eitaa logo
مدرسه معارفی ذکریٰ
957 دنبال‌کننده
19 عکس
2 ویدیو
5 فایل
اگر از محتوای درس استاد سؤالی دارید، به شناسه زیر ارسال نمایید: @abiri14
مشاهده در ایتا
دانلود
مدرسه معارفی ذکریٰ
📖 علم الیقین | جلسهٔ ۱۰ (خلاصه جلسه) 🎙 استاد کرمانشاهانی (حفظه الله) 📅 ۲۹ آذر ۱۴۰۲ بسم الله الرحمن
آغاز با اضطراب، پایان با طمأنینه؛ دو چهرهٔ کاملاً متفاوت سلوک اگر ابتدای مسیر سلوک را با خطبه ۸۷ نهج‌البلاغه مرور کنیم، سالک را در حالی می‌بینیم که «حزن» را شعار درونی خود ساخته و «خوف» الهی سراپای وجودش را پوشانده است. آری، آغاز راه با اضطراب، ریاضت و ترس همراه است. 😰 اما پایان راه، قصهٔ دیگری دارد. امیرالمؤمنین (علیه السلام) در خطبه ۲۲۰، انتهای مسیر را چنین ترسیم می‌کنند: «ثَبَتَتْ رِجْلاهُ فی قَرارِ الاَمْنِ وَ الرّاحَةِ»؛ قدم‌های سالک در قرارگاه امن و آسایش، استوار می‌شود. 🌿 این همان مقام طمأنینه است؛ مصداق وعدهٔ الهی که فرمود: «أَنْ لا تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا». در این مقام، نه تنها گرفتاری‌های دنیا، بلکه هول و هراس آخرت نیز به او نمی‌رسد. چرا که او گردنه‌های سخت را در همین دنیا طی کرده است. تفاوت جالب دیگر، تغییر تکلیف بدن است. سالک در ابتدای راه باید با «اماته نفس» و ریاضت، شهوات را کنترل کند. اما در مقام طمأنینه، خوردن و آشامیدن او نه از باب لذت‌جویی، بلکه از باب «واجب‌النفقه» بودن بدن است. 🍞 پس این‌گونه نیست که انسانِ آغشته به علایق مادی، صرفاً با گفتن حرفی به طمأنینه برسد. این مقام، پایان یک مسیر طولانی است. اما اگر خوفِ ابتدای راه نباشد، اصلاً حرکتی شکل نمی‌گیرد. انسانی که با شیرینی عالم ماده انس گرفته، تا تلخی و رنج را نچشد، از این آغوش جدا نمی‌شود. آغاز با اضطراب، شرط رسیدن به آرامش است. 🕊️ 🎧 برای شنیدن کامل این جلسه، از این طریق اقدام فرمایید. 🔖 📢 برای بهره‌مندی از نکات معارفی، به مدرسهٔ معارفی ذکریٰ بپیوندید: @ZikraSchool
هدایت شده از علم الیقین
📖 علم الیقین | جلسهٔ ۱۱ (معرفی‌نامه جلسه) 🎙 استاد کرمانشاهانی (حفظه الله) 📅 ۶ دی ۱۴۰۲ آیا تا به حال به این فکر کرده‌ایم که چرا خداوند به حضرت ابراهیم (علیه السلام) با آن همه عظمت، باز هم امر می‌کند «اسلام بیاور»؟ مگر ایشان مسلمان نبودند؟ پاسخ این پرسش، ما را با حقیقت شگفت‌انگیز «مراتب اسلام و ایمان» روبرو می‌کند. علامه طباطبایی (قدس سره) در تفسیر المیزان، چهار مرحله را برای این سیر معنوی ترسیم می‌کنند: از تسلیم ظاهری و بر زبان آوردن شهادتین گرفته، تا رسیدن به مقام فنا و شهود ملکیت مطلقه الهی. در این جلسه، استاد کرمانشاهانی حفظه الله با شرح عبارات علامه، ما را با این نردبان چهارپله‌ای عروج روح آشنا می‌کنند؛ مراحلی که از انجام سادهٔ واجبات شروع می‌شود و به جایی می‌رسد که انسان، خود را چون دستی در ارادهٔ حق می‌بیند و حتی قوای شهوت و غضب او نیز عاشق حق می‌شوند. 📌 آغاز از عبارت: المیزان، جلد ۱، صفحهٔ ۳۰۱: «الاسلام والتسليم والاستسلام بمعنى واحد ، من السلم...» 🎧 برای شنیدن کامل این جلسه، از این طریق اقدام فرمایید. 🔖 📢 برای دسترسی به سایر جلسات، به کانال صوت‌ها بپیوندید: @Elmolyaghin
مدرسه معارفی ذکریٰ
📖 علم الیقین | جلسهٔ ۱۱ (معرفی‌نامه جلسه) 🎙 استاد کرمانشاهانی (حفظه الله) 📅 ۶ دی ۱۴۰۲ آیا تا به حال
