیرامون جنگ رمضان 💢 خون، ژئوپلیتیک و انرژی ✅ خوانندگان منبثات در این سال‌ها بارها خوانده‌اند که در مواجهه با ائتلاف امریکایی و اسرائیلی آخرین چیزی که می‌تواند بازدارنده باشد آسیب زدن به زیرساخت‌ها و تجهیزات نظامی آن دو است‌. دو تجربه ناموفق و نمایشی عین‌الاسد (۲۰۲۰) و العدید قطر (۲۰۲۵) و نتایج تلخ آن هنوز پیش چشمانمان است. ❇️ به اختصار و آشکارا عوامل بازدارنده اصلی فراروی امریکا و رژیم تنها دو چیز است: ۱. خون: توان واردساختن تلفات جانی قابل توجه ۲. انرژی: توان مدیریت و کنترل عرضه انرژی در سطح جهانی تجربه جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان (تا این‌جای کار) نشان داده است که ج اا فاقد توان (به دلیل ضعف فنی یا اطلاعاتی یا هر دو) یا اراده (به دلیل ترس از واکنش شدیدتر طرف مقابل یا ذینفع بودن برخی از کارگزاران امنیت خارجی) واردساختن ضربات مرگبار به دو دشمن خود بوده است. پس بدون هیچ تعارفی مشق جنگ ج اا از این زاویه نتوانسته بازدارندگی لازم و کافی را داشته باشد. اگر مشکل از زاویه باشد، این یک بار دیگر نشان می‌دهد در نبرد با غول‌های تکنولوژیکی و اطلاعاتی اتکای صرف به فناوری‌های مدرن و به ساختارهای متصلب سازمانی تا چه اندازه خطا بوده است که بوده است. در حوزه اراده فعلا چیزی نمی‌خواهم بگویم یا بنویسم. در هر صورت اگر در این حوزه دست فرمان به همین شکل باشد امید چندانی به پایان جنگ و استمرار ویرانی ایران نمی‌توان داشت. چه‌آن‌که از این حیث فشار خاصی از جانب افکار عمومی امریکا بر دولت ترامپ وارد نشده و نخواهد شد. (اسرائیل البته پس از ۷ اکتوبر از آستانه تلفات متعارف عبور کرده است و تخصصا از موضوع خارج است.) ✳️ با این تفصیل تنها اهرم فشار باقی‌مانده برای به شکست کشاندن اهداف جنگ تحمیلی، مدیریت عرضه انرژی (نفت، گاز، اوره، گوگرد و...) و زیرساخت‌های مرتبط با آن و البته توان کافی برای تهدید حقیقی و موثر زیرساخت‌های هوش مصنوعی در سطح منطقه است. اهرمی که به طور مستقیم و فوری اثرات منفی‌اش را بر اقتصاد جهانی و از جمله اقتصاد امریکا نشان خواهد داد. کما این‌که تاکنون هم نشان داده است. و از قضا در این حوزه مزیت نسبی این بار از آن ایران است. این بار دست خدا از آستین جغرافیا خارج شده و جنگ رمضان را به تجلی جنگ تکنولوژی و ژئوپلیتیک مبدل ساخته است. تنگی تنگه هرمز (فارغ از بازشدن جبهه دریایی سرخ) و اهمیت کریدوری فوق‌العاده آن، جایی برای عقب‌کشیدن باقی نمی‌گذارد. راستش را بخواهید همان‌طور