eitaa logo
نهج البلاغه و صحیفه سجادیه
1.4هزار دنبال‌کننده
536 عکس
86 ویدیو
7 فایل
📚حکمتهای نهج البلاغه ✔️هر روز یک حکمت بهمراه شرح انشالله https://eitaa.com/a_fatemi24/652 ✔️نکات قرآنی https://eitaa.com/a_fatemi24/660 @a_f_133
مشاهده در ایتا
دانلود
┄┄┅═✧❁🌹💎🌹❁✧═┅┄ 🔸اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ ، وَ وَفِّقْنِي لِقَبُولِ مَا قَضَيْتَ لِي وَ عَلَيَّ وَ رَضِّنِي بِمَا أَخَذْتَ لِي وَ مِنِّي ، وَ اهْدِنِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ ، وَ اسْتَعْمِلْنِي بِمَا هُوَ أَسْلَمُ . 🔹 خدایا! بر محمّد و آلش درود فرست و مرا به پذیرفتن هر سود و زیانی که برایم مقرر کرده‌ای موفّق دار و مرا به آنچه از دیگری برای من و از من برای دیگری می‌ستانی، خشنود ساز؛ و به راست‌ترین راه هدایتم کن و به سالم‌ترین برنامه به کارم گمار. 📚همراه با نهج‌البلاغه وصحیفه @a_fatemi24 ┄┄┅═✧❁🌹💎🌹❁✧═┅┄
بسم الله الرحمن الرحیم شرح حکمتها 💢 حکمت ۱۷۰ 💢 وَ قَالَ (علیه السلام): تَرْكُ الذَّنْبِ، أَهْوَنُ مِنْ طَلَبِ (الْمَعُونَةِ) التَّوْبَةِ (ترك گناه آسان تر از تقاضاى توبه است.) توبه کردن سختی‌هایی دارد گناه نکردن آسان‌تر از طلب توبه است و دنبال بخشش گناه باشد ➖علامه شوشتری تصریح میکند که لفظ معونه متناسب با ایجا نیست و قطعا اشتباه نوشتاری توسط کاتبان بوده است. _در کتاب شرریف کافی این حکمت به این صورت نقل شده است: تَرْکُ الْخَطِیئَةِ أیْسَرُ مِنْ طَلَبِ التَّوْبَةِ وَ کَمْ مِنْ شَهْوَةِ ساعَة أوْرَثَتْ حُزْناً طَویلاً وَالْمَوْتُ فَضَحَ الدُّنْیا فَلَمْ یَتْرُکْ لِذى لُبٍّ فَرَحاً (ترک گناه از تقاضاى توبه آسان تر است و چه بسیار شهوت رانى ساعتى که اندوه طولانى به دنبال دارد و مرگ چهره نازیباى دنیا را آشکار کرده و براى هیچ عاقلى شادى نگذارده است) _ چرا ترک گناه از توبه آسان تر است؟ اولا: گناه نکردن از باب انجام ندادن است ولی توبه کردن از باب فعل و انجام دادن است و عمل همیشه سخت تر است چه بسا انسان توفیق توبه و بازگشت به خدا را پیدا نکند. ثانیا: جبران گناه سخت است. مانند کسی که با حرام روزه اش را افطار کند باید کفاره جمع بدهد. 60روز روزه بگیرد، 60 فقیر را سیر کند و یک برده را آزاد کند. معلوم است که توبه از این گناه بسیار سخت تر از انجام دادن آن است. (ترک گناه یعنی یک روز روزه بگیر ولی جبرانش خیلی سخت است) ثالثا: گناه یک اثر ظاهری دارد و یک اثر باطنی. دزدی کردن یک اثر ظاهری دارد که با برگرداندن پول و حلالیت گرفتن برطرف میشود ولی یک تاثیر باطنی نیز دارد که تاریک شدن روح انسان است و آسیب به فطرت الهی انسان است و اینها به سادگی قابل جبران و التیام نیستند. کسی که گناه را ترک کند مانند کسی است که گناه نکرده به گناه "ذنب" میگویند چون دنباله دارد، عواقب سوء دارد. شراب خوار تا چهل روز اثر گناهش را دارد و عبادتش قبول نیست. بسیاری از گناهان هستند که لذت ندارند دروغ لذتی ندارد و همه‌اش ترس است وقتی دروغ می‌گویی مدام ترس این را داری که رسوا نشوی و مشکل برایت پیش نیاید این دروغ گناه شیرینی نیست حالا کسی می‌گوید من این گناه را چون شیرین