طعنه بر ما مزن ای شيخ که خود معترفيم
دف زنان بر سر بازار به رسوایی خويش
#صغیر_اصفهانی
دل نيست هر آن دل كه دلارام ندارد
بي روی دلارام دل آرام ندارد
هر كار ز آغاز به انجام توان برد
عشق است كه آغاز وي انجام ندارد
#صغیر_اصفهانی
#مولاناامیرالمومنینعلیعلیهالسلام
#مبلغ_غدیر_باشیم🌸🍃
عمری است که دم به دم، علی می گویم
در حال نشاط و غم، علی می گویم
یک عمر علی گفته ام، ان شاءالله
تا آخر عمر هم علی می گویم
#صغیر_اصفهانی
قصیدهی زیر در مدح شاه ولایت، امیرالمؤمنین علیهالسلام میباشد که به ترتیب حروف الفبا سروده شده:
از الف اول امام از بعد پیغمبر علی است
آمر امر الهی شاه دینپرور علی است
ب برادر با نبی بیرقفراز دین حق
بحر احسان باب لطف بیحد و بیمر علی است
ت تبارک تاج و طاها تخت و نصرالله سپاه
تیغآور خسرو مستغنی از لشگر علی است
ث ثریمقدم ثریامتکا ثابتقدم
ثانی احمد به ذات کبریا مظهر علی است
ج جاه و قدرش ار خواهی به نزد ذوالجلال
جل شانه جز نبی از جمله بالاتر علی است
ح حدوثش با قدم مقرون حدیثش حرف حق
حاکم حکم الهی حیه در حیدر علی است
خ خداوند ظفر خیبرگشا مرحبشکار
خسرو ملک ولایت خلق را رهبر علی است
د داماد نبی دست خدا دارای دین
داعی ایجاد موجودات از داور علی است
ذ ذاتش ذوالجلال و ذالمنن وز ذو الفقار
ذلتافزا بر عدوی ملحد ابتر علی است
ر رفیعالقدر و والارتبه روحافزا سخن
رهنمای خلق عالم ساقی کوثر علی است
ز زبردست و زکی و زاهد و زهدآفرین
زیببخش مسجد و زینتده منبر علی است
س سعید و سید و سرور سلونیانتساب
سر لا رطب و لا یابس سر و سرور علی است
ش شفیع المذنبین شیر خدا شاه نجف
شمع ایوان هدایت شافع محشر علی است
ص صدّیق و صبور و صالح و صاحب کرم
صبح صادق از درون شب پدیدآور علی است
ض ضرغام شجاعتپیشهی روشنضمیر
ضاربی کز ضربش المضروب لا یخبر علی است
ط طبیب طبعدان مطلوب ارباب طلب
طاق نه کاخ مطبق طرح را لنگر علی است
ظ ظهیر ملک و ملت ظاهر و باطن امام
ظل ممدود خدای خالق اکبر علی است
ع عینالله و علیاجاه و علامالغیوب
عالم علم علی الاشیا ز خشک و تر علی است
غ غرّان شیر یزدان غیرت الله المبین
غالب اندر غزوهها بر خصم بدگوهر علی است
ف فصیح و فاضل و فخر عرب میر عجم
فارس میدان مردی فاتح خیبر علی است
ق قلب عالم امکان قسیم خلد و نار
قاضی روز قیامت خواجه قنبر علی است
ک کنز علم ماکان و علوم ما یکون
کاشف سر و علن از اکبر و اصغر علی است
ل لطفش شامل احوال کل ما خلق
لازمالتعظیم، شاه معدلتگستر علی است
م ممدوح صحف موصوف تورات و زبور
مصحف و انجیل را مصداق و المصدر علی است
ن نظام نه فلک از نام نیکش وز جمال
نوربخش مهر و ماه و انجم و اختر علی است
و واجبمنزلت ممکننما والاگهر
واقف از ماوقع و از ما وقع یک سر علی است
ه هو الهادی المضلین فی الصراط المستقیم
هر چه بهتر خوانمش صد بار از آن بهتر علی است
ی یدالله فوق ایدیهم یکی از مدح او
یک سر از یا تا الف هر حرف را مضمر علی است
آدم و نوح سلیمان و خلیل بیخلل
موسی با اقتدار و عیسی با فر علی است
جان علی جانان علی ظاهر علی باطن علی
می علی مینا علی ساقی علی ساغر علی است
گویی ار مدح علی دیگر چه غم داری صغیر
یاور خلق جهانی گر ترا یاور علی است
#عید_غدیر 🌷
#صغیر_اصفهانی
جانا نظیر روی تو ماه منیر نیست
بهر تو جز در آینه شبه و نظیر نیست
تا بوی طرهٔ تو و زد بر مشام جان
حاجت بمشک و عنبر و عود و عبیر نیست
چشم تو تا کشید ز ابرو کمان بر سر
یکدل بشهر نیست که آماج تیر نیست
#صغیر_اصفهانی
🌾
در ذات او نهفته صفاتِ محمّدی
آنسانکه بوی گُل بُوَد آماده در گلاب
#صغیر_اصفهانی
کند ثابت حدیث قدسی این فرخنده معنا را
که یزدان در عبودیت ربوبیت دهد ما را
ز آدم تا بخاتم چون امیرالمؤمنین حیدر
طریق بندگی نسپرده کس معبود یکتا را
اگر کنه عبودیت ربوبیت بود یاران
برای من کنید از بهر حق حل این معما را
علی را بنده باید خواند یا حق گفت یا هر دو
ندانم با که گویم این حدیث حیرتافزا را
بقر آن آیه میمون سبحان الذی اسری
نماید شمه ای از فضلش آگه مرد دانا را
خدا فرموده تا بنمایمش آیات خود بردم
سوی معراج از روی زمین سلطان بطحارا
امیرالمؤمنین فرموده در تفسیر این آیه
نباشد آیتی اکبر ز من ایزد تعالی را
ز برج کعبه طالع گشت خورشید دل افروزی
که رجعت داد در چرخ آفتاب عالم آرا را
صغیر از دست اینجا خامه را بگذار و ساکت شو
که ترسم از گلیم خویشتن بیرون نهی پا را
#صغیر_اصفهانی
هوا هوای بهشت است گوئیا به جهان
درِ بهشت در اردیبهشت گردد باز😍🌸
#صغیر_اصفهانی
•
حلّال جمیع مشکلات است حسین
شویندهی لوح سیئات است حسین
ای شیعه! تو را چه غم ز طوفان بلا؟
جایی که سفینة النّجاة است حسین
#صغیر_اصفهانی
#امیرالمؤمنین
ز طریق بندگی علی، نه اگر بشر به خدا رسد
به چه دل نهد؟ به که رو کند؟ به چه سو رود؟ به کجا رسد؟
ز خدا طلب دل مقبلی، به علی ز جان متوسلی
که اگر رسد به علی دلی، به علی قسم به خدا رسد
#صغیر_اصفهانی
داد درویشی از ره تمهید
سر قلیان خویش را به مُرید
گفت از دوزخ ای نکوکردار
قدری آتش به روی آن بگذار
بگرفت و ببرد و باز آورد
عِقد گوهر ز دُرج راز آورد
گفت در دوزخ آنچه گردیدم
درکات جحیم را دیدم
آتش هیزم و زغال نبود
اخگری بهر انتقال نبود
هیچ کس آتشی نمیافروخت
زآتش خویش هر کسی میسوخت
استاد #صغیر_اصفهانی
•••✾•🌿🌺🌿•✾•••