eitaa logo
مدرسه معارفی ذکریٰ
957 دنبال‌کننده
19 عکس
2 ویدیو
5 فایل
اگر از محتوای درس استاد سؤالی دارید، به شناسه زیر ارسال نمایید: @abiri14
مشاهده در ایتا
دانلود
مدرسه معارفی ذکریٰ
📖 علم الیقین | جلسهٔ ۹ (خلاصه جلسه) 🎙 استاد کرمانشاهانی (حفظه الله) 📅 ۱۵ آذر ۱۴۰۲ بسم الله الرحمن ا
دو هدیهٔ خداوند: یکی برای همه، یکی فقط برای محبوبان خداوند متعال به همهٔ انسان‌ها هدیه‌ای عطا کرده است؛ اما برای محبوبانش، هدیه‌ای ویژه و خصوصی نیز دارد. 🎁 🕯️ هدیهٔ اول: هدایت فطری (برای همه) خداوند از همان ابتدا، چراغی در وجود همهٔ ما روشن کرده است. قرآن می‌فرماید: «وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها، فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها». این «هدایت اولیه» یعنی هر انسانی به طور فطری، درکی کلی از خوبی و بدی، زیبایی و زشتی دارد. این همان علمی است که با خود حرارت و انگیزه می‌آورد و «غذای آغازین» عقل ماست. ⚔️ کاربرد این هدیه: جنگ با وهم این هدایت اولیه، ابزاری است که خداوند برای نبرد با نفس اماره (وهم) در اختیارمان گذاشته. اگر بنده از این «موشک‌ها»یی که خدا به او داده استفاده کند و عواطف و اعمالش را بر مدار حق تنظیم نماید، آنگاه... ✨ هدیهٔ دوم: هدایت خصوصی (فقط برای محبوبان) ...نوبت به اعانت جدید می‌رسد! وقتی بنده با نور اولیه قدم برمی‌دارد، خداوند هم نوری فراتر را برایش روشن می‌کند. این «**هدایت ثانویه**» دیگر رایگان نیست؛ هدیه‌ای خصوصی است که نصیب همه نمی‌شود. این هدیه، بنده را به حقایق توحیدی و علوم برتر می‌رساند. 💡 نتیجه خداوند عقلِ بنده را با علم نیرومندتر تغذیه می‌کند تا در نبرد با وهم پیروز شود. هر قدمی که با نور اول برداریم، نوری تازه از راه می‌رسد. این، سازوکار «أعانه اللّه على نفسه» است؛ یاری‌ای که مخصوص محبوبان خداست. 🎧 برای شنیدن کامل این جلسه، از این طریق اقدام فرمایید. 🔖 📢 برای بهره‌مندی از نکات معارفی، به مدرسهٔ معارفی ذکریٰ بپیوندید: @ZikraSchool
مدرسه معارفی ذکریٰ
📖 علم الیقین | جلسهٔ ۹ (خلاصه جلسه) 🎙 استاد کرمانشاهانی (حفظه الله) 📅 ۱۵ آذر ۱۴۰۲ بسم الله الرحمن ا
حزن و خوف؛ لباس زیر و روپوش اولیای الهی محبوبان خدا پس از پشت سر گذاشتن نبرد با نفس، به دو حال عمیق دست می‌یابند که امیرالمؤمنین (علیه السلام) از آن‌ها با دو تعبیر زیبا یاد می‌کنند: «فَاسْتَشْعَرَ الْحُزْنَ وَ تَجَلْبَبَ الْخَوْفَ». 👕 حزن؛ لباس زیرین جان «استشعار» از مادهٔ «شعار» است؛ به لباسی می‌گویند که مماس با بدن است و هرگز از انسان جدا نمی‌شود. وقتی بنده حقیقت توحید را شهود می‌کند، درمی‌یابد که چقدر در پیشگاه حق کوتاهی کرده است. اینجاست که نالهٔ «يا حَسْرَتا عَلى ما فَرَّطْتُ في جَنْبِ اللَّهِ» سر می‌دهد. ▫️ تفاوت مؤمن و کافر در اینجاست: کافر این حسرت را در قیامت درک می‌کند، اما بندهٔ محبوب، همین‌جا به این بصیرت می‌رسد. این حزنِ عمیق، همچون لباس زیر، با جان او مماس می‌شود و لحظه‌ای از او جدا نمی‌گردد. 