eitaa logo
زیـاࢪٺ زیبـاسٺ !'
2.5هزار دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
190 ویدیو
83 فایل
【﷽】 ꔷ‌ • ・ و حقیقتاً زیارت زیباسـت ؛ اگر زائر حریم دل باشے🫀> سحـٰاب ِجآن ؛ قلب ِ سفید ِ زیارٺ🤍↶ ⊱⸾ @Sahab_610 شنواییم‌ با گوش ِدل🌚↶ ⊱⸾ https://harfeto.timefriend.net/17223305921909 چکیده‌ای از شروط‌مان ↶ ⊱⸾ @Sharayet_Z
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
در عالم مکاشفہ پرسیدھ بود: این نامہ‌ها کہ بۍوقفہ مۍرسد و شما پای آن چیزی مۍنویسید، این نامہ‌ها کہ بعضیش را مۍبوسید؛ قصّہ‌ی این نامہ‌ها چیست؟ امام‌زمان علیه‌السلام فرمودھ‌ بود: «این نامہ‌ها حوائج و توسلات مردم است بہ امامزادھ‌ها؛ آن‌ها حاجات مردم را حوالہ مۍدهند بہ من ! اما آن نامہ‌ها کہ مۍبوسم از عمویم عباس علیه‌السلام رسیدھ است(: » - کتابِ کلید فرج❁
[ ء🌴🖤 ]
یک شب جمعه جایتان خالی
خواب دیدم که پر درآوردم
دست در دست آسمان رفتم
کف العباس سر درآوردم✋🏻
آن طرف سمت نخل‌ها دیدم
دسته دسته هر آنچه گنجشک است...
خسته از بال وپر زدن، تشنه
دور میدان کوچک مشک است
تشنه بودم ولی در آن لحظه
خواستم تا کمی ثواب کنم
خواستم جیک جیک آنها را
هم نوا باصدای آب کنم
دست بردم به زیر مشک ولی
ناگهان باد و خاک و طوفان شد
ابرهای سیاه...باران...بعد...
مشک بیچاره تیر باران شد
- مجید تال ؛ -
چشمم به جلو بود. عراقی‌ها داشـتند دوباره مهیای یک خیز تـازه می‌شدند. هیبت تانك‌‌ها و ڪثرتشان، انسـان را می‌گرفت .هیچ وسیله‌ای بـرای تزریق انرژی و روحیه جز کلام قمر‌بنی‌هاشم نیافتم. از حضرت‌ابوالفضل(؏) یارۍ خواسـتم و پـشت خاك‌‌ریز ایسـتادم و فریـاد زدم « والله ان قطعتموا یمینے انی احامی ابـدا عن دینی » اگر دیـن خدا جزبه کشتن من مستقیم نمی‌شود، پس ای گلوله‌ها بر من ببارید . . ☁️<
هدایت شده از KHAMENEI.IR
17.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 نذر عباس | روایت ویژه مادر شهید مصطفی صدرزاده برای رهبر انقلاب از شهادت فرزندش در ظهر تاسوعا ➕ سخنان حاج قاسم در وصف شهید صدرزاده 💻 Farsi.Khamenei.ir
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
زیـاࢪٺ زیبـاسٺ !'
چشمم به جلو بود. عراقی‌ها داشـتند دوباره مهیای یک خیز تـازه می‌شدند. هیبت تانك‌‌ها و ڪثرتشان، انسـان
خدا شاهد است روی من به دشمن بود و خطاب به آنها از دل رجز می‌خواندم. ناگهان زلزله و غوغایی شد؛ این رجز‌ها را بیشتر بچه‌ها با گریه و شلیک تیر به سمت دشمن تکرارکردند؛ اضطراب رفت و روحیه‌ی مقـاومت جـای آن را گرفـت. بعدها بچه‌ها گفتند ، خدا می‌داند وقتی این رجزها را خواندی احساس میکردیم در آسمان هستیم . ؛ 🍂 برشی از کتاب هنر اهل بیت فصل دهم ، «شور حسـینے»
جایے کھ او نشسته بھ باب الحوائجے حاجات عالمے بھ نگاهے روا کند🌱. .
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
〔 | منزلگاه‌ نهم 〕 ـــ☁️ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ و قصه‌ی کربلا از همین جا شروع شد تا عباس بود حسین تنها نبود، امید بود، حسین غریب بود اما عباس همه دار‌وندار حسین بود ؛ می‌دانید حسین مهربانی‌اش حرف دیگری بود، خداوند همه جلوه‌های محبتش را در حسین، به جهان هدیه کرده بود؛ به عالم ، حسین داده بود و به حسین، عباس را... حالا که عباس را نداشت، توانی برای ایستادن نداشت. وقتی حسین (ع) با کمر خم شده از کنار علمدار رشیدش برگشت، خیمه‌ها عزاخانه شد علمدارش در خاک و خون غلطیده بود ؛ حسین (ع) عمود خیمه را با همان کمر خمیده کشید. با همان دستانی که مدام اشک‌هایش را با آستین پاک می‌کرد... حالا به جای حسین، عالمِ هستی دم گرفته بود؛ «حسین تنهاست! » >• نرگس‌بانو 𓏲