بود انجام دادم ولی این گناه مثل دروغ گفتن که اصلاً شیرین نیست مثل گناهی که بعضی از افراد مرتکب می‌شوند تعریف بیخود از کسی کردن حمد و ثنای بیجا گاهی این اشتباه در وجود انسان هست که گاهی دستگاه محاسبه‌گریش به هم می‌ریزد گناه را ترک کنید و حداقل گناهی که شیرینی ندارد را در زندگی ترک کنید _علاوه بر سختی توبه و عواقب تلخی که گناه به همراه دارد، در بسیاری از مواقع اصلا گناه شیرینی و لذتی هم ندارد و به تعبیر تلخ است ولی باز انسان مرتکب میشود. در حکمت 37 وقتی بزرگان الانبار برای استقبال از حضرت می دویدند و خود را به زحمت می انداختند حضرت فرمود: إِنَّكُمْ لَتَشُقُّونَ عَلَى أَنْفُسِكُمْ فِي دُنْيَاكُمْ وَ تَشْقَوْنَ بِهِ فِي آخِرَتِكُمْ وَ مَا أَخْسَرَ الْمَشَقَّةَ وَرَاءَهَا الْعِقَابُ (به خدا سوگند زمامداران شما از اين عمل بهره اى نمى برند و شما با اين كار در دنيا مشقت زياد بر خود هموار مى سازيد و در قيامت بدبخت مى شويد. چه زيان بار است مشقتى كه به دنبال آن عقاب الهى باشد) _حضرت مسیح علیه السلام: بِحَقِّ أقُولُ لَکُمْ إنَّ مَنْ لَیْسَ عَلَیْهِ دَیْنٌ مِنَ النّاسِ أرْوَحُ و َأقَلُّ هَمّاً مِمَّنْ عَلَیْهِ دَیْنٌ وَإنْ أحْسَنَ الْقَضاءَ (به حق براى شما مى گویم. کسى که بدهى به مردم ندارد راحت تر و کم غصه تر است از کسى که دینى بر ذمه اوست، هرچند مى تواند به خوبى آن را ادا کند.) وَکَذلِکَ مَنْ لَمْ یَعْمَلِ الْخَطیئَةِ أرْوَحُ هَمّاً مِمَّنْ عَمِلَ الْخَطیئَةَ وَإنْ أخْلَصَ التَّوْبَةَ وَأنابَ (همین گونه کسى که گناهى نکرده راحت تر و کم اندوه تر است از کسى که مرتکب گناهى شده، هرچند توبه خالصانه اى بعد از آن کند و به خدا بازگردد) در روایت داریم شخصی آمد و به حضرت عرض کرد آقا به من واجب و واجب تر، عجیب و عجیب‌تر سخت و سخت‌تر و نزدیک و نزدیکتر را به من معرفی کنید در باب نزدیک و نزدیکتر حضرت فرمود مرگ از همه چیز به شما نزدیک‌تر است حضرت فالمجلس در باب این روایت شعری را بیان می‌کنند _ در روایت داریم که: َ حَضَرَ لَدَيْهِ إِنْسَانٌ فَقَالَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ أَسْأَلُكَ أَنْ تُخْبِرَنِي عَنْ وَاجِبٍ وَ أَوْجَبَ وَ عَجَبٍ وَ أَعْجَبَ وَ صَعْبٍ وَ أَصْعَبَ وَ قَرِيبٍ وَ أَقْرَبَ فَمَا انْبَجَسَ بَيَانُهُ بِكَلِمَاتِهِ وَ لَا خَنَسَ لِسَانُهُ فِي لَهَوَاتِهِ حَتَّى أَجَابَهُ •┈┈••••✾•  •✾•••┈┈•ـ 📚همراه با نهج‌البلاغه وصحیفه @a_fatemi24 ┄┄┅═✧❁🌹💎🌹❁✧═┅
إِيَّاهُمَا فَقَامَ فَدَخَلَ الْمَدِينَةَ بِجَلَابِيبِهِ يَسْأَلُ عَنْ مَنْزِلِ فُلَانَةَ الْبَغِيَّة (عابد گفت: دو درهم را از كجا بياورم‌؟ من كه نميدانم درهم چيست‌؟ شيطان از زير پاى خود دو درهم بيرون آورده به او داد، عابد برخاست و با همان جامه و لباس خود كه در آن عبادت ميكرد به شهر وارد شد و سراغ منزل آن زن را گرفت) فَأَرْشَدَهُ النَّاسُ وَ ظَنُّوا أَنَّهُ جَاءَ يَعِظُهَا فَأَرْشَدُوهُ (مردم او را به خانه آن زن راهنمائى كردند و گمان كردند براى موعظه او آمده)... قَالَتْ إِنَّكَ جِئْتَنِي فِي هَيْئَةٍ لَيْسَ يُؤْتَى مِثْلِي فِي مِثْلِهَا فَأَخْبِرْنِي بِخَبَرِكَ (آن زن به او گفت: اى مرد تو در وضع و لباسى به خانه من آمده‌اى كه معمولا كسى با اين وضع و لباس نزد من نمي آيد، شرح حال خود را براى من بگو) فَأَخْبَرَهَا فَقَالَتْ لَهُ يَا عَبْدَ اللَّهِ إِنَّ تَرْكَ الذَّنْبِ أَهْوَنُ مِنْ طَلَبِ التَّوْبَةِ وَ لَيْسَ كُلُّ مَنْ طَلَبَ التَّوْبَةَ وَجَدَهَا (عابد سرگذشت خود و شيطان را براى آن زن تعريف كرد. زن گفت: اى بندۀ خدا ترك گناه آسانتر از توبه كردن است، و چنان نيست كه هر كس توبه كند بدان برسد و توبه‌اش پذيرفته گردد) وَ إِنَّمَا يَنْبَغِي أَنْ يَكُونَ هَذَا شَيْطَاناً مُثِّلَ لَكَ فَانْصَرِفْ فَإِنَّكَ لَا تَرَى شَيْئاً (بنظر ميرسد كه آن كس كه اين راه را پيش پاى تو گذارده شيطانى بوده در نظرت مجسم شده تا تو را از راه بدر كند اكنون بازگرد كسى را در آنجا نخواهى ديد) فَانْصَرَفَ وَ مَاتَتْ مِنْ لَيْلَتِهَا فَأَصْبَحَتْ فَإِذَا عَلَى بَابِهَا مَكْتُوبٌ احْضُرُوا فُلَانَةَ فَإِنَّهَا مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ فَارْتَابَ النَّاسُ فَمَكَثُوا ثَلَاثاً لَمْ يَدْفِنُوهَا ارْتِيَاباً فِي أَمْرِهَا (عابد برگشت و آن زن همان شب از اين جهان رفت، و چون صبح شد ديدند بر در خانه‌اش نوشته شده: بر سر جنازۀ فلان زن حاضر شويد كه او از اهل بهشت است، مردم همه در شك و ترديد فرو رفتند، و بخاطر همان ترديدى كه در كار او پيدا كرده بودند تا سه روز جنازه‌اش را بخاك نسپردند) فَأَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى نَبِيٍّ مِنَ الْأَنْبِيَاءِ لَا أَعْلَمُهُ إِلَّا مُوسَى بْنَ عِمْرَانَ ع أَنِ ائْتِ فُلَانَةَ فَصَلِّ عَلَيْهَا وَ مُرِ النَّاسَ أَنْ يُصَلُّوا عَلَيْهَا فَإِنِّي قَدْ غَفَرْتُ لَهَا وَ أَوْجَبْتُ لَهَا الْجَنَّةَ بِتَثْبِيطِهَا عَبْدِي فُلَاناً عَنْ مَعْصِيَتِي.(خداى عز و جل به پيغمبر آن زمان یعنی موسى بن عمران وحى فرمود: بالاى جنازۀ فلان زن برو و بر آن نماز بخوان و به مردم بگو: بر او نماز بخوانند كه من او را آمرزيدم و بهشت را بر او واجب كردم چون فلان بندۀ مرا از گناه و نافرمانى من باز داشت.) شیطان برای هر کس یک دامی دارد برای یک کس از طریق شراب و یک نفر را با قمار و یک نفر را با کارهای خلاف و یک نفر را به اسم دین و یک نفر را به اسم خدمت و یک نفر را به اسم اینکه شما وظیفت باید بیایید به انتخابات برای کسب قدرت می‌گوید من وظیفه‌ام این است دان که وظیفه‌ای در کار نیست تو قدرت طلبی می‌خواهی به پست و مقام برسی سمش را می‌گذاری وظیفه این‌ها درس‌هایی است که ما باید از این روایات بگیریم این روایت قصه‌های مهمی دارد نکات مهمی دارد آنچه که مورد توجه ما باید باشد متناسب با حکمت ۱۷۰ این است که ما دیگران را به گناه نکشانیم اگر می‌توانی جلوی گناه دیگران را بگیریم حواسمان باشد که به اسم دین نمی‌توان سر خدا را شیره بمالیم به اسم دین و به اسم معنویت و به اسم عبادت وارد جهنم نشویم •┈┈••••✾•  •✾•••┈┈•ـ 📚همراه با نهج‌البلاغه وصحیفه @a_fatemi24 ┄┄┅═✧❁🌹💎🌹❁✧═┅
🌸🍃﷽🍃🌸 🔺هر روز شرح یک حکمت حکمت ۱۷۱ وَ قَالَ (علیه السلام): كَمْ مِنْ أَكْلَةٍ مَنَعَتْ [تَمْنَعُ‏] أَكَلَاتٍ‏. و فرمود (ع): چه بسا يك خوردن مانع خوردنها شود 🔺توضیح 👇 https://eitaa.com/a_fatemi24/2008