🧥 خوف؛ پوشش سراسری وجود «جلباب» لباس بلندی است که سر تا پای بدن را می‌پوشاند. وقتی بنده به کوتاهی خود پی برد، از عظمت و هیبت الهی می‌هراسد که مبادا حق، روی از او برگرداند. این خوف، مانند چادری سراسری، تمام وجود او را در بر می‌گیرد. 💡 نکته: جهنم یعنی چه؟ جهنم در واقع چیزی نیست جز تجلی «اخم خدا»! بندهٔ محبوب که عظمت حق را چشیده، از همین اخم به هراس می‌افتد و این خوف، حافظ و نگهبان او در مسیر سلوک می‌شود. ✨ ثمرهٔ نهایی اما این پایان کار نیست. درست در همین جاست که لطف خداوند دوباره سراغ بنده می‌آید و «فَزَهَرَ مِصْباحُ الْهُدى في قَلْبِه» محقق می‌شود؛ چراغ هدایت در قلبش درخشان می‌شود. این، شیرینیِ آشتی‌کنان با حضرت حق است. 🎧 برای شنیدن کامل این جلسه، از این طریق اقدام فرمایید. 🔖 📢 برای بهره‌مندی از نکات معارفی، به مدرسهٔ معارفی ذکریٰ بپیوندید: @ZikraSchool
ولایت، نبوت ۳.mp3
زمان: حجم: 9M
🔷شب دوم مسجد فاطمه زهرا علیهاالسلام حجة الاسلام والمسلمين کرمانشاهانی 🔹 صبغة الله رنگ خدایی داشتن است 🔹 هر انسانی با راهی که در پیش می گیرد رنگی می پذیرد 🔹 دانشمند با خودمحوری و منیّت تبدیل به شیطان می شود 🔹 صبغة الله؛ رنگ خدا، ولایت علی بن ابیطالب است 🔹 اسلامِ قبل از ایمان و اسلامِ بعد از ایمان مدرسه معارفی ذکریٰ: @ZikraSchool
هدایت شده از علم الیقین
📖 علم الیقین | جلسهٔ ۱۰ (معرفی‌نامه جلسه) 🎙 استاد کرمانشاهانی (حفظه الله) 📅 ۲۹ آذر ۱۴۰۲ تنها یک غصه در دلش مانده... و آن، وصال به منبع نور است. چرا طعم چشیدن حقیقت، انسان را برای همیشه از لذت‌های زودگذر بی‌نیاز می‌کند؟ در این جلسه، استاد با تکیه بر دو خطبهٔ نورانی از امیرالمؤمنین (ع)، به ترسیم چهرهٔ «محبوب‌ترین بندگان خدا» می‌پردازند؛ بنده‌ای که ابتدا با «حزن» و «خوف» هم‌آغوش می‌شود، اما این همنشینی تلخ، زمینه‌ساز درخشش «مصباح الهدی» در قلب او می‌گردد. روشن شدن این چراغ، شهوات را می‌سوزاند و او را از میان هزاران دغدغه به «همّ واحد» می‌رساند؛ مقامی که در آن، تمام همّت او فقط یک چیز است: توحید. در ادامه، سیر سالک از «احیای قلب» تا «طمأنینه» بررسی می‌شود؛ جایی که برق‌های ناگهانی معرفت، دل او را دگرگون کرده و تمام هستی، او را به سوی «باب‌السلامه» سوق می‌دهند. مسیری که آغازش با اضطراب است، اما پایانش «امن» و «آرامش» مطلق است. 📌 آغاز از عبارت: جلد ۱، صفحهٔ ۱۳: «إنّ من أحبّ عباد اللّه إليه عبدا أعانه اللّه على نفسه...» 🎧 برای شنیدن کامل این جلسه، از این طریق اقدام فرمایید. 🔖 📢 برای دسترسی به سایر جلسات، به کانال صوت‌ها بپیوندید: @Elmolyaghin
