eitaa logo
آوارگی‌ها
552 دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
173 ویدیو
91 فایل
باشد تا مرهمی باشد، بر افکار و خطورات گاه و بی‌گاه، بر دلتنگی عاشقانه‌ها، بر گوش‌نوازترین شعر‌ها، بر روایات و حکیمانه‌ها، بر الهامات و خواب‌ها؛ تا مرهمی باشد بر آوارگی‌ها... 💠تحصیل و طهارت: 🔹 @mtganjali ♦️ارتباط: 🔸 @Sheikhtaha 🔸 @Sina_d02
مشاهده در ایتا
دانلود
در حسرتیم دم به دم عمر خویش را ما را فراقِ تو به این وضعیت کشید... •✾•❀﴾@aavaregi﴿❀•✾•
هدایت شده از آوارگی‌ها
7.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
someday a real rain come and wash all the scum off... 🌱taxi driver(1976) •✾•❀﴾@aavaregi﴿❀•✾•
هدایت شده از آوارگی‌ها
ما دل سپرده‌ایم به گریه برای هم باران به جای من، من و باران به جای هم ابری گریست در من و در وی گریستم تا دم زنیم، دم زدنی در هوای هم ما تاب خورده‌ایم که ما قد کشیده‌ا‌یم گهواره‌های چابک‌مان دست‌های هم باری به پای‌بندی هم پیر می‌شویم تا پیر می‌شوند درختان به پای هم غم نیست نیستن که همه در تداومیم چون ابتدای یک‌دگر از انتهای هم تنها صداست آنچه در این راه ماندنی است خوش باد زنده ماندن‌مان در صدای هم •✾•❀﴾@aavaregi﴿❀•✾•
هدایت شده از آوارگی‌ها
Shajarian4_5965060510096312566.mp3
زمان: حجم: 11.6M
💠باران... 💢محمدرضا شجریان •✾•❀﴾@aavaregi﴿❀•✾•
هدایت شده از آوارگی‌ها
در روزگار ما، این ابدا مهم نیست که دیگران، ما را چگونه قضاوت می کنند. مهم این است که ما، در خلوتی سرشار از خلوص، خویشتن را چگونه قضاوت می‌کنیم... 🌱نادر ابراهیمی، ابوالمشاغل •✾•❀﴾@aavaregi﴿❀•✾•
آوارگی‌ها
در روزگار ما، این ابدا مهم نیست که دیگران، ما را چگونه قضاوت می کنند. مهم این است که ما، در خلوتی س
بگذر ز خیال آن و این، کار اینست! بگشا نظر جمال بین، کار اینست! گر جیم «جمال» یافت در جهان تو جای؛ در میم «مراقبت» نشین، کار اینست! 🌱عطار نیشابوری •✾•❀﴾@aavaregi﴿❀•✾•
3.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
لا عَذَّبَ اللهُ أُمّي اِنَّها شَرِبت حبَّ الوصِيّ و غَذتنيهِ باللَّبنِ و كان لي والدٌ يَهوىٰ أباحسنِ فصِرتُ مِن ذي و ذا أهوىٰ أباحسنِ 🌱محمد السماوی •✾•❀﴾@aavaregi﴿❀•✾•
کاش میشد عمر خود را هدیه میدادم به تو! زندگی را دوست دارم مادرم را بیشتر... •✾•❀﴾@aavaregi﴿❀•✾•
هدایت شده از آوارگی‌ها
تو را گم می‌کنم هر روز و پیدا می‌کنم هر شب بدین‌سان خواب‌ها را با تو زیبا می‌کنم هر شب مرا یک شب تحمل کن که تا باور کنی ای دوست چگونه با جنون خود مدارا می‌کنم هر شب چنان دستم تهی گردیده از گرمای دست تو که این یخ‌کرده را از بی‌کسی، ها می‌کنم هر شب دلم فریاد می‌خواهد ولی در انزوای خویش چه بی‌آزار با دیوار نجوا می‌کنم هر شب کجا دنبال مفهومی برای عشق می‌گردی؟ که من این واژه را تا صبح معنا می کنم هر شب 🌱محمدعلی بهمنی •✾•❀﴾@aavaregi﴿❀•✾•
دعای بعد نمازش مرا حسینی کرد ثـواب گریه من را به مادرم بدهید... •✾•❀﴾@aavaregi﴿❀•✾•
داوود در دامنه‌ی کوه مشغول خواندن زبور بود، جوری می‌خواند که هیچ سنگ و پرنده و درنده‌ای نبود که با او همراه نشود. بالای آن کوه، حِزقیل نبی خانه داشت، زمانی که آوای سنگ‌ها و درندگان و پرندگان را شنید، فهمید که داوود به سمت او می‌آید. + حزقیل! آیا اجازه میدهی نزد تو بیایم؟ - نه! داوود غمگین شد و اشک از چشمانش جاری شد، خداوند به حزقیل وحی کرد که داوود را بپذیر و از من طلب عافیت کن... داوود به حزقیل گفت: تا به حال نیت گناه کرده‌ای؟ - نه! + دنیا چه؟ تا به حال به این فکر کرده‌ای که از لذت دنیا بیشتر بهره ببری؟ - بله، و وقتی چنین افکاری به ذهنم می‌آید، به پایین این دره می‌روم و عبرت می‌گیرم. و با دستانش به دره اشاره کرد... داوود به سمت دره راه افتاد، روی تخته سنگی نشست و خیره شد؛ تخته‌ سنگی از آهنِ زنگ‌زده بود که کنار آن جمجمه‌ای پوسیده بود، بر روی آن سنگ نوشته شده بود: من أروی بن سلم هستم! هزار سال سلطنت کردم! هزار شهر را برای خودم ساختم! با هزار دختر ازدواج کردم! ولی در پایان، بستر من این خاک، و بالشت من این سنگ، و همنشین من کرم‌ها و مار‌ها شدند. هرکس مرا ببیند، نباید فریب دنیا را بخورد. 🌱صادق آل محمد(علیه السلام)، أمالی شیخ صدوق(ج۱، ص۱۷۷) •✾•❀﴾@aavaregi﴿❀•✾•
گفت: آن کار که باز پسینِ کارها می‌دانستم، پیشینِ همه بود، و آن رضای مادر بود. 🌱عطارنیشابوری، تذکرة‌ الاولیاء •✾•❀﴾@aavaregi﴿❀•✾•