حکمت ۱۷۱ 🔺وَ قَالَ (علیه السلام): كَمْ مِنْ أَكْلَةٍ مَنَعَتْ [تَمْنَعُ‏] أَكَلَاتٍ‏. 🔰و فرمود (ع): چه بسا يك خوردن مانع خوردنها شود. 🔹شرح : پیام امام امیر المومنین ( مکارم شیرازی )شرح ابن میثم بحرانی ( ترجمه محمدی مقدم )منهاج البراعه (خوئی)جلوه تاریخ درشرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ( مهدوی دامغانی ) 👌نتيجه پيمودن راه ناصواب: 🔹امام(عليه السلام) در اين كلام حكيمانه به نكته اى اشاره مى كند كه در همه شئون زندگى سارى و جارى است مى فرمايد: «بسيار مى شود كه يك وعده غذا (غذاى نامناسب) از وعده هاى فراوان غذا (غذاى خوب) جلوگيرى مى كند»; (كَمْ مِنْ أَكْلَة مَنَعَتْ أَكَلاَت). 🔹چه بسا انسان غذايى را كه دوست دارد بيش از حد تناول مى كند و بيمار مى شود و روزهاى متوالى يا ميل به غذا ندارد و يا اين كه طبيب، او را از غذاهاى مختلف چرب و شيرين باز مى دارد، بنابراين در هيچ كار نبايد افراط كرد كه اين افراط ممكن است او را از همان كار در آينده به كلى باز دارد. 🔹اين سخن ضرب المثلى است براى تمام كسانى كه راه افراط را پيش مى گيرند; مثلاً كسى كه آنقدر در دوستى پافشارى مى كند، آن دوست از او منزجر مى شود و براى هميشه از وى فاصله مى گيرد و يا اين كه ديگرى را آنقدر به عبادت دعوت مى كند كه براى هميشه از عبادت بيزار مى گردد. 🔹شبیه این سخن گفتار حکیمانه دیگرى است که از آن حضرت نقل شده که مى فرماید: «کَمْ مِنْ شَهْوَة ساعَة أوْرَثَتْ حُزْناً طَویلاً; چه بسا یک ساعت هوس رانى که موجب اندوه طولانى (براى سالیان دراز) مى شود».(1) 🔹جمعى از شارحان نهج البلاغه یا محدثان این گفتار حکیمانه امام(علیه السلام) را به عنوان دستورى طبى مطرح کرده و حتى آن را جزء مجموعه هایى که مربوط به دستورات طبى است آن را قرار داده اند. اگر منظورشان این است که معنى مطابقى این سخن دستورى طبى است هرچند معانى التزامى آن شامل تمام مسائل مربوط به زندگى مادى انسان مى شود، 🔹 بحثى نیست ولى اگر بخواهند آن را منحصر به دستور طبى کنند اشتباه روشنى است و ازاین رو بسیارى از محققان این جمله را ضرب المثلى تلقى کرده اند 🔹که در موارد مختلف از آن استفاده مى شود حتى بعضى گفته اند که این ضرب المثل در میان عرب در عصر جاهلیت نیز بوده است و امام(علیه السلام) آن را اقتباس فرموده همان گونه که گاه از اشعار شعرا نیز امام(علیه السلام) در سخنان خود استفاده مى کند. شاعر عرب مى گوید: وَکَمْ مِنْ أکْلَة مَنَعَتْ أخاها * بِلَذَّةِ ساعَة أکَلاتِ دَهْرِى وَکَمْ مِنْ طالِب یَسْعى بِشَىْء * وَفیهِ هَلاکُهُ لَوْ کانَ یَدْرِى و چه بسیار که یک وعده غذایى از وعده غذایى دیگر منع مى کند و چه بسیار که لذت یک ساعت یک عمر انسان را محروم مى سازد. و چه بسیار کسانى که براى رسیدن به چیزى تلاش مى کنند در حالى که هلاکشان در آن است. 📚همراه با نهج‌البلاغه وصحیفه @a_fatemi24 ┄┄┅═✧❁🌹💎🌹❁✧═┅
