معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
نظریهٔ مرحوم استاد سید منیرالدین حسینی الهاشمی در باب «دیپلماسی ملتمحور»، حاوی نکات ارزشمندی است که
دربارهٔ فرهنگستان علوم اسلامی و نحوهٔ مواجههاش با آثار مرحوم حسینی الهاشمی، چند نکته قابل تأمل است:
۱. توقف در «متن» به جای امتداد «روش»
مرحوم حسینی الهاشمی یک دستگاه فکری و روششناسانه داشت، نه صرفاً یک سلسله آراء و فتاوا. وقتی فرهنگستان صرفاً به بازنشر عین سخنرانیهای چهل سال پیش اکتفا میکند، در واقع «روح روش» ایشان را نادیده میگیرد. خود ایشان در همین متن میگوید «کار یک دیپلمات مسلمان این است که بافت و ساختار مصوبات و قوانین بینالمللی را دقیقاً بشناسد» - یعنی دائماً در حال شناخت وضع موجود و تطبیق با آن است. حال اگر متولیان امر، همین کار را با نظریات جدید انجام ندهند، دقیقاً بر خلاف مشی استاد عمل کردهاند.
۲. خطای «تقدیس زدگی» به جای «اجتهاد روشی»
این اتفاق معمولاً از سر دلسوزی و برای حفظ خلوص میافتد: «نکند با تطبیقهای جدید، اصل نظریه تحریف شود.» اما نتیجهٔ عکس میدهد - نظریه منجمد میشود و کارایی خود را در میدان واقعیت از دست میدهد. مرحوم حسینی اگر زنده بود، قطعاً امروز دربارهٔ هوش مصنوعی، شبکههای اجتماعی و الگوریتمهای قدرت نرم، تحلیل روز داشت و دستگاه فکریاش را بهروز میکرد - نه اینکه صرفاً حرفهای دههٔ شصت را تکرار کند.
۳. نبود تیمهای میانرشتهای برای تطبیق
نیاز جدی به «سیاستگذاری و برنامهریزی خردمندانه و هوشمندانه» است؛ دقیقاً نیازمند یک اتاق فکر میانرشتهای است که:
· از یک سو، مبانی و دستگاه روشی مرحوم حسینی را عمیقاً بشناسد.
· از سوی دیگر، نظریات جدید و همچنین نظریات انتقادی را دقیقاً فهم کند.
· و بتواند بین این دو پل تحلیلی بزند: اینکه «اگر مرحوم حسینی امروز بود، با این دستگاه تحلیلی، چه مواجههای با این نظریه داشت؟» نه اینکه صرفاً بگوید «ایشان ۴۰ سال پیش فلان را گفت».
۴. نمونهٔ عملی این خطا در همان متن دیپلماسی
خود متن «کلیاتی پیرامون روابط دیپلماسی» پر از مفاهیمی است که امروز با زبان آکادمیک جهانی کاملاً قابل گفتگوست:
· تمایز ملت/دولت ← مشابه بحث جامعه مدنی جهانی و دیپلماسی عمومی
· نقد ساختارهای بینالمللی ← مشابه نظریات انتقادی روابط بینالملل
اما فرهنگستان این پلها را نمیزند و متن را در یک خلأ تاریخی رها کرده است. نتیجه این میشود که مخاطب امروزی یا متن را کهنه میپندارد، یا مجبور است خودش بهتنهایی کار تطبیق را انجام دهد.
۵. پیشنهاد برای یک سیاست هوشمندانه
کاری که باید صورت بگیرد:
· تشکیل حلقههای تطبیق با حضور نخبگان مسلط به نظریات جدید و آشنا با دستگاه فکری استاد.
· انتشار یادداشتهای تفسیری-تطبیقی ذیل هر متن، نه بازنشر خشک و خالی.
· ایجاد فضای اجتهاد روشی در بدنهٔ متولیان: اینکه «وفاداری به استاد یعنی ادامه دادن راه او، نه توقف در کلمات او».