📖 علم الیقین | جلسهٔ ۱۱ (خلاصه جلسه) 🎙 استاد کرمانشاهانی (حفظه الله) 📅 ۶ دی ۱۴۰۲ بسم الله الرحمن الرحیم 🔹 طرح بحث: چرا به حضرت ابراهیم (علیه السلام) امر شد اسلام بیاورد؟ جلسه به تبیین مراتب چهارگانه اسلام و ایمان بر اساس دیدگاه علامه طباطبایی (قدس سره) در تفسیر *المیزان* (جلد ۱، صفحه ۳۰۱) اختصاص دارد. نقطهٔ عزیمت، پرسش از معنای امر الهی «أَسْلِمْ» به حضرت ابراهیم (ع) است: چرا پیامبری در آن سطح از کمال، تازه مأمور به اسلام آوردن می‌شود؟ علامه طباطبایی رحمه الله، «اسلام» را به معنای عدم عصیان و مقاومت نکردن در برابر حق تعریف می‌کنند و «ایمان» را به معنای دل دادن به حق. اسلام و ایمان در برابر دو جریان «تکوین» (قضا و قدر) و «تشریع» (اوامر و نواهی) معنا می‌یابد و چون این واردات الهی دارای مراتب‌اند، اسلام و ایمان نیز مراتبی پیدا می‌کند. 🔹 مراتب چهارگانهٔ اسلام و ایمان (درهم‌تنیده): 1️⃣ مرتبهٔ اول: - اسلام: تسلیم ظاهری و بر زبان جاری کردن شهادتین، حتی بدون همراهی قلب. ثمرهٔ آن: حفظ خون و مال و الحاق به جامعهٔ اسلامی. - ایمان: اذعان قلبی اجمالی به مضمون شهادتین. در این مرحله، انسان برای هستی «ربّ» قائل می‌شود و حجاب‌های تعلق با انجام واجبات و ترک محرمات کنار می‌روند. 2️⃣ مرتبهٔ دوم: - اسلام: تسلیم و انقیاد قلبی نسبت به تفاصیل اعتقادات حقه (ملائکه، وحی، معاد، صراط و...). - ایمان: اعتقاد تفصیلی بدون شک و تردید (ثم لم يرتابوا) که به اعمال صالحه می‌انجامد. «عمل صالح» عملی متناسب با استعداد و مایهٔ رشد فرد است. در این مرحله، علم از ساحت ذهن به ساحت عین و عمل وارد می‌شود. 3️⃣ مرتبهٔ سوم: - اسلام: رام شدن و انقیاد تمام قوای وجودی (شهوت، غضب، وهم) در برابر عقل و شرع. ملکات اخلاقی در نفس رسوخ می‌کنند. - ایمان: عاشق شدن قوا نسبت به حق. دیگر تنها قلب نیست که مؤمن است، بلکه چشم، گوش و دست نیز ایمان می‌آورند و از «لغو» اعراض می‌کنند. انسان به مقام «کأنّه یراه» می‌رسد و در باطن او هیچ کششی برخلاف رضای حق باقی نمی‌ماند. 4️⃣ مرتبهٔ چهارم: - اسلام: شهود ملکیت مطلقهٔ الهی و مقام فنا. انسان استقلال ذاتی، صفاتی و فعلی خود را نفی کرده و خود را مانند دستی در ارادهٔ حق می‌بیند. این مقام، «وهبی» و افاضهٔ الهی است و زمامش به دست بنده نیست. حضرت ابراهیم (علیه السلام) در اواخر عمر، همین مرتبه را با دعای «ربنا واجعلنا مسلمين لك» طلب کردند. این مقام، همان تشیع حقیقی است. - ایمان: استقرار کامل این حال در تمام احوال و افعال. ثمرهٔ آن: ولایت؛ «ألا إن أولياء الله لا خوف عليهم ولا هم يحزنون». مؤمن در این مرتبه، هیچ استقلالی برای اشیاء دون الله قائل نیست و از هیچ چیز اندوهگین یا هراسان نمی‌شود. 🔹 الحاق حضرت ابراهیم (علیه السلام) به مقام صالحین: حضرت ابراهیم (ع) با رسیدن به مقام تشیع حقیقی (مرتبه چهارم اسلام)، در آخرت به مقام «صالحین» ملحق می‌شوند. «صالحین» در این سیاق، اشاره به مقام اصالی معصومین (ع) دارد که رتبه‌ای فراتر از آن است. 🔹 قدم اول: برای رسیدن به این قله‌ها، باید از مرتبهٔ اول آغاز کرد: اصلاح ظاهر، تقیّد به احکام شرع و ترک محرمات، تا حجاب‌ها کنار رفته و نور ایمان بتابد. و صلّی الله علی محمد و آله الطاهرین 🎧 برای شنیدن کامل این جلسه، از این طریق اقدام فرمایید. 🔖 📢 برای دسترسی به صوت‌های درس علم الیقین، به کانال زیر مراجعه کنید: @Elmolyaghin
مدرسه معارفی ذکریٰ