که جزایر ما قابلیت پدافندی نهایی ندارند و سقوط‌پذیر هستند، تنگه هرمز نیز به هیچ عنوان از سوی هیچ قدرت مدافعی پدافندپذیر نخواهد بود. برای امن کردن این تنگه هر نیروی مدافعی می‌بایست صد از صد موفق باشد اما برای ناامن کردن آن یک از صد کفایت می‌کند. آن‌هم با ابتدایی‌ترین تجهیزات نظامی. مساله در قابلیت قابل است نه در فاعلیت فاعل. بهره‌گیری هوشمندانه و جسورانه و اراده قوی برای حفظ و مدیریت میان‌مدت تنگه هرمز کلید هر گشایشی است. پس نفسی بلند لازم است. ❎ برای چیدن ثمره این البته اقدامات سخت‌ به تنهایی کفایت نمی‌کند. دشمن و همپیمانان عربش باید به این درک برسند که اراده‌ای خلل‌ناپذیر در تهران شکل گرفته است که به هر قیمتی به کمتر از معادله عادی‌شدن در برابر عادی‌شدن راضی نخواهد شد. عادی شدن وضعیت اقتصاد ایران در برابر عادی شدن تردد در تنگه. در غیر این‌صورت بگذار درب‌های جهنم به روی همه ما باز باشد. بی‌هیچ تبعیضی. ❇️ برای خلق چنین ادراکی می‌بایست برای مدتی تلفن‌های تهران خاموش باشد و مسولان محترم سیاسی از ارسال هرگونه سیگنالی در خصوص مذاکره یا آتش‌بس اجتناب کرده و همه چیز را به جنوب و ارجاع دهند. شروط هر مذاکره و آتش‌بسی می‌بایست در سواحل جنوب ایران بسته شود. تهران صرفا بهره‌بردار باشد. این‌طور هم برای ایران بهتر است. هم برای ج اا. مرگ یک بار، شیون یک بار!
تکمله معصومی زارع به دو یادداشت‌ قبلی، پس از ادعای اخیر ترامپ: 💢 اگر واقعا در پشت پرده مذاکره‌ای در کار بوده است که صلاح مملکت خویش خسروان دانند. صبر می‌کنیم و نتیجه مذاکره در چنین شرایطی را چندی بعد در جوی خون‌های جدید در داخل کشور خواهیم دید. اما اگر واقعا مذاکره‌ای در کار نبوده است می‌بایست تا ساعاتی دیگر پاسخی عملی به ادعاهای ترامپ داد. لااقل در سمت ما، بازار سیگنالش را از تایید و تکذیب رسانه‌ای نمی‌گیرد. از اقدام‌عملی می‌گیرد. می‌توانید با زدن دو نفت‌کش دیگر تا نیمه امشب تجربه کنید. پ‌.ن: این‌که نوشتم تلفن‌های تهران خاموش شود و تنها تلفن بندرعباس روشن باشد برای ممانعت از چنین ادعایی و واردکردن چنان شوک‌هایی به بازار انرژی بود. پ.ن: من با مذاکره مشکل دارم؟؟ هرگز! دیپلماسی حوزه کاری و علمی من است. اما مهم‌تر از اصل مذاکره شرایط و زمینه مذاکره است. زمینه و اتمسفر مذاکره اما هزاران بار مهم‌تر است و از اساس این دومی جهت‌دهنده به نتیجه مذاکره است. مذاکره زودهنگام یا دیرهنگام هر دو عقیم است. خمیر را دیر یا زود به تنور بچسبانی نان نمی‌دهد.