شرح حکمت ۱۷۱ نهج البلاغه وَ قَالَ(علیه السلام): كَمْ مِنْ أَكْلَةٍ مَنَعَتْ أَكَلَاتٍ‏(چه بسا يك خوردن که انسان را از خوردنهاى بسيار منع كند.) چه بسا یک خوردن انسان را برساند به جاهایی که دیگر نتواند از خوردنی ها لذت ببرد 🔹_برای فرمایش حضرت یک معنای خاص و یک معنای عام قابل ذکر است. ➖معنای خاص: این حکمت از جهت پزشکی و طبی یک دستور العمل مهم و حیاتی است. حضرت میفرماید چه بسا یک وعده یا یک برهه پر خوری و بد خوری باعث شود انسان در ادامه زندگی از غذاهای پر منفعت و پر سودی محروم باشد. مانند این که شخصی عادت کند به غذاهای فست فودی و نگهدارنده های شیمیایی، وقتی معده اش دچار آسیب شد دیگر از بسیاری غذاها محروم میشود و چه بسا غذاهایی را هم که میخورد لذتی برای او ندارد به خاطر دردهای بعدش . باید در خوردنی ها مراقبت کرد هرچیزی و هرمقداری نخورید هر وقتی نخورید خوردن شما حساب و کتاب داشته باشد متاسفانه ما در این روزگار اخیر به این موضوع توجه نداریم اینکه چطور بخوریم و چی بخوریم و چه زمانی بخوریم و به چه آدابی بخوریم همه ی این ها مهم است چه بسا با یک پرخوری چه بسا یک برهه ای بخوریم چه کم خوری و چه پرخوری انسان را از پا در بیاورد و همه اش پرخوری نیست گاهی با کم خوری یا بد خوری یا اینکه انواع و اقسام خوردنی های مورد نیاز زدن را نخورد اینها همه آسیب پذیرند و سلامتی انسان را به خطر می اندازد بعد دیگه تا آخر عمر محروم میشود خیلی از غذا ها رو نمی‌تواند بخورد و استفاده کردن از آن دردسر دارد ♻️ابن ابی الحدید در این بخش موارد زیادی از پرخوری های افراد را بیان میکند که واقعا شگفت انگیز است: 1⃣_شخصی به نام «ابی خارجة» به پر خوری معروف بود. دیدند یک شخص جاهلی کنار کعبه ایستاده و دعا میکند خدایا مرگ مرا مثل ابن خارجه قرار بده. گفتند مگر او چگونه مرگی داشت؟ گفت: یک بره بریان خورد و یک مشک دوغ نوشید و چون حوضی پر شد و در آفتاب خوابید و مرد و در حالی که سیر و سیراب و گرم شده بود، خدا را دیدار کرد. اینکه فردی قدر باید پست باشد که چنین مرگی طلب کند را کاری نداریم عرضمان آن پرخوری است کسی که یک گوسفند را با یک مشک دوغ و شراب در آفتاب بینید چه می‌شود یه عده‌ای اینطوری بودند حضرت فرمود با یک پرخوری دستگاه هاضمه را از بین بردی و تو معلوم نیست بعد آن زندگی سالمی داشته باشی 2⃣_ تاریخ میگوید معاویه هر روز چهار بار غذا می خورد که آخرین خوراکش از همه بیشتر بود، و آغاز شب غذای پر روغنی میخورد. "**و کان أکله فاحشا**" بسیار زشت هم غذا می خورد چنان غذا می خورد که به پشت می افتاد و می گفت: ای غلام غذا را از جلویم بردار "و الله ما شَبِعتُ و لکن مَلِلتُ" (به خدا سوگند سیر نشدم، ولی خسته شدم.) 3⃣_در مورد حجاج بن یوسف نیز در تاریخ آمده است که وقتی دستور به پخت غذا میداد، هشتاد ماهی بریان را با هشتاد قرص نان میخورد و از سر سفره بلند میشد. هر کس یه وعده اینطوری بخورد و یا یک مدتی این گونه باشد مشکلات جسمی و طبی برای او عارض می‌شود باید انسان مراقب باشد درست خوری به اندازه خوری سلامت انسان را به مدت طولانی حفظ خواهد کرد بته توجه به کلام حضرت بحث را دقیق‌تر می‌کند _ابن ابی الحدید موارد متعددی را در اینجا نقل میکند که علاوه بر عجیب بودن آنها، زشت بودن و مسمئز کننده بودن زندگی این افراد را نیز در بر