eitaa logo
𝖌𝖔𝖘𝖙𝖔𝖓𝖎𝖆
52 دنبال‌کننده
209 عکس
52 ویدیو
2 فایل
آنها واقعیت را مانند یک بازی می‌بینند؛
مشاهده در ایتا
دانلود
1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هیچ چیز درست مطلق نیست، همه چیز نسبی است. ما در تاریکی کار میکنیم تا به نور خدمت کنیم؛ ما اساسین هستیم. | Assassin's Creed
چرا تغییر عقیده‌ی آدم های متعصب، تقریبا غیر ممکن است؟ در یک شب سرد و طوفانی در دسامبر ۱۹۵۴، زنی به اسم دوروتی مارتین گروهی از پیروانش را در خانه اش واقع در شیکاگو جمع کرده بود، اما این فقط یک دورهمی ساده نبود. آنها منتظر پایان دنیا در راس ساعت ۱۲ بامداد بودند. دوروتی ادعا میکرد پیام هایی از موجودات فضایی سیاره ی کلاریون دریافت می‌کند و به پیروانش گفته بود که سیل عظیمی در راه است که قرار است تمام زمین و بشریت را نابود کند؛ اما راس نیمه شب بشقاب پرنده ای از راه می‌رسد و صرفا مومنان واقعی که اونها باشند رو نجات بدهد. این آدم ها دیوانه نبودند؛ بین اونها پزشک بود، مهندس بود، دانشجویان باهوش و آدم های معمولی بودند که همگی شغل هایشان را رها کرده بودند، خانه هایشان را فروخته بودند و تمام پل های پشت سرشان را خراب کرده بودند! چرا؟ چون قرار بود که دنیا به آخر برسد. ساعت تیک تاک میکرد؛ ده شب، یازده شب و سر انجام دوازده بامداد... سکوت مطلق حاکم شد. همه به هم نگاه می‌کردند اما هیچ بشقاب پرنده ای ظاهر نشد، هیچ سیلی جاری نشد و دنیا با بی تفاوتی تمام به چرخش خودش ادامه داد. منطق حکم می‌کند که در آن لحظه، اون جمع باید از شدت خجالت آب می‌شدند و به حماقت خودشون اعتراف می‌کردند و با سر های افتاده به طرف خانه هایشان برمی‌گشتند اما اتفاقی که افتاد یکی از عجیب ترین و ترسناک ترین واکنش های روانشناختی انسان بود. لِئون فِستینگِر روان شناس بزرگی که مخفیانه در اون جمع نفوذ کرده بود مشاهدهاتش رو ثبت می‌کرد. ساعت ۵ صبح وقتی فشار روانی به اوج رسید، ناگهان دوروتی پیامی جدید نوشت: خداوندِ جهان به خاطر ایمان قوی همین گروه کوچک، تصمیم گرفت به کل بشریت رحم کند و سیل را لغو کند. واکنش گروه چه بود؟ آیا عصبانی شدند؟ اصلا. آنها یک دفعه پر از انرژی و شادی شدند. آنها که تا دیروز از رسانه ها فرار می‌کردند، در حال حاضر با روزنامه ها تماس گرفتند و فریاد زدند که: ما دنیا رو نجات دادیم! آنها به جای اینکه بپذیرند که فریب خوردند، متعصب تر شدند. اما چرا اینطوری پیش رفت؟ چرا تغییر باور و عقیده‌ی آدم های متعصب تقریبا غیر ممکن است؟ نکته این است که وقتی تو هزینه‌ی زیادی برای یک باور می‌پردازی، وقتی آبرو، پول، زمانت را برای یک چیز اشتباه ریخته ای، پذیرفتن "اشتباه" دیگر یک اعتراف ساده نیست، بلکه به معنای فروپاشی کامل هویت توست. اپیکتِتوس، فیلسوف رواقی می‌گفت: غیر ممکن است کسی چیزی را یاد بگیرد که فکر می‌کند از قبل آن را می‌داند. خطرناک ترین لحظه‌ی زندگی ما زمانی نیست که چیزی را نمی‌دانیم، بلکه زمانی است که به چیزی "اطمینان تام" داریم و حاضر هستیم که برای این اطمینان، واقعیت را قربانی کنیم. آن فرقه در شیکاگو ترجیح دادند که باور کنند قوانین فیزیک و کیهان تغییر کرده تا اینکه بپذیرند احمق و نادان بودند. به خاطر همین است که میگویند: مهم ترین توانایی در قرن ۲۱، توانایی تجدید نظر در افکار و باور های ماست. این معیار سواد در قرن ۲۱ است.
𝖌𝖔𝖘𝖙𝖔𝖓𝖎𝖆
🎧 چه طور کاملا ناپدید بشویم؟ #Music
آنجا، اون من نیستم، من هرجا که دلم بخواهد می‌روم از دیوارها عبور می‌کنم و در رودخانه‌ی لیفی شناور می‌شوم من اینجا نیستم، این اتفاق نمی‌افتد من اینجا نیستم، من اینجا نیستم یکم دیگر من می‌روم، این لحظه دیگر گذشته است درسته، گذشته و من دیگر اینجا نیستم این اتفاق قرار نیست بی‌افتد من اینجا نیستم، من اینجا نیستم چراغ‌ های چشمک‌ زن و بلندگوهای خاموش آتش‌بازی و طوفان من اینجا نیستم، این اتفاق نمی‌افتد من اینجا نیستم، من اینجا نیستم
با "سِر آیزاک میوتُن" آشنا بشید! ولی تامس عزیزم باید به بانوی مورد علاقت می‌گفتی: اگر با سِر آیزاک میوتن خوش رفتاری نکنی، دیگر در آینده هیچ خبری از ناز و نوازش موهایت نیست. 📖دستگیری شخص شیطان اثر کری مینسکلکو
درس اخلاقی امروز: مثل جناب تامس کرسول جیمز دورین روی گربه های مان غیرت داشته باشیم حتی اگر شخص مقابلمان بانوی خاص و مورد علاقه مان باشد! به علاوه باید به آدری رز کتاب "گربه راهنمای ما" مو قرض بدم تا بخونه و متوجه بشه که چقدر وجود گربه ها برای ادامه ی بقای ما ضروری هستند. 📖دستگیری شخص شیطان اثر کری مینسکلکو : Capture the devil by Karry Minskalko