· حتی میتوان از دل این رویکرد، متنهای بازتولیدشده (بازخوانی نظریات مرحوم حسینی در مواجهه با مسائل روز) منتشر کرد - بدون اینکه ادعا شود عین سخن استاد است، بلکه با صراحت گفته شود: «این امتداد دستگاه ایشان است».
جمعبندی:
این نقد، نقدی بروننگر نیست، بلکه درونگفتمانی و از سر دغدغهٔ زندهماندن یک میراث فکری است. اگر دستگاه فکری مرحوم حسینی الهاشمی نتواند با مسائل جدید #تطبیق پیدا کند، به تدریج به یک «تاریخ اندیشه» تبدیل خواهد شد، نه یک «سرمایهٔ زنده برای کنش». و این بزرگترین خیانتی است که میتوان به یک متفکر پویا کرد: مومیایی کردن اندیشهاش.
#روش #الگوی_مواجهه
#دفتر #نظریات_روز #تطبیق #بهروزرسانی #امتداد
🔵 اپیزود ۲: ترامپ باید شکست در ایران را بپذیرد
🔸 جان جی. میرشایمر
در ویدیو امروز توضیح خواهم داد که چرا معتقدم پیروزی آمریکا امکانپذیر نیست و چرا هرچه ترامپ بیشتر برای توافق با ایران معطل کند، نتیجه برای آمریکا بدتر خواهد بود.
من استدلال خواهم کرد که ترامپ عاقلانه بود اگر ماهها پیش، پس از شکست کمپین بمباران اولیه، جنگ را فیصله میداد.
در عوض، او همچنان به دنبال راهی برای پیروزی در جنگ یا حداقل یافتن خروجی و راهحلی بود که به او اجازه دهد ادعا کند آمریکا به برخی از اهداف خود دست یافته و دستِ خالی از این نبرد بیرون نرفته است.
اما این تلاش، اقدامی بیهوده است. هیچ استراتژی پیروزمندانهای در جنگ در دسترس او نیست.
————————————————————
فصلها
00:00 مقدمه
00:33 وضعیت فعلی در ایران
00:44 مرور کلی این قسمت
02:47 چهار هدف آمریکا
06:17 یادداشت تفاهم ۱۷ ژوئن: یک سند تسلیم
09:18 چرا استراتژیهای ما شکست خورد؟
09:51 پنج استراتژی نظامی ممکن
10:30 استراتژی ۱: کمپین هوایی هدفمند
11:51 استراتژی ۲: کمپین هوایی کور و گسترده
12:35 استراتژی ۳: اقدام متقابل (پاسخ پایاپای)
13:07 استراتژی ۴: محاصره دریایی
13:26 استراتژی ۵: گزینه زمینی
13:57 آنچه آمریکا در عمل انجام داد: خط زمانی
18:35 امضای یادداشت تفاهم و سپس نقض آن
22:46 چرا آن سه استراتژی شکست خوردند
36:20 اکنون در کجا هستیم: آمریکا باخته است
38:46 کاری که ترامپ اکنون باید انجام دهد
40:31 برگهای برنده در دست ایرانیهاست
41:13 خلاصه و نتیجهگیری
🔵Episode 2: Trump Must Admit Defeat in Iran
🔸John J. Mearsheimer
In today’s video I’ll explain why I believe a US victory is not possible and why the longer Trump waits to cut a deal with Iran, the worse the outcome for the US.
I’ll argue that Trump would have been wise to settle the war months ago, after the initial bombing campaign failed.
Instead, he kept looking for some way to win the war or at least find an off ramp that would allow him to make the case that the US achieved some of its goals and did not walk away from the fight empty-handed.
But that search is a futile enterprise. There is no war-winning strategy available to him.