📖 علم الیقین | جلسهٔ ۱۱ (خلاصه جلسه) 🎙 استاد کرمانشاهانی (حفظه الله) 📅 ۶ دی ۱۴۰۲ بسم الله الرحمن ال
چرا اسلام و ایمان مراتب دارند؟ آشنایی با یک سیر هشت‌پله‌ای تا حالا دقت کرده‌اید که قرآن کریم، هم به مسلمانان امر به «اسلام» کرده و هم به مؤمنان امر به «ایمان»؟ 🤔 از یک سو، خداوند به حضرت ابراهیم (علیه السلام ) — با آن همه عظمت و مقام نبوت — می‌فرماید: «أَسْلِمْ؛ اسلام بیاور» و ایشان پاسخ می‌دهد: «أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ». از سوی دیگر، به کسانی که ایمان آورده‌اند خطاب می‌کند: «يا أيها الذين آمنوا... آمنوا» و آنان را به ایمانی تازه دعوت می‌کند. همچنین می‌فرماید: «يا أيها الذين آمنوا ادخلوا في السلم كافة» و مؤمنان را به ورود به ساحتی عمیق‌تر از اسلام فرا می‌خواند. 📌 مگر ابراهیم (علیه السلام ) مسلمان نبود که امر به اسلام می‌شود؟ مگر مؤمنان ایمان نیاورده‌اند که به ایمان دعوت می‌شوند؟ پاسخ این پرسش، ما را با حقیقت عمیق مراتب داشتنِ اسلام و ایمان آشنا می‌کند. 📌 اسلام چیست؟ ایمان چیست؟ علامه طباطبایی (قدس سره) در تفسیر *المیزان*، این دو را چنین تعریف می‌کنند: - ✦ اسلام: از ریشهٔ «سلم» به معنای سازگار شدن و کنار گذاشتن ستیزه‌خویی است. اسلامِ انسان یعنی در برابر هر آنچه از جانب خدا می‌رسد — چه تکوینی (قضا و قدر) و چه تشریعی (اوامر و نواهی) — مقاومت نکند. - ✦ ایمان: به معنای اذعان قلبی و دل دادن به همان حقیقتی است که فرد در برابر آن تسلیم شده است. ایمان، از جنسِ پیوند خوردنِ قلب با حقیقت است. 📌 مراتب از کجا پیدا می‌شود؟ از آنجا که «واردات الهی» (آنچه از جانب خدا می‌رسد) خود دارای مراتب‌اند، اسلام و ایمان نیز — که تسلیم و اذعان در برابر همین واردات‌اند — به تبع آن‌ها مراتبی پیدا می‌کنند. علامه طباطبایی (قدس سره) برای هر یک از اسلام و ایمان، چهار مرتبه قائل می‌شوند که روی هم، یک مسیر هشت‌پله‌ای را برای صعود روح ترسیم می‌کند؛ از تسلیم ظاهریِ زبان آغاز می‌شود و تا فانی شدنِ کامل در ارادهٔ حق ادامه می‌یابد. 🌱 🎧 برای شنیدن کامل این جلسه، از این طریق اقدام فرمایید. 🔖 📢 برای بهره‌مندی از نکات معارفی، به مدرسهٔ معارفی ذکریٰ بپیوندید: @ZikraSchool
مدرسه معارفی ذکریٰ
📖 علم الیقین | جلسهٔ ۱۱ (خلاصه جلسه) 🎙 استاد کرمانشاهانی (حفظه الله) 📅 ۶ دی ۱۴۰۲ بسم الله الرحمن ال
مرتبهٔ اول: پلهٔ اول، اسلام ظاهری — پلهٔ دوم، ایمان اجمالی اولین گام در مسیر هشت‌پله‌ای صعود روح، با ساده‌ترین شکل تسلیم آغاز می‌شود. اما آیا این گام، حتماً به گام بعدی می‌انجامد؟ پاسخ این است: نه؛ اما زمینه را فراهم می‌کند. 📌 پلهٔ اول: اسلام ظاهری این مرتبه از اسلام یعنی بر زبان آوردن شهادتین و پذیرش ظواهر اوامر و نواهی؛ خواه قلب با زبان همراه باشد، خواه نباشد. در این مرحله، فرد همین‌قدر که اظهار اسلام کند، در جامعهٔ اسلامی پذیرفته می‌شود و احکام ظاهری اسلام — مانند حفظ خون و مال — بر او جاری می‌گردد. قرآن کریم به این مرتبه چنین اشاره می‌کند: «قالت الاعراب آمنا قل لم تؤمنوا ولكن قولوا أسلمنا ولما يدخل الايمان في قلوبكم» (حجرات، ۱۴) نکتهٔ دقیق ادبی در این آیه، تفاوت «لَم» و «لَمّا» است: - «لَم» یعنی نفی محض: فعلاً ایمان ندارید. - «لَمّا» یعنی نفیِ همراه با انتظار: هنوز ایمان وارد قلب نشده، اما این اسلام ظاهری، زمینه‌ای فراهم کرده که امید می‌رود ایمان در پی آن بیاید؛ نه اینکه حتماً خواهد آمد. 