eitaa logo
•| مَلْجَأ |•
293 دنبال‌کننده
948 عکس
126 ویدیو
3 فایل
﷽ • . دراندرونِ من، رزمندھ ا؎ برکلاشینکف‌ش تکیه داده وخیرۀ اࢪوند می‌بارد... ☕️📘 https://abzarek.ir/service-p/msg/2453239 @Man3I3 . - 99 / ‌2 / ‌4 - صرفا یه دفتر یادداشت
مشاهده در ایتا
دانلود
دنیا طلبان... دلنگرانی دارند.... ترس از خطر جنگ جهانی دارند... مهدی طلبان کفن بپوشند همه... چون غیرت صاحب الزمانی دارند...
از ساعت ده و بیست و هشت دقیقه دوشنبه پنج خرداد تا ساعت چهار و چهل و هفت دقیقه سه شنبه شش خرداد... در حال و هوای آشنای بهار سال قبل! در فکر احوالات جدید... امضاء: منتظرالمنتظر
+بقیة الله! العجل...
میگه هیچ حقیقتی وجود نداره... نمی‌دونست حتی همین که میگه حقیقتی وجود نداره، به خیال خودش یه نوع حقیقته...؟ (': حرفاش بوی تضاد میداد
داشت تعریف می‌کرد که طرف میگفت خدا وجود نداره جهان از یه تصادف به وجود اومده همه چی تصادفیه... یهو دستشو محکم زد به دیوار گفت _چرا پس چیزی تولید نشد؟ :/ []
ادامه داد _ مگه نمی‌گیید همه چی از تصادف به وجود میاد؟ بیا اینم تصادف.. اصلا دو تا ماشین به هم میخورند...تصادفه دیگه... چرا هیچی تولید نمیشه پس؟ []
برداشته چند تا مقاله نوشته درباره رد خالق نظم طبیعت! که سرتاپاش بوی مغلطه میده یکی بهش بگه تو اول خدا رو بشناس... توصیف تو از خدایی که تو ذهنته رو منم بلدم رد کنم:/
مثل بوی سبزی خیس دم افطاری خونه خانومگل
مثل عطر گل های پای چشمه سبز شده(':
داشت تعریف می‌کرد از خاطره چند روز قبلش می گفت طرف گفته جهان تصادفی به وجود آمده...شما چرا توهم می زنید؟ گفتم یعنی چون خدا رو نمیبینی باورش نداری؟ گفت خدایی وجود نداره چون نمیبینم... همون جا خوابوندم تو گوشش... گفت چته؟ دردم گرفت.... حرف خودشو به‌ش برگردوندم درد وجود نداره چون نمیبینیش...چرا توهم میزنی؟((: [اندر احوالات]
استاد درس میداد... تیکه کلامش، "خداوکیلی" بود... هر بار که او می گفت خدا، کلاس و درس و کتاب ها را هل می دادم گوشه ذهنم و به او فکر میکردم... هربار که به او فکر میکردم حاله ای از احساسات مهر و محبت و لبخند هایی دلنشین بر من هجوم می آورد... هر بار که استاد ولومش بالاتر می رفت و من به زمان باز می گشتم به این فکر میکردم که پیامبر (ص) فرمودند..." وقتی کنجکاو شدی حس خدا رو نسبت به خودت بدونی؟ به حس خودت نسبت به خدا فکر کن." [اندر احوالات]