📝سومین یادداشت هادی معصومی زارع پیرامون جنگ رمضان: 💢 شروط قرمز: حداقل‌های شروطِ مطلوب و معقول پایان جنگ ✅ کارل فون کلازوتیس استراتژیست و افسر نظامی پروس در کتاب مشهورش با عنوان "دباره جنگ" جمله‌ای با این مضمون دارد که جنگ ادامه سیاست با ابزارهای دیگر است. بر این اساس در هر جنگی که غلبه تام بر حریف یا نابودی کامل آن ممکن یا متصور نباشد، طبیعتا می‌بایست بازگشت به سیاست (حالت اولیه) را انتظار داشت. برآوردهای نشان می‌دهد (و البته از پیش از شروع نیز نشان می‌داد) که جنگ رمضان نیز از همین سنخ است. نه ایران توان نابودی دو دشمن سرسخت خود را دارد و نه آن دو برخلاف ادعاهای‌شان توان به زانودرآوردن ایران را. پس از جایی به بعد جنگ به بن‌بست خواهد رسید. ادعاهای پی در پی ترامپ مبنی بر مذاکره و واسطه‌کردن کشورهایی همچون پاکستان برای انتقال پیام مذاکره و توقف جنگ به ایران درست برآمده از همین منطق است. در هر صورت در چنین شرایطی جنگ تا جایی ادامه می‌یابد و بعد نوبت به مذاکرات می‌رسد. از این جهت هیچ خرده‌ای بر اصل مذاکرات نیست و نباید اصل مذاکره یا آتش‌بس را به تابو مبدل کرد. مهم فحوا و محتوای مذاکرات و نتیجه نهایی آن است. اگرچه این، به نوبه خود از زمان و اتمسفر مذاکرات بی‌تاثیر نیست. با این اوصاف اگر بخواهیم فارغ از فضای گمانه‌زنی‌ها و اتهام‌پراکنی‌های رایج، ایده‌ای ایجابی برای تصمیم‌گیر و مذاکره‌کننده ایرانی داشته باشیم می‌بایست بیش از هر چیز بر محتوا (شروط و بندهای آتش‌بس) و روش (مسائل مرتبط با اجرای توافق) مذاکرات متمرکز بود. ❇️ به اختصار: الف: در حوزه محتوایی شروط آتش‌بس باید واقع‌بینانه، شفاف و غیرقابل تفسیر، انضمامی، انتفاع‌محور و نقدشونده باشد. ب: در حوزه روشی و اجرایی نیز بده‌بستان‌ها باید تدریجی و مرحله‌به‌مرحله باشد. هیچ امتیازی نقدی و دفعتا نباید پرداخت شود مگر آن‌که قبل از آن، مابه‌ازای عینی‌اش در خاک ایران (و نه صرفا در حساب بانکی یا بر روی کاغذ) نقد شده باشد. به موازات این هیچ ظرفیتی (نه هسته‌ای و نه نظامی و نه منطقه‌ای) نباید به طور کامل و غیرقابل بازگشت نابود یا تحویل شود. ✳️ در این میان در خصوص شروط آتش‌بس نیز می‌بایست بسته‌ای از شروط (شامل شروط قرمز و شروط ترجیحی) روی میز طرف مقابل گذاشته شود. شروط (خطوط) قرمز می‌تواند شامل موارد ذیل باشد: ۱. آزادی‌سازی اموال بلوکه‌شده در دوره ۱۵ ساله اخیر ۲. لغو تحریم‌های هوشمند (متمرکز بر تحریم‌های بانکی و بخش انرژی) ۳. توقف اقدامات نظامی و تحریمی علیه اضلاع محور مقاومت (یمن، لبنان و عراق و فلسطین) ۴. خودداری از تحریک جنبش‌های جدایی‌طلب و آشوب‌گر در داخل ایران و حمایت سیاسی و رسانه‌ای از ایشان ۵. توقف فشار بر روند دولت‌سازی در عراق و احترام به فرایند دموکراتیک و نتایج انتخابات در عراق در مقابل شروط ترجیحی شروطی هستند که از اساس یا هرگز از سوی طرف مقابل پذیرفته نخواهد شد یا در صورت پذیرفته شدن نیز اولویتی برای بهبود وضعیت سیاسی و اقتصادی ایران ندارند. مواردی همچون دریافت غرامت و خسارت، خروج امریکا از منطقه، اجرای نظم حقوقی جدید برای