📌 پلهٔ دوم: ایمان اجمالی (در صورت تحقق) اگر این زمینه به ثمر بنشیند، نخستین مرتبهٔ ایمان جوانه می‌زند: اذعان قلبی و اعتقاد اجمالی به مضمون شهادتین. در اینجا دیگر قلب فقط تسلیم نیست، بلکه دل داده است. فرد در این مرحله، حقیقت توحید و نبوت را به نحو اجمالی پذیرفته، هرچند هنوز به تفاصیلی چون ملائکه، وحی و معاد پیوند قلبی پیدا نکرده است. ✨ ثمرهٔ این ایمان (اگر حاصل شود): - مؤمن در این مرتبه، برای هستی و لحظه‌لحظهٔ زندگی خود «ربّ» و صاحب قائل است. - با موجودات عالم مانند موجوداتی بی‌صاحب برخورد نمی‌کند. - پیوندها و ربط‌هایی را در هستی می‌بیند که دیگران از درک آن عاجزند. 📌 فایدهٔ اسلام ظاهری چیست؟ حتی اگر اسلام ظاهری هرگز به ایمان قلبی نینجامد، باز هم فواید مهمی دارد. انجام واجبات و ترک محرمات، حجاب‌های تعلق را کنار می‌زند. چنان‌که مرحوم فیض کاشانی (قدس سره) نیز اشاره کرده‌اند: با کنار رفتن حجاب، امکان تابش نور حق بر قلب فراهم می‌شود. بنابراین اسلام ظاهری، بستری است که می‌تواند به ایمان بینجامد؛ اما این انتقال، قطعی و خودکار نیست. 🌱 🎧 برای شنیدن کامل این جلسه، از این طریق اقدام فرمایید. 🔖 📢 برای بهره‌مندی از نکات معارفی، به مدرسهٔ معارفی ذکریٰ بپیوندید: @ZikraSchool
مدرسه معارفی ذکریٰ
📖 علم الیقین | جلسهٔ ۱۱ (خلاصه جلسه) 🎙 استاد کرمانشاهانی (حفظه الله) 📅 ۶ دی ۱۴۰۲ بسم الله الرحمن ال
مرتبهٔ دوم: پلهٔ سوم، اسلام تفصیلی — پلهٔ چهارم، ایمان تفصیلی پس از آنکه فرد در مرتبهٔ اول، به نحو اجمالی تسلیم شد و ایمان اجمالی یافت، نوبت به گام بعدی می‌رسد: ورود به ساحت تفاصیل. در این مرحله، دیگر پای جزئیات اعتقادات به میان می‌آید. 📌 پلهٔ سوم: اسلام تفصیلی این مرتبه از اسلام، تسلیم و انقیاد قلبی نسبت به عموم اعتقادات حقه به صورت تفصیلی است. در مرتبهٔ اول، فرد تنها به کلیت توحید و نبوت تسلیم شده بود؛ اما در اینجا دایرهٔ تسلیم گسترش می‌یابد و جزئیات وحیانی را نیز در بر می‌گیرد: باور به ملائکه، کتب آسمانی، حقیقت وحی، معاد، صراط و وقایع عالم قبر. در این مرحله، دانسته‌های فرد فقط این نیست که «هستی صاحبی دارد»، بلکه می‌فهمد ملائکه در هستی چه نقشی دارند، ارتباط وحی با اشیاء چگونه است و ملائکهٔ حافظین چه وظایفی بر عهده دارند. او حساب و کتابِ این نظام را می‌شناسد و در برابر آن مقاومت نمی‌کند (معنای تسلیم). 📌 پلهٔ چهارم: ایمان تفصیلی (در صورت تحقق) اگر این تسلیم تفصیلی به ثمر بنشیند، ایمان تفصیلی پدید می‌آید: اعتقاد و گره‌خوردگی قلبی با همان حقایق تفصیلی. قرآن کریم در وصف این مؤمنان می‌فرماید: «إنما المؤمنون الذين آمنوا بالله ورسوله ثم لم يرتابوا وجاهدوا بأموالهم وأنفسهم في سبيل الله» (حجرات، ۱۵) ✨ ویژگی‌های این ایمان: - ✦ عبور از شک: «ثم لم يرتابوا» یعنی به ثبات و یقین رسیده‌اند. - ✦ مجاهدت: آمادگی برای جان‌فشانی و انفاق مال در راه خدا. - ✦ ورود علم به ساحت عمل: در این مرحله، علم دیگر فقط یک صورت ذهنی نیست، بلکه عواطف و اعمال انسان را دگرگون می‌کند. 📌 تفاوت «مسلمِ» مرتبه دوم با «مؤمنِ» مرتبه دوم: - مسلمِ این مرتبه، پذیرفته که ملائکه وجود دارند، اما نمی‌تواند رخدادهای عالم را بر اساس نقش آن‌ها توضیح دهد. - مؤمنِ این مرتبه، به معرفتی رسیده که عالم را با همین تفاصیل و ارتباطات می‌بیند و می‌تواند روابط هستی را تبیین کند. 📌 نکتهٔ مهم: رسیدن به این مرتبه، خودکار نیست. قرآن با خطاب «يا أيها الذين آمنوا... تؤمنون بالله ورسوله» مؤمنانِ مرتبهٔ اول را به ایمانی بالاتر دعوت می‌کند. این یعنی فرد باید بخواهد و حرکت کند تا این ایمان تفصیلی حاصل شود. 🌱 🎧 برای شنیدن کامل این جلسه، از این طریق اقدام فرمایید. 🔖 📢 برای بهره‌مندی از نکات معارفی، به مدرسهٔ معارفی ذکریٰ بپیوندید: @ZikraSchool