مدرسه معارفی ذکریٰ
📖 علم الیقین | جلسهٔ ۱۰ (معرفی‌نامه جلسه) 🎙 استاد کرمانشاهانی (حفظه الله) 📅 ۲۹ آذر ۱۴۰۲ تنها یک غصه
📖 علم الیقین | جلسهٔ ۱۰ (خلاصه جلسه) 🎙 استاد کرمانشاهانی (حفظه الله) 📅 ۲۹ آذر ۱۴۰۲ بسم الله الرحمن الرحیم 🔹 محبوب‌ترین بندهٔ خدا در کلام امیرالمؤمنین (علیه السلام) بحث با این پرسش دنبال می‌شود که درجات ایمان چیست؟ برای تبیین، خطبه ۸۷ نهج‌البلاغه محور قرار می‌گیرد. نخستین ویژگی محبوب‌ترین بندگان خدا این است که حق‌تعالی او را در برابر نفسش یاری می‌کند. این نصرت الهی باعث می‌شود «حزن» را شعار درونی خود سازد و «خوف» الهی سراپای وجودش را بپوشاند. نتیجه این احوال، درخشش چراغ هدایت در قلب اوست. ➖ 🔹 از خلع شهوات تا رسیدن به همّ واحد پس از تابش نور، سالک به مقامی می‌رسد که پیراهن شهوات را از تن بیرون می‌آورد و دیگر هیچ تمایلی او را از حالت اعتدال خارج نمی‌کند. سپس از تمام دغدغه‌های دنیوی رها شده و تنها یک غصه برایش می‌ماند: «همّ واحد» و آن، وصال به منبع نور است. این همان آغاز توحید واقعی است، چرا که عشق، کثرت‌ها را می‌زداید و تفرق را از بین می‌برد. ➖ 🔹 خروج از کوری و تبدیل به کلید هدایت این سالک از صفت کوری باطنی خارج شده و مشارکتش با اهل هوی قطع می‌گردد. او کم‌کم به مقامی می‌رسد که خود «مفاتیح ابواب الهدی» و «مغالیق ابواب الردی» می‌شود؛ یعنی کلیدی برای گشودن درهای هدایت به روی دیگران و قفلی برای بستن درهای هلاکت. این مقام نتیجهٔ آن است که او راه را به روشنی دیده و در آن گام نهاده و نشانه‌های ربوبیت الهی را در عالم می‌شناسد. او از زحمات دنیا عبور کرده و به ریسمان استوار الهی چنگ می‌زند و سرانجام به یقینی همچون روشنایی خورشید دست می‌یابد. ➖ 🔹 احیای قلب و درخشش برق‌های معرفت در ادامه، خطبه ۲۲۰ نهج‌البلاغه تحلیل می‌شود. سالک ابتدا قلب خود را با طلب صادقانه معارف احیا می‌کند و با مجاهدت، نفس اماره را می‌میراند. نتیجه این ریاضت آن است که امور بزرگ دنیا در چشمش حقیر و اخلاقش لطیف می‌شود. در این مرحله، «برق‌های معرفت» به صورت ناگهانی در قلبش می‌درخشد و او را دگرگون می‌کند. این انوار، مسیر را روشن کرده و کل نظام هستی دست‌به‌دست هم می‌دهند تا او را به سوی «باب‌السلامه» و «دارالاقامه» سوق دهند. ➖ 🔹 طمأنینه؛ پایان متفاوت از آغاز گرچه ابتدای مسیر با خوف و اضطراب همراه است، اما پایان راه، رسیدن به مقام طمأنینه و آرامش است. در این مقام، حتی نیازهای بدنی سالک از باب لذت‌جویی خارج شده و از باب «واجب‌النفقه» بودن بدن انجام می‌شود. احوال پایان راه با ابتدای آن تفاوتی بنیادین دارد. ➖ 🔹 چشم‌انداز: درجات اسلام و ایمان در خاتمه، برای جلسه بعد مطالعه صفحات ۳۰۱ تا ۳۰۳ المیزان ذیل آیه ۱۲۸ سوره بقره توصیه می‌شود تا بحث «درجات اسلام و ایمان» پی گرفته شود. 