eitaa logo
دانلود
هدایت شده از انتشارات‌یعقوبی
می‌دونی رفیق؟! شاید مشکل این بود که ما چشمان آبی و موهای بور نداشتیم. ما مدارک شناسایی‌مان صادره از آسیای‌مرکزی بود نه اروپا.
مغز من قبرستان کلمه های نوشته‌نشده‌ست.
روزها می‌گذرند و در هر لحظه از تقویم عمر، ذره ای از من جا می‌ماند.
زندگی/ تو برادرم را از من گرفتی.
.Gonjeshk Lala (128) (1).mp3
زمان: حجم: 3.2M
قورباغه ساکت خوابیده بیشه . . .
او رنج می‌کشید و من عاجز از تسلی دادن نگاهش می‌کردم . .
«سرطان تو صلیب توست و رنجت رسالتت.»
دنیا مضحکه‌ای بیش نبود و ما با درد و غم، در میخانه‌ها مست می‌کردیم...