مدرسه معارفی ذکریٰ
📖 علم الیقین | جلسهٔ ۱۱ (خلاصه جلسه) 🎙 استاد کرمانشاهانی (حفظه الله) 📅 ۶ دی ۱۴۰۲ بسم الله الرحمن ال
مرتبهٔ سوم: پلهٔ پنجم، اسلام قوا — پلهٔ ششم، ایمان قوا تا اینجا سخن از تسلیم و اذعانِ قلب بود. اما در مرتبهٔ سوم، پای تمام وجود انسان به میان می‌آید؛ قوایی که پیش‌تر سرکش بودند، اکنون باید رام شوند و سپس، خود اهل ایمان گردند. 📌 پلهٔ پنجم: اسلام قوا (رام شدن شهوت و غضب) وقتی نفس با ایمان تفصیلی و اعمال صالحه انس گرفت، آن فضایل در جان او به صورت ملکه مستقر می‌شوند. در این مرحله، «صدق» یا «غیبت نکردن» دیگر یک عمل پراکنده نیست، بلکه شاکلهٔ وجود با آن عجین می‌شود. هنگامی که این ملکات در نفس تمکن یافتند، تمام قوای وجودی انسان — اعم از قوای بهیمی (شهوت)، سبعی (غضب) و قوای مایل به زخارف فانی دنیا — منقاد و رامِ نفسِ مؤمن می‌شوند. ✨ ثمرهٔ این اسلام: انسان به مقام «کأنّه یراه» می‌رسد؛ گویی خدا را می‌بیند. در نتیجه، در باطن و سرّ او هیچ کششی برخلاف امر و نهی الهی باقی نمی‌ماند. قرآن می‌فرماید: «فلا وربك لا يؤمنون حتى يحكموك فيما شجر بينهم ثم لا يجدوا في أنفسهم حرجا مما قضيت ويسلموا تسليما» (نساء، ۶۵) 📌 پلهٔ ششم: ایمان قوا (عاشق شدنِ قوا - در صورت تحقق) اگر این رام‌شدگی به ثمر بنشیند، ایمانِ قوا پدید می‌آید. در این مقام، قوا نه تنها تسلیم می‌شوند، بلکه خود «عاشق» و «مؤمن» می‌گردند. اگر پیش‌تر قوا به سختی و با انقیاد همراهی می‌کردند، اکنون خود پیش‌قدم شده و به همان سمتی می‌روند که مطلوب حق است. ✨ تحول عظیم: - دیگر تنها قلب نیست که مؤمن است؛ چشم مؤمن می‌شود و جز حق نمی‌جوید. - گوش مؤمن می‌شود و از لغو اعراض می‌کند. - دست و دیگر اعضا مؤمن می‌شوند و در مسیر بندگی قرار می‌گیرند. - تمام «فلش‌های وجودی» که پیش‌تر به سمت کثرات بود، همگی یک‌جهت و رو به حق می‌شوند. ✨ نمونهٔ متعالی: غضب امیرالمؤمنین (علیه السلام) در میدان جنگ، تنها در جایی جوشش داشت که رضای خدا در آن بود؛ و در جایی که خداوند راضی نبود، آن غضبِ عظیم اصلاً جوشش پیدا نمی‌کرد. این یعنی غضب هم مؤمن شده بود. 🌱 🎧 برای شنیدن کامل این جلسه، از این طریق اقدام فرمایید. 🔖 📢 برای بهره‌مندی از نکات معارفی، به مدرسهٔ معارفی ذکریٰ بپیوندید: @ZikraSchool
مدرسه معارفی ذکریٰ
📖 علم الیقین | جلسهٔ ۱۱ (خلاصه جلسه) 🎙 استاد کرمانشاهانی (حفظه الله) 📅 ۶ دی ۱۴۰۲ بسم الله الرحمن ال
مرتبهٔ چهارم: پلهٔ هفتم، اسلام فنا — پلهٔ هشتم، ایمان اولیا آخرین گام‌ها در این سیر هشت‌پله‌ای، از جنس «وهب» و افاضهٔ الهی است. اینجاست که بنده، خود را به‌کلّی در ارادهٔ حق محو می‌بیند و دیگر «من»ی در کار نیست. 