دارد. _البته توجه به کلام حضرت ما را به این نکته میرسانند که تاکید حضرت بر روی یک بار خوردن است " كَمْ مِنْ أَكْلَةٍ" چه بسا یک بار لقمه ای را خوردن انسان را محروم کند از خوردنی های بعدی و این خیلی عجیب است. غذای بی حساب و کتاب مانند زهر است که یک بارش هم اثرات مخرب خودش را به جا میگذارد. علاوه بر اینکه انسان را از مشکلات جسمی و مشکلات ظاهری حضرت منع می‌کند بلکه چه بسا مشکلات معنوی برای انسان هم به وجود بیاورد انسان یک بار غذایی می‌خورد خوب می‌گوییم معده‌اش اذیت شد فلان مشکل برایش پیش آمد ولی یک وقت غذایی که شما خوردید صحبت از بیماری جسم نیست بلکه این یک مورد غذا خوردن که عمر معنویت انسان را از بین می‌برد دینداری و حق پذیری انسان را از بین می‌برد 🔶_یک غذا جلوی پیشرفت انسان را میگیرد " كَمْ مِنْ أَكْلَةٍ مَنَعَتْ أَكَلَاتٍ " علاوه بر اینکه غذای بد و پرخوری جلوی سلامتی جسمی انسان را میگیرد چه بسا یک غذا خوردن جلوی ورود نعمت های دیگر بر انسان را نیز بگیرد. 💠_در خطبه 130 به ابوذر فرمود: فَلَوْ قَبِلْتَ دُنْيَاهُمْ لَأَحَبُّوكَ وَ لَوْ قَرَضْتَ مِنْهَا لَأَمَّنُوك‏اگر ابوذر یک وعده غذا را مهمان خلفا میشد دیگر ابوذر نبود و به این جایگاه نمیرسید. •┈┈••••✾•  •✾•••┈┈•ـ 📚همراه با نهج‌البلاغه وصحیفه @a_fatemi24 ┄┄┅═✧❁🌹💎🌹❁✧═┅
امیرالمومنین در لحظه‌ای که می‌خواستند ابوذر را تبعید کنند فرمود ابوذر تو در برابر این سختی‌ها بایست و مقاومت کن و با خدا معامله کرده‌ای خدا حتماً هوای تو را داره اگر تو یک لقمه از دنیای عثمان‌ها را برمی‌داشتی دیگر ابوذر نبودی تو ابوذر شدی چون لقمه‌ای با آنها همراه نشده‌ای و ذره‌ای با آنها همنشینی نکرده‌ای و چون سر سفره گناه آنها ننشسته‌ای حالا ابوذر شده‌ای لقمه‌ها را باید خیلی حواسمان بهش باشد 💠_امام حسین در روز عاشورا به لشکر دشمن فرمود: فَقَدْ مُلِئَتْ بُطُونُکُمْ مِنَ الْحَرَامِ وَطُبِعَ عَلَی قُلُوبِکُمْ(به تحقیق که شکم‌های شما از حرام پر شده و به قلب‌های شما مُهر قساوت زده شده است) لقمه حرام باعث می‌شود که هرچه طرف مقابل استدلال می‌آورد از قرآن می‌آورد تاثیری ندارد چرا که انسانیت آن خاموش شده است نه دین می‌فهمد نه انسانیت می‌فهمد این اثر لقمه حرام است بحث فقط بد خوردن نیست چه چیز خوردن هم هست انسان باید نگاه کند که غذایش چقدر بخورد و چه چیزی بخورد حرام اگرچه خوشمزه است اگرچه لذیذ است اما نباید خورده شود و نباید به آن نزدیک شد چون انسان را در مقابل مام قرار می‌دهد 💠_مسعودی در مورج الذهب مینویسد: مهدی عباسی،سومین خلیفه عباسی به شریک بن عبدالله نخعی (قاضی مشهور، که از دانشمندان نامی اهل تسنن بود ) گفت یکی از سه کار را انتخاب کند: 🔘یا منصب قضاوت پایتخت را بپذیرد، 🔘 یا به فرزندان خلیفه علم و حدیث بیاموزد، 🔘و یا یک وعده غذا با او صرف کند. شریک از تماس زیاد با دربار و رجال دولت آن روز احتراز می‌جست و سعی می‌کرد به هر نحو شده خود را در دستگاه آن‌ها وارد نسازد و دامنش آلوده نگردد؛ از آموزش فرزندان او هم دوری میکرد که مبادا اشخاصی مانند مهدی عباسی تربیت شوند. و لذا از پذیرش هر سه پیشنهاد خلیفه عذر خواست؛ ولی