🕌 و صلّی الله علی محمد و آله الطاهرین 🎧 برای شنیدن کامل این جلسه، از این طریق اقدام فرمایید. 🔖 📢 برای دسترسی به صوت‌های درس علم الیقین، به کانال زیر مراجعه کنید: @Elmolyaghin
مدرسه معارفی ذکریٰ
📖 علم الیقین | جلسهٔ ۱۰ (خلاصه جلسه) 🎙 استاد کرمانشاهانی (حفظه الله) 📅 ۲۹ آذر ۱۴۰۲ بسم الله الرحمن
«همّ واحد»؛ رهایی از هزاران دغدغه و رسیدن به یک غصهٔ شیرین وقتی نور هدایت در دل سالک تابید و پیراهن شهوات را از تن بیرون آورد، به مقامی می‌رسد که امیرالمؤمنین (علیه السلام) آن را چنین توصیف می‌کنند: «تَخَلّی مِنَ الْهُمُومِ إلّا هَمّاً واحِداً انْفَرَدَ بِهِ»؛ از تمام غصه‌ها و دغدغه‌های دنیوی رها می‌شود، به گونه‌ای که اگر دنیا را آب ببرد، او را غمی نیست. 🍃 اما چرا؟ چون تمام انس و لذتش در جای دیگری مستقر شده است. او طعم حقیقت را چشیده و همین چشیدن اندک، چنان اشتهایش را تحریک کرده که دیگر هیچ لذت زودگذری نمی‌تواند حواسش را پرت کند. در میان مردم ضرب‌المثلی است که می‌گویند: «از نخورده بگیر، بده به خورده». کسی که طعم لذیذی را نچشیده، به دنبالش نمی‌دود؛ اما آن که ذره‌ای چشیده، بی‌تابانه در پی بقیهٔ آن است. پس تنها یک غصه برایش می‌ماند: «چه زمانی به آن نوری که در دلم درخشید، واصل می‌شوم؟» 💭 این همان آغاز توحید واقعی است. او از کثرت اربابی که هر یک انسان را به سویی می‌کشیدند نجات یافته و تمام همّتش فقط یک چیز شده است: وصال به منبع نور. عشق، خاصیتش وحدت‌بخشی است؛ کثرت‌ها را برمی‌دارد و تفرق‌ها را از بین می‌برد. 🔥 🎧 برای شنیدن کامل این جلسه، از این طریق اقدام فرمایید. 🔖 📢 برای بهره‌مندی از نکات معارفی، به مدرسهٔ معارفی ذکریٰ بپیوندید: @ZikraSchool
مدرسه معارفی ذکریٰ
📖 علم الیقین | جلسهٔ ۱۰ (خلاصه جلسه) 🎙 استاد کرمانشاهانی (حفظه الله) 📅 ۲۹ آذر ۱۴۰۲ بسم الله الرحمن
از «کوری باطن» تا «کلید هدایت» شدن؛ سیر تحول یک سالک امیرالمؤمنین (علیه السلام) در توصیف سیر سالک می‌فرمایند: پس از آنکه نور معرفت در قلبش تابید، «فَخَرَجَ مِنْ صِفَةِ الْعَمیٰ»؛ از صفت کوری باطنی خارج می‌شود. 🔆 این خروج از کوری، نتیجهٔ مستقیم همان درخشش «مصباح الهدی» است. چنین فردی دیگر شبیه سایر مردم نیست؛ نشست و برخاست، دوست‌داشتن‌ها، تفکرات و حتی مسائلی که ذهنش را به خود جلب می‌کند، کاملاً دگرگون می‌شود. او اکنون حقایقی را می‌بیند که دیگران از درک آن عاجزند. محال است ایمان در دل باشد، اما ادراکی که مختص مؤمن است و دیگران از آن بی‌بهره‌اند، در او شکل نگیرد. اما سیر او در همین نقطه متوقف نمی‌ماند. حضرت با تعبیر «صارَ» که نشان‌دهندهٔ یک سیر آرام و مرحله‌به‌مرحله است، می‌فرمایند: او کم‌کم به مقامی می‌رسد که خود «مَفاتیحِ اَبْوابِ الْهُدیٰ وَ مَغالیقِ اَبْوابِ الرَّدیٰ» می‌شود؛ یعنی کلیدی برای گشودن درهای هدایت به روی دیگران و قفلی برای بستن درهای هلاکت. 