📌 پلهٔ هفتم: اسلام فنا در پله ششم، انسان به مقام «عبد مملوک» رسید؛ جایی که قوای وجودی او رام شدند و حتی عاشق حق گشتند. اما در آن مقام، هنوز بنده با «ارادهٔ خود» از مولا تبعیت می‌کند. در مرتبهٔ چهارم، این فاصله برداشته می‌شود: بنده دیگر «تصمیم نمی‌گیرد» که تبعیت کند، بلکه اساساً خود را فانی در ارادهٔ حق می‌بیند. علامه طباطبایی (قدس سره) برای تبیین این مقام، مثال «دست» و «انسان» را می‌آورند: دست برای حرکت کردن، فکر نمی‌کند و اراده‌ای جداگانه از ارادهٔ انسان ندارد؛ بلکه فانی در ارادهٔ اوست. نسبت بنده با حق‌تعالی در این مرتبه نیز چنین است. این مقام، همان تشیع حقیقی است؛ آنجا که بنده در برابر ولیّ خدا، اراده‌ای از خود ندارد — مانند یاران امام حسین (علیه السلام) که جان خود را بی‌درنگ سپر ساختند. 📌 وهبی بودن این مقام علامه طباطبایی (قدس سره) تصریح می‌کنند: «وهذا معنى وهبي وإفاضة إلهية لا تأثير لإرادة الإنسان فيه» این مقام، حقیقتی است که زمامش به دست بنده نیست و باید از جانب حق هبه شود. البته مقدمات آن — یعنی سیر از مراتب پیشین — اختیاری است، اما خودِ این حال و شهود، افاضه‌ای از جانب خداست. به همین دلیل، حضرت ابراهیم (علیه السلام) با آن همه عظمت، در اواخر عمر از خدا می‌خواهند: «ربنا واجعلنا مسلمين لك» (بقره، ۱۲۸) یعنی: خدایا ما را از مسلمانانِ این مرتبه قرار بده؛ چرا که این مقام، با خواستِ بنده به تنهایی به دست نمی‌آید. 📌 پلهٔ هشتم: ایمان اولیا (در صورت افاضهٔ الهی) اگر این اسلامِ وهبی از جانب حق افاضه شود، ایمان اولیا پدید می‌آید: استقرار کاملِ این شهود در تمام احوال و افعال. ثمرهٔ این ایمان، مقام ولایت است: ✨ ثمرهٔ این ایمان: - مؤمن در این مرتبه، هیچ استقلالی برای اشیاء دونِ الله قائل نیست. - هیچ سببی را جز به اذن الله مؤثر نمی‌بیند. - از مکروهاتِ واقع‌شده اندوهگین نمی‌شود و از حوادث آینده هراسی ندارد. قرآن کریم در وصف این مؤمنان می‌فرماید: «ألا إن أولياء الله لا خوف عليهم ولا هم يحزنون» (یونس، ۶۲) 📌 قدم اول کجاست؟ برای رسیدن به این قله، باید از مرتبهٔ اول آغاز کرد: اصلاح ظاهر، تقیّد به احکام شرع و ترک محرمات. تا حجاب‌ها کنار نرود، نور بر قلب نمی‌تابد. چنان‌که مرحوم آقا شیخ محمدتقی آملی (قدس سره) می‌فرمود: «این کار مانند آن است که بخواهی با مژه‌هایت کوه را بکنی». اما علامه طباطبایی (قدس سره) می‌افزودند: «اگر تو حرکتِ کوچکِ مژه را آغاز کنی، بقیه بار را خودشان برمی‌دارند». 🌱 🎧 برای شنیدن کامل این جلسه، از این طریق اقدام فرمایید. 🔖 📢 برای بهره‌مندی از نکات معارفی، به مدرسهٔ معارفی ذکریٰ بپیوندید: @ZikraSchool
مدرسه معارفی ذکریٰ
📖 علم الیقین | جلسهٔ ۱۱ (خلاصه جلسه) 🎙 استاد کرمانشاهانی (حفظه الله) 📅 ۶ دی ۱۴۰۲ بسم الله الرحمن ال
دعای حضرت ابراهیم (علیه السلام) برای الحاق به صالحین و تحقق آن در آخرت حضرت ابراهیم (علیه السلام) با وجود نائل شدن به مقام اصطفا و رسیدن به مرتبهٔ چهارم اسلام، باز هم دست از طلب برنداشت و از خداوند چیزی خواست که نشان می‌دهد قله‌هایی فراتر از فنا نیز وجود دارد. 📌 دعای حضرت ابراهیم (علیه السلام) چه بود؟ ایشان در سوره شعرا چنین دعا می‌کنند: «وألحقني بالصالحين» (شعرا، ۸۳) درخواست «الحاق به صالحین» از سوی پیامبری که خود در دنیا به مقام «اصطفا» برگزیده شده، نشان می‌دهد که «صالحین» در این آیه، اشاره به مقامی فراتر دارد. 📌 صالحین چه کسانی‌اند؟ بر اساس تقریر جلسه، «صالحین» اشاره به مقام اصالی معصومین (علیهم السلام) دارد. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و اهل‌بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) در همین دنیا واجد مقام «صلاح ذاتی» و در زمرهٔ صالحینِ نخستین بودند. اما حضرت ابراهیم (علیه السلام) با آنکه به مقام تشیع حقیقی و مرتبهٔ چهارم اسلام رسید، هنوز با این مقام اصالی فاصله داشت. 📌 تفاوت مقام «تشیع حقیقی» با «صالحین اصالی» میان بالاترین سطح تشیع (که حضرت ابراهیم (علیه السلام) به آن نائل شد) و مقام معصومین (علیهم السلام) که صالحین بالاصاله هستند، یک فاصلهٔ رتبی وجود دارد. به همین دلیل، حضرت ابراهیم (علیه السلام) با آن همه عظمت، الحاق به صالحین را از خدا می‌طلبد. 📌 تحقق دعا در آخرت قرآن کریم در پاسخ به این درخواست ابراهیمی می‌فرماید: «وإنه في الآخرة لمن الصالحين» (بقره، ۱۳۰) یعنی خداوند این دعا را اجابت می‌کند، اما تحقق آن را به سرای آخرت موکول می‌نماید. این نشان می‌دهد که: - ✦ نیل به مقام صالحین در دنیا ممکن است (چنان‌که معصومین (علیه السلام) واجد آن بودند). - ✦ اما برای حضرت ابراهیم (علیه السلام)، این مقام در آخرت محقق خواهد شد. - ✦ این فاصلهٔ رتبی میان تشیع حقیقی و صلاح ذاتی، تنها با ورود به عالم آخرت برداشته می‌شود. 🌱 🎧 برای شنیدن کامل این جلسه، از این طریق اقدام فرمایید. 🔖 📢 برای بهره‌مندی از نکات معارفی، به مدرسهٔ معارفی ذکریٰ بپیوندید: @ZikraSchool
هدایت شده از علم الیقین
📖 علم الیقین | جلسهٔ ۱۲ (معرفی‌نامه جلسه) 🎙 استاد کرمانشاهانی (حفظه الله) 📅 ۱۳ دی ۱۴۰۲ وقتی اعراب گفتند «ایمان آوردیم»، خدا فرمود: «نگویید ایمان آوردیم، بگویید اسلام آوردیم». چرا ادعایشان رد شد؟ و چطور قرآن کریم برای برخی «ایمان» را اثبات می‌کند، اما باز هم آنان را «مشرک» می‌خواند؟ در این جلسه، استاد با تکیه بر تقسیم‌بندی فیض کاشانی و مبانی علامه طباطبایی (رحمهماالله)، تصویری پلکانی از ایمان ترسیم می‌کنند که از «تصدیق لرزان و مشوب به شک» آغاز و تا «شهود عیان حقایق» اوج می‌گیرد. در این میان، مرز دقیق «اسلام» و «ایمان» تبیین می‌شود؛ آنجا که ایمان با اسلام در ظاهر شریک است، اما اسلام را با باطن ایمان کاری نیست. همچنین معنای «مرض قلب» رمزگشایی می‌شود و این نکته به میان می‌آید که چرا قرآن، غافلانِ فاقد ایمان را نه بیمار، که اساساً «مرده» می‌خواند. 📌 آغاز از عبارت: جلد ۱، صفحهٔ ۱۳: «فصل [3] [درجات الإيمان] أوائل درجات الإيمان تصديقات مشوبة بالشكوك و الشبه» 🎧 برای شنیدن کامل این جلسه، از این طریق اقدام فرمایید. 🔖 📢 برای دسترسی به سایر جلسات، به کانال صوت‌ها بپیوندید: @Elmolyaghin
مدرسه معارفی ذکریٰ
📖 علم الیقین | جلسهٔ ۱۲ (معرفی‌نامه جلسه) 🎙 استاد کرمانشاهانی (حفظه الله) 📅 ۱۳ دی ۱۴۰۲ وقتی اعراب گ
📖 علم الیقین | جلسهٔ ۱۲ (خلاصه جلسه) 🎙 استاد کرمانشاهانی (حفظه الله) 📅 ۱۳ دی ۱۴۰۲ بسم الله الرحمن الرحیم ✨ محور اصلی این جلسه، تبیین درجات سه‌گانهٔ ایمان از منظر فیض کاشانی رحمه الله و تطبیق آن با مراتب چهارگانهٔ علامه طباطبایی رحمه الله است که دو مرتبهٔ میانی در بیان علامه، در بیلن فیض رحمهماالله ادغام شده است. 1️⃣ مرتبهٔ نخست: تصدیق مشوب به شک و شبهه اولین پلهٔ ایمان، تصدیقاتی آمیخته با شک است؛ ایمانی که با شرک قابل جمع است. زیربنای تحول «تصدیق» است، نه «تصور». چه‌بسا کسی سال‌ها مطلبی را تدریس کند، اما قلباً آن را تصدیق نکرده باشد. ایمان مشوب، همان «مرض قلب» در قرآن است. 