تنگه هرمز و دریافت عوارض گمرکی از این تنگه و تحویل چهره‌های رسانه‌ای معارض از این قبیل به شمار می‌روند. طرح این‌ شروط در مذاکرات اجمالا اشکال ندارد و می‌تواند به مثابه ابزار فشار و چانه‌زنی استفاده شود. تمرکز بر این موارد یا اصرار بر نقدشدن آن‌ها اما غیرمنطقی و بی‌جهت است. در این میان اما عدم پذیرش شروط قرمز به معنی بازگشت مجدد و قریب‌الوقوع جنگ در شرایطی به مراتب شکننده‌تر و بدتر از این خواهد بود. پس اگر طرف مقابل زیر بار این خواسته‌ها نرفت عاقلانه آن است که ماشین جنگی ج اا کماکان به کار خود ادامه دهد که دیگر چیز زیادی برای از دست دادن نمانده است. ⏹ پ.ن: 1⃣ در حوزه اجرایی به طور معین کنترل و مدیریت تردد در تنگه هرمز و نیز انتقال تدریجی مواد هسته‌ای به عنوان ضمانت اجرای طرف مقابل به انجام تعهداتش می‌تواند در نظر گرفته شود. هرگونه خلف وعده‌ای می‌تواند بازگشت ناامنی و محدودیت در تنگه یا توقف انتقال مواد هسته‌ای را در پی داشته باشد. 2⃣ از دید نویسنده انعطافِ انتفاع‌محور و گام‌به‌گام در قبال پرونده هسته‌ای و تنگه هرمز و سرسختی تمام‌عیار بر سر پرونده‌های دفاعی و منطقه‌ای می‌بایست سرلوحه هرگونه تصمیمی در مذاکرات پیش‌رو باشد. 3⃣ ج اا البته می‌بایست همزمان با مذاکره با طرف امریکایی، کانال‌های مذاکراتی موازی دوجانبه (دو به دو) نیز با کشورهای عربی منطقه باز کند. هدف اصلی از این مذاکرات باید نخست ارزیابی امکان خلق رژیم امنیتی منطقه‌ای درون‌زا با مشارکت ایران (به ویژه پس از اثبات عدم امنیت‌زایی حضور امریکا در این کشورها) و دوم پیگیری رژیم انتفاع در برابر انتفاع باشد: انتفاع امنیتی در برابر انتفاع اقتصادی. تا چه شود...
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
*مهدی خراتیان در ایکس:* در حالیکه هگست و کارولین لویت تلاش وافری دارند تا گزارشهای اخیر پیرامون دست کم گرفته شدن توان و اراده تهران برای بستن تنگه هرمز در یک جنگ موجودیتی را انکار کنند، ناتوانی نیروی دریایی آمریکا در بازکردن این تنگه و حتی جلوگیری از صادرات نفت ایران به چین تا این لحظه، و همچنین نوسان لحن ترامپ در مورد نحوه حل این معضل بزرگ برای اقتصاد جهانی نشان میدهد که این اخبار نادرست نبوده است. همچنین واکنشها و نگرانی بازارها نسبت به مساله نفت تا کنون هرگز به این اندازه نبوده است و جهش قیمت نفت در هفته اول جنگ که بزرگترین جهش هفتگی آن در کل تاریخ بوده، موید این امر است. آزادسازی ۴۰۰ میلیون بشکه‌ای از ذخایر راهبردی کشورهای IEA - که بزرگترین آزادسازی ذخایر استراتژیک در کل تاریخ است - هم نتوانست ورق را باز گرداند. نکته اساسی اینجاست که تلاشهای تهران پیش از جنگ و مانورهای بستن تنگه هم نتوانست در لحظات آخر دست جریانهای مخالف جنگ را در اتاق وضعیت جنگ در کاخ سفید پر کند و ترامپ به این جمع بندی رسید که تهران نخواهد توانست به سرعت چنین کاری را انجام دهد. متاسفانه تهران در ارسال سیگنالهای زیر حد آستانه جنگ ناظر به هدف گرفتن منافع آمریکا در منطقه چندان موفق عمل نکرد و این به دلیل خطوط قرمز خودخواسته‌ای بود که