🗝️ مَثَل او مَثَل باغبانی است که می‌بیند نهری از کنار درختی تشنه می‌گذرد، اما نه آب خودبه‌خود به پای درخت می‌رسد و نه درخت به آب دسترسی دارد. او آب را برمی‌دارد و پای درخت می‌ریزد تا احیایش کند. این سالک نیز همین کار را با انسان‌ها می‌کند؛ حقایقی را به آنان منتقل می‌کند که اگر عمری هم تلاش می‌کردند، شاید به آن دست نمی‌یافتند. 🎧 برای شنیدن کامل این جلسه، از این طریق اقدام فرمایید. 🔖 📢 برای بهره‌مندی از نکات معارفی، به مدرسهٔ معارفی ذکریٰ بپیوندید: @ZikraSchool
مدرسه معارفی ذکریٰ
📖 علم الیقین | جلسهٔ ۱۰ (خلاصه جلسه) 🎙 استاد کرمانشاهانی (حفظه الله) 📅 ۲۹ آذر ۱۴۰۲ بسم الله الرحمن
احیاگری قلب؛ معرفتی که برای به دست آوردنش باید ضجه زد امیرالمؤمنین (علیه السلام) در توصیف سالک حقیقی می‌فرمایند: «قَدْ اَحْیا قَلْبَهُ»؛ او قلب خود را زنده کرده است. اما این احیا چگونه رخ می‌دهد؟ او تمام همت خود را صرف معارفی کرده که حقیقتِ حیات، نور و ایمان است. در درگاه الهی گدای خوبی شده، اصرار و الحاح ورزیده و ثبات قدم داشته تا این معارف را به او عطا کرده‌اند. نکتهٔ تأمل‌برانگیز اینجاست: ما برای مشکلات زندگی، فقر، قرض و بحران‌های عاطفی به درگاه اهل‌بیت (علیه السلام) پناه می‌بریم و ضجه می‌زنیم — که کاری بسیار پسندیده است و خودشان فرموده‌اند حتی نمک طعامتان را هم از ما بخواهید — اما آیا برای مردگی قلبمان هم ضجه می‌زنیم؟ 😔 اندکی مطالعه می‌کنیم، کمی می‌اندیشیم و اگر مطلبی را نفهمیدیم، گمان می‌کنیم مشکل از خود مباحث است، نه از ما! غافل از اینکه مشکلی در درون ماست که مانع فهم می‌شود و باید برطرف گردد. آیا تاکنون برای اینکه چرا فلان معرفت به ما داده نمی‌شود، گریه کرده‌ایم؟ حقیقت این است که با فرا رسیدن مرگ و قطع روابط عالم ماده، تنها ما می‌مانیم و همین معارفمان. معرفت، چشم جان است. همان‌طور که دوبینی در دنیا زندگی را دشوار می‌کند، کوری و دوبینی باطنی در آخرت نیز عذاب‌آور خواهد بود. پس احیای قلب، تنها راه نجات است. 🌱 🎧 برای شنیدن کامل این جلسه، از این طریق اقدام فرمایید. 🔖 📢 برای بهره‌مندی از نکات معارفی، به مدرسهٔ معارفی ذکریٰ بپیوندید: @ZikraSchool
مدرسه معارفی ذکریٰ
📖 علم الیقین | جلسهٔ ۱۰ (خلاصه جلسه) 🎙 استاد کرمانشاهانی (حفظه الله) 📅 ۲۹ آذر ۱۴۰۲ بسم الله الرحمن