🔹 طبق قاعدهٔ «عدم و ملکه»، «مریض» خواندنِ مؤمنِ مشوب، نشان‌دهندهٔ شأنیت ذاتی قلب برای سلامت کامل است. کافر و منافق «میت» هستند، نه مریض. 2️⃣ نسبت اسلام و ایمان از این مرتبه در اکثر موارد به «اسلام» تعبیر می‌شود. به فرمودهٔ امام صادق (علیه السلام)، ایمان و اسلام در ظاهر مشترک‌اند، اما اسلام را با باطن ایمان کاری نیست. حقیقت ایمان، دلدادگی و حب قلبی است. 3️⃣ مرتبهٔ دوم: تصدیق خالص و ایمان تفصیلی ایمان در این درجه از هر شائبهٔ شک پیراسته است. مؤمن، تمام حقایق هستی (مبدأ، معاد، ملائکه و...) را نه تصویر، بلکه تصدیق می‌کند. ثمرهٔ این ثبات معرفتی، «وجل قلب» (اضطراب ناشی از حب شدید) است؛ چنان‌که ابوسعید ابوالخیر با شنیدن نام «الله» منقلب شد. ✨ توکل در این مقام، ثمرهٔ معرفت تفصیلی به ربوبیت الهی است، نه جهل. مؤمن می‌داند «او می‌داند و من نمی‌دانم». 4️⃣ مرتبهٔ سوم: ایمان شهودی و محبت کامله اوج ایمان، تبدیل علم حصولی به علم حضوری است. مؤمن، حقایق بهشت و جهنم را هم‌اکنون مشاهده می‌کند. ثمرهٔ آن محبت تامه و شوقی است که امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمودند: اگر اجل مقدر نبود، ارواحشان لحظه‌ای در بدن آرام نمی‌گرفت. 📌 ویژگی‌های این واصلان در آیه ۵۴ مائده: تواضع در برابر مؤمنان (به خاطر تجلی توحید در آنان)، اقتدار در برابر کافران (ناشی از بغض صفت کفر)، جهاد در راه خدا و نترسیدن از ملامت ملامت‌گران. این مقام، مصداق اتمش حضرت ولی‌عصر (عجل الله تعالی فرجه) و یارانشان است. و صلّی الله علی محمد و آله الطاهرین 🎧 برای شنیدن کامل این جلسه، از این طریق اقدام فرمایید. 🔖 📢 برای دسترسی به صوت‌های درس علم الیقین، به کانال زیر مراجعه کنید: @Elmolyaghin
مدرسه معارفی ذکریٰ
📖 علم الیقین | جلسهٔ ۱۲ (خلاصه جلسه) 🎙 استاد کرمانشاهانی (حفظه الله) 📅 ۱۳ دی ۱۴۰۲ بسم الله الرحمن ا
«تصدیق» با «تصور» چه فرقی دارد و چرا ایمانِ مشوب، «مرض قلب» است؟ مرحوم فیض کاشانی رحمه الله، نخستین پلهٔ ایمان را «تصدیقات مشوب به شک و شبهه» معرفی می‌کنند. اما چرا «تصدیق» اینقدر مهم است و اصلاً فرق آن با «تصور» چیست؟ 📌 تصور، داشتنِ یک عکس در ذهن است؛ تصدیق، باورِ واقعی به آن. چه‌بسا کسی سال‌ها مطلبی را تدریس کند، برایش دلیل بیاورد، یا حتی کتابی دربارهٔ آن بنویسد، اما قلباً به آن باور نداشته باشد. این، همان تصورِ بدون تصدیق است. تصدیق، زیربنای تحول وجودی انسان است و تا رخ ندهد، عواطف و اعمال انسان دگرگون نمی‌شود. اما گاهی تصدیق هم حاصل می‌شود، ولی ایمان، خالص نمی‌ماند. ذهن انسان چون «وعاء واحد» است، آگاهی‌ها و پیش‌فرض‌های ناسازگار، به جانِ ایمان هجوم می‌آورند و آن را با شک و تردید می‌آمیزند. اینجاست که ایمان، «مشوب» می‌شود. 🧠 قرآن از این وضعیت با تعبیر «مرض قلب» یاد می‌کند. بر اساس مباحث حکمی، رابطهٔ میان بیماری و سلامت از باب «عدم و ملکه» است؛ یعنی بیماری تنها در جایی معنا دارد که شأنیت سلامت وجود داشته باشد. به همین دلیل، «مریض» خواندنِ مؤمنِ مشوب، نشان می‌دهد که قلب انسان شأنیت رسیدن به «توحید خالص» و «سلامت کامل» را دارد. در مقابل، کافر و منافق به دلیل فقدان اصلِ حیات ایمانی، از منظر قرآن «میت» (مرده) محسوب می‌شوند. مؤمنِ مشوب، زنده است ولی بیمار؛ و این بیماری، قابل درمان است. 🎧 برای شنیدن کامل این جلسه، از این طریق اقدام فرمایید. 🔖 📢 برای بهره‌مندی از نکات معارفی، به مدرسهٔ معارفی ذکریٰ بپیوندید: @ZikraSchool