من کویرم لب من تشنه ی باران علی است
این لب تشنهی ی پرشور غزلخوان علی است
اینکه گستردهتر از وسعت آفاق شدهست
به یقین سفره ی گسترده ی دامان علی است
منّت نان و نمک نیست سر سفرهی او
پس خوشاآنکه در این دنیا مهمان علی است
آتش اشکی اگر در غزلم شعلهور است
بیگمان قطرهای از درد فراوان علی است
لحظهای پرتو حسنش ز تجلی دم زد
که جهان آینه در آینه حیران علی است
کعبه یکبار دهان را به سخن واکرده است
تا بدانیم کلید در این خانه علی است
از دم صبح ازل نام علی را میخواند
دل که تا شام ابد دستبهدامان علی است
#محمدحسینصفاریان
#یاعلی_جـان