برق‌های معرفت و «ابن‌الوقت» بودن؛ رمز رشد سالک در گرو یک درخشش امیرالمؤمنین (علیه السلام) در خطبه ۲۲۰ نهج‌البلاغه، پس از توصیف احیای قلب و اماته نفس، به مرحله‌ای شگفت از سلوک اشاره می‌کنند: «وَ بَرَقَ لَهُ لامِعٌ کَثیرُ الْبَرْقِ»؛ درخششی خیره‌کننده و پرنور در قلب سالک پدیدار می‌شود. ⚡️ این درخشش‌ها که ویژهٔ مراحل بالای سلوک است، گاهی ناگهانی و غیرمنتظره رخ می‌دهد. در اصطلاح عرفانی به این حالت «وقت» می‌گویند و سالک را «ابن‌الوقت» می‌نامند؛ یعنی او فرزند همین لحظه‌های درخشش است و رشدش در گرو همین انوار است، درست مانند نوزادی که با شیر مادر تغذیه می‌کند. به هر میزان که حجاب‌ها برطرف شود، جلوه‌ای از حق بر قلب سالک می‌تابد. این تجلی چنان قدرتمند است که او را «کن‌فیکون» می‌کند؛ خرابش می‌کند، همچون کسی که همه‌چیزش را باخته است. این برق می‌زند و می‌رود، و سالک باید چنان خودساخته باشد که همواره آمادهٔ دریافت آن باشد. 🎯 پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «اِنَّ لِرَبِّکُمْ فی اَیّامِ دَهْرِکُمْ نَفَحاتٌ اَلا فَتَعَرَّضُوا لَها»؛ در روزگار شما نسیم‌های رحمتی از سوی پروردگارتان می‌وزد، آگاه باشید که خود را در معرض آن‌ها قرار دهید. حقیقتِ «انتظار الفرج افضل الاعمال» نیز در همین آمادگی و کمین نشستن برای درخشش انوار الهی نهفته است. بسیار اتفاق می‌افتد که این انوار می‌آیند و می‌روند، اما انسان غافل می‌ماند. در حالی که همین یک درخشش، اگر سالک آن را دریابد، مسیر طولانی‌ای را برایش روشن می‌کند. ✨ 🎧 برای شنیدن کامل این جلسه، از این طریق اقدام فرمایید. 🔖 📢 برای بهره‌مندی از نکات معارفی، به مدرسهٔ معارفی ذکریٰ بپیوندید: @ZikraSchool
مدرسه معارفی ذکریٰ
📖 علم الیقین | جلسهٔ ۱۰ (خلاصه جلسه) 🎙 استاد کرمانشاهانی (حفظه الله) 📅 ۲۹ آذر ۱۴۰۲ بسم الله الرحمن
آغاز با اضطراب، پایان با طمأنینه؛ دو چهرهٔ کاملاً متفاوت سلوک اگر ابتدای مسیر سلوک را با خطبه ۸۷ نهج‌البلاغه مرور کنیم، سالک را در حالی می‌بینیم که «حزن» را شعار درونی خود ساخته و «خوف» الهی سراپای وجودش را پوشانده است. آری، آغاز راه با اضطراب، ریاضت و ترس همراه است. 😰 اما پایان راه، قصهٔ دیگری دارد. امیرالمؤمنین (علیه السلام) در خطبه ۲۲۰، انتهای مسیر را چنین ترسیم می‌کنند: «ثَبَتَتْ رِجْلاهُ فی قَرارِ الاَمْنِ وَ الرّاحَةِ»؛ قدم‌های سالک در قرارگاه امن و آسایش، استوار می‌شود. 🌿 این همان مقام طمأنینه است؛ مصداق وعدهٔ الهی که فرمود: «أَنْ لا تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا». در این مقام، نه تنها گرفتاری‌های دنیا، بلکه هول و هراس آخرت نیز به او نمی‌رسد. چرا که او گردنه‌های سخت را در همین دنیا طی کرده است. تفاوت جالب دیگر، تغییر تکلیف بدن است. سالک در ابتدای راه باید با «اماته نفس» و ریاضت، شهوات را کنترل کند. اما در مقام طمأنینه، خوردن و آشامیدن او نه از باب لذت‌جویی، بلکه از باب «واجب‌النفقه» بودن بدن است. 