مهدی عباسی عذر او را نپذیرفت و گفت: حتماً یکی از آن‌ها را اختیار کن. شریک فکری کرد و بعد پیش خود گفت: خوردن غذا آسان‌تر از تقبل آن دو کار دیگر است. از این‌رو، آمادگی خود را برای صرف غذا با خلیفه اعلام داشت. خلیفه هم دستور داد غذای بسیار لذیذ تهیه کنند، سپس سفره گستردند و انواع غذای رنگارنگ بر آن نهادند و شریک و خلیفه مشغول صرف آن شدند. بعد از صرف غذا، ناظر آشپزخانه دربار رو به خلیفه کرد و گفت: این پیرمرد بعد از خوردن این غذا هرگز بوی رستگاری را نخواهد دید! فضل بن ربیع گوید: مطلب همین‌گونه شد، و شریک بن عبدالله بعد از این ماجرا، هم به تعلیم فرزندان آن‌ها پرداخت و هم منصب قضاوت را از سوی آن‌ها پذیرفت. پس از آنکه مستمری او را به دفتر نویس حسابدار دربار حواله دادند، درباره مبلغ آن چانه می‌زد، دفتر نویس گفت: مگر پارچه فروخته‌ای. گفت: به خدا مهم‌تر از پارچه فروخته‌ام، دینم را فروخته‌ام. امیرالمومنین می‌فرماید: " كَمْ مِنْ أَكْلَةٍ مَنَعَتْ أَكَلَاتٍ‏" علاوه بر معنای خاصش که توجه به کم خوری و حلال خوری است یک معنای عام هم داد. _معنای عام: در این معنا توجه صرفا به مسائل پزشکی نیست بلکه خوردن به عنوان یک کار مطرح شده است، چه بسا اسراف و زیاده رویی و بی مبالاتی هایی که انسان راداز امور مهم و لذیذ دیگری باز دارد •┈┈••••✾•  •✾•••┈┈•ـ 📚همراه با نهج‌البلاغه وصحیفه @a_fatemi24 ┄┄┅═✧❁🌹💎🌹❁✧═┅
مستحضرید همه ی ضرب المثل ها اینگونه است که مثلا می‌گویند هر که بامش بیش برفش بیشتر صحبت فقط سر برف نیست که می‌خواهند بگویند که یه وقتی اگر شما بزرگ شدی این بزرگی تبعاتی دارد درست است که لفظ بام و لفظ برف آمده ولی این معنی معنای گسترده ای است انسان باید از این ضرب المثل ذهنش به جاهای دیگه ای هم برود کلام حضرت همینطور است در معنای کلام حضرت اگر یک جمله را بخواهیم بگوییم این است که اگر انسان حد درست ،بازم،و واجب را ،رعایت نکند ،زیاده روی هایک بار شاید باشد ولی یک عمر پشیمانی به بار می آورد ⬅️در این معنا مصادیق مختلف را میتوان جا داد: 🪞_ چه بسا ورزشکاری که به خاطر فشار آوردن بیش از حد در برهه ای ، دچار آسیب هایی شود که در آینده حتی از حرکات عادی هم محروم شود (کما اینکه نوعا ورزش های حرفه ای چنین سرانجامی دارند و بزرگترین ورزشکاران در پایان عمر به مشکلات جسمی زیادی مبتلا خواهند شد) 🪞_ چه بسا کسی که در عبادت و اعمال عبادی زیاده روی کند و چنان در این مسیر پیش برود که از عبادت زده شود و به طور کلی عبادت را کنار بگذارد چون از آن خاطره بدی دارد (معمولا فرزندانی که در سن طفولیت از طرف والدین به کارهای سخت تشویق و اجبار میشوند بعد از مدتی دینداری برای آنهاتبدیلبه خاطره تلخ میشود و کلا از فضای مسجد و قرآن و هیئت و ... فاصله میگیرند) برادر و خواهر به بچه زور نگویید چرا اینقدر بزرگان تاکیید می‌کنند بچه ها را اسرار نکنید نه اینکه چون پسر فلانی قرآن حفظ کرد بچه ی من هم باید قرآن حفظ کند چند سال شما بر او تحکم میکنی که قرآن حفظ کند و ظرفیت وجود او را پر میکنی و فردا دیگه قرآن را منکر میشود و می‌گوید من قرآن را حفظ هستم ولی قبول ندارم یه مقدار باید این جمله حضرت