سالها بر سیاست منطقه‌ای ایران سایه افکنده بود. در این میان نباید از نقش مخربی افراد معلوم الحالی که همواره ایران را به عنوان موجودی حقیر و دست وپا بسته تعریف و نقش نفت را در پایان جنگ ۱۲ روزه انکار و مساله بستن تنگه را به دلیل نادانی خود به یک جوک داخلی مبدل ساخته بودند، به آسانی گذشت. این در حالیست که اینروزها مساله نفت و آثار آن بر یک رکود جهانی، بشدت در محافل جدی سیاسی و اقتصادی مورد بحث است. تهران برای دو تنگه هرمز و باب المندب، سطوح مختلفی از افزایش تنش را تعریف کرده است و واکنش تند و تویتهای مکرر ترامپ ناظر به مین ریزی دوشنبه نیروی دریایی سپاه و سخنان دریاسالار استاوریدیس و نگرانی شدید وی در مورد مین ریزی و تبعات بسته شدن نظامی تنگه، نشانگر آن است که این مساله از چه درجه ای از اهمیت برای آمریکا برخوردار است. همین مساله و نمایش اراده تهران در حمله به منافع آمریکا در منطقه باعث شده که تاکنون ترامپ به زیرساختهای نفتی ایران دست اندازی نکند. وارد شدن ایران و آمریکا به یک جنگ موجودیتی علاوه بر لابی اسرائیل، مدیون عقبه لابی اسرائیل در ایران است که از حیث گفتمانی جاده را برای پرود ایران به جنگی بزرگ صاف کردند. بدون شک خون ایرانیان بر گردن خائنان و بیسوادانی است که بدون درک از توان نظامی کشور - که این روزها توان پدافندی ایالات متحده و اسرائیل را با چالشی عظیم مواجه ساخته و در دریا قدرت خود را دیکته کرده است (تا جاییکه حتی یک ناو آمریکایی جرات اسکورت نفتکشها را در تنگه هرمز به خود نداده است و ناو گروه لینکولن در فاصله ای دور در دریای عرب موضع گرفته است) - و عدم درک از معادلات اقتصادی جهان امروز مهملها گفتند و خزعبلات آنها هنوز موجود است. امروز کشور درگیر جنگ پرهزینه‌ای شده است که امکان پیشگیری از آن وجود داشت، و البته در این جنگ تا کنون بشکلی جنگیده که همه کارشناسان را غافلگیر کرده است. در مورد جزئیات این جنگ و فجایعی که این جریان منحط آفریدند، بزودی مفصلا خواهم نوشت.
هدایت شده از آرشیو توییت
پس از افزایش حملات آمریکا و اسرائیل به پایگاه های حشد شعبی، پارلمان عراق در یک اقدام شجاعانه تمام محدودیت‌ها را برای آغاز درگیری گسترده و جنگ تمام‌عیار حشد شعبی علیه آمریکا و اسرائیل برداشته است. به ارتش عراق نیز اجازه داده شده است که به حملات آمریکا و اسرائیل پاسخ دهد. حشد شعبی اکنون می‌تواند بدون تحت فشار قانونی هیچ مرجعی وارد جنگ شود و امیدواریم ارتش عراق با استفاده از قدرت دفاع هوایی خود علیه آمریکا و اسرائیل عمل کند و جایگاه مهمی در جنگ پیدا کند. به عنوان مثال اگر به خوبی محافظت شود، ۲۴ سامانه پانتسیر دفاع هوایی شانس بالایی برای اثربخشی دارند 🖋️ میلاد رضایی @ArchiveRoom
هدایت شده از آرشیو توییت
فقط یک هفته دیگر، بازار انرژی غرب به مرحله برگشت ناپذیر می‌رسد. تمام سیگنال‌های آمریکا برای ‌ و توقف جنگ برای یکی از ۲هدف زیر است: ۱.خروج از جنگ، قبل از آغاز هفته بعد ۲.تدارک یک ‌ آبی/خاکی/هوایی برای تغییر معادله جنگ ایران کاملا آماده گزینه دوم(محتمل‌تر) است. 🖋️ مالک شریعتی @ArchiveRoom