🍞 پس این‌گونه نیست که انسانِ آغشته به علایق مادی، صرفاً با گفتن حرفی به طمأنینه برسد. این مقام، پایان یک مسیر طولانی است. اما اگر خوفِ ابتدای راه نباشد، اصلاً حرکتی شکل نمی‌گیرد. انسانی که با شیرینی عالم ماده انس گرفته، تا تلخی و رنج را نچشد، از این آغوش جدا نمی‌شود. آغاز با اضطراب، شرط رسیدن به آرامش است. 🕊️ 🎧 برای شنیدن کامل این جلسه، از این طریق اقدام فرمایید. 🔖 📢 برای بهره‌مندی از نکات معارفی، به مدرسهٔ معارفی ذکریٰ بپیوندید: @ZikraSchool
هدایت شده از علم الیقین
📖 علم الیقین | جلسهٔ ۱۱ (معرفی‌نامه جلسه) 🎙 استاد کرمانشاهانی (حفظه الله) 📅 ۶ دی ۱۴۰۲ آیا تا به حال به این فکر کرده‌ایم که چرا خداوند به حضرت ابراهیم (علیه السلام) با آن همه عظمت، باز هم امر می‌کند «اسلام بیاور»؟ مگر ایشان مسلمان نبودند؟ پاسخ این پرسش، ما را با حقیقت شگفت‌انگیز «مراتب اسلام و ایمان» روبرو می‌کند. علامه طباطبایی (قدس سره) در تفسیر المیزان، چهار مرحله را برای این سیر معنوی ترسیم می‌کنند: از تسلیم ظاهری و بر زبان آوردن شهادتین گرفته، تا رسیدن به مقام فنا و شهود ملکیت مطلقه الهی. در این جلسه، استاد کرمانشاهانی حفظه الله با شرح عبارات علامه، ما را با این نردبان چهارپله‌ای عروج روح آشنا می‌کنند؛ مراحلی که از انجام سادهٔ واجبات شروع می‌شود و به جایی می‌رسد که انسان، خود را چون دستی در ارادهٔ حق می‌بیند و حتی قوای شهوت و غضب او نیز عاشق حق می‌شوند. 📌 آغاز از عبارت: المیزان، جلد ۱، صفحهٔ ۳۰۱: «الاسلام والتسليم والاستسلام بمعنى واحد ، من السلم...» 🎧 برای شنیدن کامل این جلسه، از این طریق اقدام فرمایید. 🔖 📢 برای دسترسی به سایر جلسات، به کانال صوت‌ها بپیوندید: @Elmolyaghin
مدرسه معارفی ذکریٰ
📖 علم الیقین | جلسهٔ ۱۱ (معرفی‌نامه جلسه) 🎙 استاد کرمانشاهانی (حفظه الله) 📅 ۶ دی ۱۴۰۲ آیا تا به حال
📖 علم الیقین | جلسهٔ ۱۱ (خلاصه جلسه) 🎙 استاد کرمانشاهانی (حفظه الله) 📅 ۶ دی ۱۴۰۲ بسم الله الرحمن الرحیم 🔹 طرح بحث: چرا به حضرت ابراهیم (علیه السلام) امر شد اسلام بیاورد؟ جلسه به تبیین مراتب چهارگانه اسلام و ایمان بر اساس دیدگاه علامه طباطبایی (قدس سره) در تفسیر *المیزان* (جلد ۱، صفحه ۳۰۱) اختصاص دارد. نقطهٔ عزیمت، پرسش از معنای امر الهی «أَسْلِمْ» به حضرت ابراهیم (ع) است: چرا پیامبری در آن سطح از کمال، تازه مأمور به اسلام آوردن می‌شود؟ علامه طباطبایی رحمه الله، «اسلام» را به معنای عدم عصیان و مقاومت نکردن در برابر حق تعریف می‌کنند و «ایمان» را به معنای دل دادن به حق. اسلام و ایمان در برابر دو جریان «تکوین» (قضا و قدر) و «تشریع» (اوامر و نواهی) معنا می‌یابد و چون این واردات الهی دارای مراتب‌اند، اسلام و ایمان نیز مراتبی پیدا می‌کند. 🔹 مراتب چهارگانهٔ اسلام و ایمان (درهم‌تنیده): 1️⃣ مرتبهٔ اول: - اسلام: تسلیم ظاهری و بر زبان جاری کردن شهادتین، حتی بدون همراهی قلب. ثمرهٔ آن: حفظ خون و مال و الحاق به جامعهٔ اسلامی. - ایمان: اذعان قلبی اجمالی به مضمون شهادتین. در این مرحله، انسان برای هستی «ربّ» قائل می‌شود و حجاب‌های تعلق با انجام واجبات و ترک محرمات کنار می‌روند. 2️⃣ مرتبهٔ دوم: - اسلام: تسلیم و انقیاد قلبی نسبت به تفاصیل اعتقادات حقه (ملائکه، وحی، معاد، صراط و...). - ایمان: اعتقاد تفصیلی بدون شک و تردید (ثم لم يرتابوا) که به اعمال صالحه می‌انجامد. «عمل صالح» عملی متناسب با استعداد و مایهٔ رشد فرد است. در این مرحله، علم از ساحت ذهن به ساحت عین و عمل وارد می‌شود. 3️⃣ مرتبهٔ سوم: - اسلام: رام شدن و انقیاد تمام قوای وجودی (شهوت، غضب، وهم) در برابر عقل و شرع. ملکات اخلاقی در نفس رسوخ می‌کنند. - ایمان: عاشق شدن قوا نسبت به حق. دیگر تنها قلب نیست که مؤمن است، بلکه چشم، گوش و دست نیز ایمان می‌آورند و از «لغو» اعراض می‌کنند. انسان به مقام «کأنّه یراه» می‌رسد و در باطن او هیچ کششی برخلاف رضای حق باقی نمی‌ماند. 4️⃣ مرتبهٔ چهارم: - اسلام: شهود ملکیت مطلقهٔ الهی و مقام فنا. انسان استقلال ذاتی، صفاتی و فعلی خود را نفی کرده و خود را مانند دستی در ارادهٔ حق می‌بیند. این مقام، «وهبی» و افاضهٔ الهی است و زمامش به دست بنده نیست. حضرت ابراهیم (علیه السلام) در اواخر عمر، همین مرتبه را با دعای «ربنا واجعلنا مسلمين لك» طلب کردند. این مقام، همان تشیع حقیقی است. - ایمان: استقرار کامل این حال در تمام احوال و افعال. ثمرهٔ آن: ولایت؛ «ألا إن أولياء الله لا خوف عليهم ولا هم يحزنون». مؤمن در این مرتبه، هیچ استقلالی برای اشیاء دون الله قائل نیست و از هیچ چیز اندوهگین یا هراسان نمی‌شود. 🔹 الحاق حضرت ابراهیم (علیه السلام) به مقام صالحین: حضرت ابراهیم (ع) با رسیدن به مقام تشیع حقیقی (مرتبه چهارم اسلام)، در آخرت به مقام «صالحین» ملحق می‌شوند. «صالحین» در این سیاق، اشاره به مقام اصالی معصومین (ع) دارد که رتبه‌ای فراتر از آن است. 🔹 قدم اول: برای رسیدن به این قله‌ها، باید از مرتبهٔ اول آغاز کرد: اصلاح ظاهر، تقیّد به احکام شرع و ترک محرمات، تا حجاب‌ها کنار رفته و نور ایمان بتابد. و صلّی الله علی محمد و آله الطاهرین 🎧 برای شنیدن کامل این جلسه، از این طریق اقدام فرمایید. 🔖 📢 برای دسترسی به صوت‌های درس علم الیقین، به کانال زیر مراجعه کنید: @Elmolyaghin