————————————————————
CHAPTERS
00:00 Introduction
00:33 The Current Situation in Iran
00:44 Overview of the Episode
02:47 The Four Goals of the US
06:17 The June 17 Memorandum of Understanding: A Surrender Document
09:18 Why Did our Strategies Fail?
09:51 The Five Possible Military Strategies
10:30 Strategy 1: The Discriminate Air Campaign
11:51 Strategy 2: The Indiscriminate Air Campaign
12:35 Strategy 3: Tit-for-Tat
13:07 Strategy 4: The Naval Blockade
13:26 Strategy 5: The Land Option
13:57 What the US Actually Did: The Timeline
18:35 Signing the MoU, Then Violating It
22:46 Why the Three Strategies Failed
36:20 Where We Are: America Has Lost
38:46 What Trump Must Do Now
40:31 The Iranians Hold the Cards
41:13 Summary & Conclusions
https://youtu.be/nRAtD7iAgwY?si=GPzFELPa5KE-yKF-
🔹ایران از ناتوانی ترامپ بهره برده و دست به حمله میزند
✍پاتریشیا مارینز
https://x.com/i/status/2084479209867563487
به نظر میرسد ایران تماس تلفنی ولیعهد عربستان سعودی، محمد بن سلمان، را به عنوان عاملی تفسیر کرده که دونالد ترامپ را فلج و زمینگیر کرده است.
در نهایت، طبق گزارشها، سخنان رهبر عربستان تهدید میکرد که حساسترین عضو بدن ترامپ را نشانه رود: کیف پولش.
ایران با آگاهی از اینکه ایالات متحده نمیتواند حملاتی انجام دهد که زیرساختهایش را ویران کند، تصمیم گرفت با یک حمله پیشگیرانه وارد فاز تهاجمی شود.
حمله امروز، ۳ اوت ۲۰۲۶، توسط پهپادها علیه تجهیزات و انبارهای مهمات پایگاه در «کمپ دوحه» انجام شد. پیش از آن نیز این پایگاه در هفته قبل، در ۲۳ ژوئیه، بمباران شده بود.
در ۱ اوت، پایگاه هوایی «علی السالم» نیز هدف قرار گرفت و در ۳۱ ژوئیه، ایران حملاتی را علیه پایگاههای «احمد الجابر»، «کمپ عدیری» و «کمپ عریفجان» انجام داد که در دو پایگاه آخر با دستاوردهای سنگینی همراه بود.
به نظر میرسد که وضعیت جنگی مانند ماههای اخیر حفظ خواهد شد، اما با حملاتی محدود از سوی هر دو طرف در این جبهه.
با این حال، انتظار میرود اوضاع در جبهههای یمن و عراق به تحرک درآید و ایران فشار خود را بر صنایع عربستان افزایش دهد.
بیشتر بخوانید:
https://open.substack.com/pub/global21/p/iran-takes-advantage-of-trumps-impotence?utm_source=share&utm_medium=android&r=2sx805
https://x.com/i/status/2084479209867563487
هدایت شده از بیژن عبدالکریمی
5.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
زور دولت به الیگارشها نمیرسد
@bijanabdolkarimi
هدایت شده از روایتِ پاک
🔻بندر بیروت؛ انفجاری که شاید باید در متن یک جنگ طولانیتر خوانده شود
🔴شش سال از چهارم اوت ۲۰۲۰ میگذرد؛ روزی که انفجار بندر بیروت فقط بخشی از پایتخت لبنان را ویران نکرد، بلکه یکی از پایههای تابآوری این کشور را نیز هدف قرار داد. اثر راهبردی آن حادثه بسیار فراتر از محدوده بندر بود: اقتصاد لبنان ضربه خورد، فشار اجتماعی تشدید شد، ساختار سیاسی وارد مرحلهای تازه از بحران شد و کشوری که پیشتر نیز با مجموعهای از مشکلات دستوپنجه نرم میکرد، آسیبپذیرتر شد.
