حقیقتا تحلیل مسائل روز را بسپاریم به اهلش. هرکس کانال دارد دلیل نمیشود تحلیل ارائه دهد.
بچهتر که بودم تمام ذوقم این بود که امتحانات خرداد تمام شود و بنشینم با خیال راحت جودیآبوت و آنشرلی ببینم، نقاشی بکشم و با گِل اشکال نهچندان حرفهای بسازم. یادش بخیر، آن روزهای نونهالی تابستانم از میانهی خرداد شروع میشد ..
•| مَلْجَأ |•
ای از ما به ما آگاهتر ای مولایما ، ابانا ، پناها
در حسرت دیدارتان عمر است که به سر میآید و جان است که به لب میرسد. تصدقتان! کوچه ها را آب و جارو کردهایم، موکبهای غدیر را برپا کردهایم و در تکاپوی عید ولایت هستیم، ای یادگارِ غدیر! از اللهِ رحیم و مهربان میخواهیم باقیماندهی غیبتِ منجیِ بشریت را بر چشمهای اشکبار و قلبهای بیقرارمان ببخشد. فرج شما را میخواهیم ای سید و آقای ما، مولای ما ..
فارسی رو با لهجهی بامزهای تلفظ میکنه این رفیقِ لبنانیم، مثلا "ج" رو "ژ" میگه و دائما هم از میون حرفهام میگرده کلمهای که معناش رو نمیدونه پیدا کنه تا ازم بپرسه یعنی چی و کلمهی جدیدی رو به دایره لغاتش اضافه کنه. میخواستم بگم آدم خوبی رو برای تثبیت مکالمهی فارسی انتخاب نکردی رفیق چون مامانم همیشه میگه سخت و سنگین صحبت میکنم. راست هم میگه مثلا به جای تلاش میگم ممارست و خیلی از این موارد..
مثلا یه جایی وسط حرفای تشکیلات سازی گفتم به قول امام موسی صدر ما برای انسان گرد آمدهایم. گفت گرد آمدیم یعنی چی؟ وقتی خواستم بگم یعنی با یه هدفی جمع شدیم دورهم، به این نتیجه رسیدم که خیلی از کلمات فارسی با یک کلمه معنی نمیشه. اکثر واژههای فارسی مفاهیم عمیقی دارند که اصطلاحی فهم میشند. زبان فارسی انقدر در واژهسازی غنی و پرباره که شاید چندین کلمهی مترادف وجود داشته باشه اما بسته به حالوهوا و فضای جمله مهمه که چه کلمهای رو به کار ببری تا مفهوم رو بهتر برسونه. مثلا گردآمدن یعنی با قصد و هدف مشترک شانه به شانهی هم ایستادن. توفیر داره با کلمهی جمع شدن که جنبهی مادی و کمّی داره.
میخوام با اهل محل یه کارزار تعویض درِ همسایه سمت راستی راه بندازم بلکه درشونو عوض کنند هی هربار در رو میبندند فکر نکنم موشک خورده وسط حیاطمون :/