هدایت شده از آوارگیها
از همان بدو تولد تو شدی سلطانم
دست من نیست اگر خیره به این ایوانم
دورم از پنجره فولاد به قول حافظ
من چه کردم که چنین مستحق هجرانم
بده بستانِ قشنگیست تو لبخند بزن
در قبالش به خدا می گذرم از جانم
هر چه باشم به حریم تو پناه آوردم
لطف زهراست اگر در حرمت مهمانم
میسپارم دل خود را به کبوترهایت
حس خوبیست که در صحن تو سرگردانم...
🌱احسان نرگسی
#شعر
#رضویات
•✾•❀﴾@aavaregi﴿❀•✾•
707.1K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هدایت شده از - دفتـرِ ماه -
آبی تر از آنیم که بیرنگ بمیریم
از شیشه نبودیم که با سنگ بمیریم ؛
ما آمده بودیم که تا مرز رسیدن
همراه تو فرسنگ به فرسنگ بمیریم
ما را بکُش و مُثله کن و خوب بسوزان
لایق که نبودیم در این جنگ بمیریم
یک جرات پیدا شدن و شعر چکیدن
بس بود که با آن غزل آهنگ بمیریم
پای طلب و شوق رسیدن همه حرف است
بد خاطره ای نیست اگر لنگ بمیریم
تقصیر کسی نیست که اینگونه غریبیم
شاید که خدا خواسته دل تنگ بمیریم
فرصت بده ای روح جنون تا غزل بعد
در غیرت ما نیست که از سنگ بمیریم
هرگز نکنم شکوه و ناله نه گلایه
الحق که در این دایره خونرنگ بمیریم
-شهید محمد عبدی ؛
آوارگیها
ما أجمل القلوب التى تتمنى الخير لغيرها چه زیبا هستند قلبهایی که برایِ دیگران آرزویِ خیر میکنند...