🔴از همین زاویه است که من همچنان معتقدم پرونده انفجار بندر را نباید صرفاً در چارچوب یک حادثه ناشی از فساد، اهمال یا سوءمدیریت بررسی کرد. فرضیهای که باید جدی گرفته شود، قرار داشتن این انفجار در یک زنجیره بزرگتر از اقدامات پنهان اسرائیل برای «آمادهسازی محیط نبرد» در لبنان است؛ فرضیهای که البته تاکنون بهطور قضایی اثبات نشده است.
🔴برای فهم این منطق، پرونده پیجرها اهمیت ویژهای دارد. آنچه بعدها درباره سابقه طولانی طراحی این عملیات منتشر شد، یک ویژگی مهم از شیوه عمل سرویسهای اسرائیلی را آشکار کرد: فاصله میان تولد یک ایده و اجرای آن ممکن است نزدیک به یک دهه باشد. به عبارت دیگر، عملیاتی که در یک روز دیده میشود، لزوماً محصول تصمیم همان ماه یا همان سال نیست؛ ممکن است حلقه نهایی پروژهای باشد که سالها برای ایجاد زیرساخت، نفوذ، پوشش و انتخاب زمان مناسب آن کار شده است.
🔴اینجاست که باید چهارم اوت ۲۰۲۰ را دوباره و این بار از منظر «اثر راهبردی» آن بررسی کرد. سؤال فقط این نیست که چه چیزی منفجر شد؛ سؤال مهمتر این است که چه کسی از لبنانِ پس از انفجار سود برد و این حادثه چه مؤلفههایی از قدرت لبنان را پیش از دوره بعدی رویارویی تضعیف کرد.
🔴در دکترین جنگهای جدید، نبرد الزاماً با نخستین حمله هوایی آغاز نمیشود. گاهی سالها پیش از شلیک نخستین موشک، با فرسایش اقتصاد، اختلال در زیرساختهای حیاتی، نفوذ اطلاعاتی، ایجاد شکاف اجتماعی و کاهش ظرفیت بازیابی کشور هدف آغاز شده است. این همان چیزی است که میتوان آن را «مهندسی میدان پیش از جنگ» نامید.
🔴از این منظر، انفجار بندر بیروت برای من یک پرونده بستهشده نیست. سابقه عملیاتهای پیچیده و بلندمدت اسرائیل در لبنان، بهویژه آنچه در پرونده پیجرها آشکار شد، دستکم این ضرورت را ایجاد میکند که فرضیه نقش اسرائیل در انفجار بندر نیز با جدیت بیشتری بررسی شود.
🔴شش سال بعد، شاید پرسش اصلی چهارم اوت دیگر فقط این نباشد که «چه اتفاقی در بندر افتاد؟»؛ بلکه این باشد که آیا آن روز، بخشی از جنگی آغاز شده بود که لبنان هنوز نمیدانست سالها بعد با تمام ابعاد آن روبهرو خواهد شد؟
🔻 @hossein_pak69
متأسفانه زدن نفتکشهای بزرگ VLCC کافی نیست؛ دهها روز هست که آمریکا و کشورهای عربی با همکاری بسیار خوب عمان، نفت سعودی و کویت رو با شاتلهایی عمدتاً از نوع Aframax که ظرفیتی بین ۵۰۰ تا ۷۵۰ هزار دارند از تنگه هرمز خارج میکنند و سپس در نزدیکی بند صحار عمان یا فجیره امارات به نفتکشهای VLCC منتقل میکنند و سپس از دریای عمان بدون هیچگونه مشکلی خارج میشوند، این چرخه در ۲۱ روز اخیر بدون هیچگونه خللی ادامه داشته؛
https://x.com/i/status/2084035110974656917
این هم تصاویر ماهوارهای دو روز پیش:
https://x.com/i/status/2083985316306698693
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
متأسفانه زدن نفتکشهای بزرگ VLCC کافی نیست؛ دهها روز هست که آمریکا و کشورهای عربی با همکاری بسیار خ
یکی از عزیزان مطلع در نقد اینپست مطلب زیر را نوشتند.