در زندگی ما کاربرد داشته باشد طوری زندگی کنیم چه خودمان و بچه هایمان پیوسته و معتدل بودن آنچنانی بخوریم که همیشه بتوانیم بخوریم آنچنانی ورزش کنیم و عبادت کنیم که مسیر برای زندگی ما باز باشد 🔰_ شاعر عرب مى گوید: وَکَمْ مِنْ أکْلَة مَنَعَتْ أخاها * بِلَذَّةِ ساعَة أکَلاتِ دَهْرِى و چه بسیار که یک وعده غذایى از وعده غذایى دیگر منع مى کند و چه بسیار که لذت یک ساعت یک عمر انسان را محروم مى سازد. وَکَمْ مِنْ طالِبٍ یَسْعى بِشَىْءٍ * وَفیهِ هَلاکُهُ لَوْ کانَ یَدْرِى و چه بسیار کسانى که براى رسیدن به چیزى تلاش مى کنند در حالى که هلاکشان در آن است. 🔰_داستان/ توجه به لقمه حلال تاثیر لقمه حلال از آن اثرات عوامل مهمی است که عاقبت بخیری برای ما بوجود نی آورد تربیت فرزند و یکی از عوامل مهم آن لقمه ی حلال است مهمی در تربیت فرزند دارد: روزی پدر جناب مقدس اردبیلی در کنار نهر آبی نشسته بود. دید سیبی بر روی آب روان است. سیب را برداشته و از آن قدری تناول کرد؛ اما ناگهان پشیمان شد که چرا بدون اجازه صاحبش در آن تصرف کرده است. بدین ‌جهت در مسیر آب حرکت کرد تا ببیند این سیب از کجا آمده است. بالاخره به باغی رسید که درخت سیب داشت و آب از آن باغ بیرون می‌آمد. مالک آن را یافت و ماجرا را شرح داد و از او طلب رضایت کرد. آن مرد رضایت نداد. گفت: قیمتش را می‌دهم. گفت: راضی نمی‌شوم. بالاخره بعد از اصرار زیاد صاحب باغ گفت: من با یک شرط از شما راضی می‌شوم. دختری دارم کر و کور و کچل و لال و مفلوج. اگر با او ازدواج می‌نمایی، رضایت می‌دهم. پدر مقدس اردبیلی که دید چاره‌ای جز این ندارد، پذیرفت و تن به این ازدواج داد. عقد را جاری کردند. شب زفاف داخل حجله شد و دختر خوش جمال و صحیح و سالمی را در حجله دید. از حجله بیرون آمد و نزد پدر عروس رفت و گفت: ‌ آن دختری که برای من وصف کردی، این نیست! گفت: این همان است؛ اما اینکه گفتم کور است؛ چون چشمش نامحرمی را ندیده، ‌و اینکه گفتم کچل است؛ یعنی مویش را نامحرمی ندیده. گفتم لال است؛ یعنی با مرد بیگانه سخن نگفته و گفتم مفلوج است؛ یعنی از خانه بیرون نرفته است. من مدت‌ها انتظار داشتم که این دختر را به همسری مثل شما بدهم و چون جدیت شما را در رضایت گرفتن برای خوردن یک سیب دیدم، این شرط را قرار دادم •┈┈••••✾•  •✾•••┈┈•ـ 📚همراه با نهج‌البلاغه وصحیفه @a_fatemi24 ┄┄┅═✧❁🌹💎🌹❁✧═┅
❇️ دعا به وقت ختم قرآن (۱) اللَّهُمَّ إِنَّكَ أَعَنْتَنِي عَلَى خَتْمِ كِتَابِكَ‌ الَّذِي أَنْزَلْتَهُ نُوراً، وَ جَعَلْتَهُ‌ مُهَيْمِناً عَلَى كُلِّ كِتَابٍ أَنْزَلْتَهُ‌، وَ فَضَّلْتَهُ عَلَى كُلِّ حَدِيثٍ قَصَصْتَهُ‌. 🔸خداوندا به درستى كه تو مرا بر ختم كتابت يارى فرمودى، همان (كتابى) كه آن را به عنوان نور نازل كردى و آن را بر هر كتابى كه نازل كرده‌اى، گواه قرار دادى و آن را بر هر سخنى كه حكايت كرده‌اى، برترى دادى. 🔰 صحیفه سجادیه، دعای ۴۲.
حکمت ۱۷۲ وَ قَالَ (علیه السلام): مَنِ اسْتَقْبَلَ وُجُوهَ الْآرَاءِ، عَرَفَ مَوَاقِعَ الْخَطَإِ. و فرمود (ع): هر كه از آراء ديگران استقبال كند، مواضع خطا را تواند شناخت. https://eitaa.com/a_fatemi24/2015
توضيحات 👇