عطرها قابلیت اینو دارند که منو پرت کنند به دورانی که از زمان و مکان خارجه. امروز یکی از کنارم رد شد که عطرش دقیقا همون عطری بود که سال نودُچهار، نودُپنج و نودُشش میزدم. همون سالهایی که ایام فاطمیه و محرمش رو میرفتیم بیت.. اصلا این عطر برام یادآور گلیمهای آبی حسینیه ست، یادآور گیتهایی که پرواز میکردیم تا برسیم به دیدارِ یار .
•| مَلْجَأ |•
بهم ثابت شده دعای اهالیِ ملجأ میگیره فلذا التماس دعا دارم🌱
فلذا التماس دعا ؛ منت بر من گذارید و سه صلوات هدیه به امام زمانمان حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بفرستید .
_ با جرات و جسارت برید به سمت کلمه "غرب آسیا" !
پ.ن : دیالوگِ بُلدشده توی ذهنم از چند روز پیش.
گفت : از نظر بار معنایی کلمه استقلال اونقدر موثر نیست که کلمه خودمختاری تونسته آمریکا رو دیوونه کنه. ایران از نظر واژه شناسی علاوه بر داشتنِ استقلال، خودمختاره؛ و این قدرت مسلط رو عذاب میده.
رفیقم با ذوق داره از عسل تعریف میکنه تا به قول خودش منو شیفتهی عسل کنه. حالا تعریفش : واییی نگاه کن چقدر زلاله چقدر قشنگه وای اینجا رو این کلهی زنبوره تو عسل مونده :))
•| مَلْجَأ |•
من به قطراتِ باران غبطه میخورم وقتی که بر عبایتان بوسه میزنند یابنَ طاها، یابنَ نور ✨ !