سلام،
ادعا کرده اند که حدود ۷ونیم میلیون بشکه در روز از تنگه عبور داده میشه
با فرض اینکه از Aframax استفاده کنند و ظرفیت هر کدوم ۷۵۰ هزار بشکه باشه
نیاز به عبور ۲۰ تانکر است.
۱۰تانکر با محموله خارج بشه نیازمند این است که ۱۰ تانکر بدون محموله وارد بشه
اساسا شدنی نیست.
با اطلاع عرض میکنم ۱ دونه شناور هم فرصت سالم عبور کردن نداره
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
پردهبرداری خبرنگار اسرائیلی از هشدار ارتش به موساد: ایران را به سمت سلاح هستهای هُل میدهید!
🔵«نادِو ایال» ستوننویس یدیعوت آحارونوت نوشته هدف اصلی عملیات نظامی اسرائیل علیه ایران در سال ۲۰۲۶، صرفاً نابودی برنامه هستهای یا موشکی نبود، بلکه ایجاد شرایط برای تغییر نظام جمهوری اسلامی بود؛ هدفی که هرگز بهصورت رسمی اعلام نشد.
🔵موساد به کابینه اسرائیل گفته بود تغییر حکومت ایران ممکن است بین یک تا سه سال زمان ببرد، اما برخی وزرا تصور میکردند این روند با مجموعهای از اقدامات همزمان، از جمله ترور رهبر ایران، شورش داخلی و حمله نیروهای کرد بهسرعت محقق خواهد شد.
🔵نتانیاهو معتقد بود بدون تغییر حکومت در تهران، نه بحران هستهای ایران حل میشود و نه تهدیدهای امنیتی علیه اسرائیل پایان مییابد. به همین دلیل، پس از جنگ ۱۲ روزه و با حضور ترامپ در کاخ سفید، اسرائیل این فرصت را مناسب دید تا این راهبرد را دنبال کند.
🔵اختلاف جدی نیز میان موساد و ارتش اسرائیل وجود داشت. موساد به موفقیت طرح خوشبین بود، اما ارتش و سازمان اطلاعات نظامی هشدار داده بودند که سرنگونی حکومت ایران با این روش بسیار بعید است و شکست چنین طرحی حتی میتواند تهران را به سمت ساخت سلاح هستهای سوق دهد.
🔵در این عملیات، قرار بود حدود ۱۵ هزار نیروی کرد با حمایت هوایی اسرائیل وارد ایران شوند، شهرها را تصرف کنند و با جذب نیروهای بیشتر، به سمت تهران پیشروی کنند. همچنین گفته شده بود اسرائیل از کردها خواسته بود تحت پرچم پیش از انقلاب بجنگند تا عملیات بهعنوان یک قیام ملی ایرانی و نه یک حرکت جداییطلبانه معرفی شود.
🔵مقامهای آمریکایی، از جمله رئیس سیا و مارکو روبیو، در جلسات اولیه نسبت به طرح اسرائیل برای تغییر حکومت ایران تردید جدی داشتند و آن را غیرواقعبینانه توصیف کرده بودند، هرچند در نهایت کاخ سفید با آغاز عملیات موافقت کرد.
🔵اسرائیل اگرچه خساراتی به صنایع دفاعی و برنامه هستهای ایران وارد کرد و نفوذ اطلاعاتی قابل توجهی در ساختار جمهوری اسلامی نشان داد، اما هدف اصلی یعنی فراهم کردن شرایط برای تغییر حکومت محقق نشد.
🔵بقای نظام ایران باعث شد تهران بتواند جنگ را بهعنوان یک پیروزی سیاسی معرفی کند و اختلاف میان موساد، ارتش و رهبران سیاسی اسرائیل درباره میزان واقعبینانه بودن این راهبرد همچنان ادامه دارد.