نَفْسی عَلیٰ زَفَراتِها مَحبوسَه
یالَیتَها خَرَجَت مَعَ الزَّفَرات....
#تدفین
زبان حال حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام با پیامبر صلوات الله علیه واله
در بر بگیر پیکر خیرالنسای من
جانم ببین که نیمه شبی شد جدای من
اینجا مزار فاطمه هست و مزار من
یعنی عزای فاطمه هست و عزای من
گویی که من کنار تنش خاک می شوم
گر چه شهادتش شده راز بقای من
این سرو ِتو که خم شده از داغ روی داغ
کرده تمام زندگی اش را فدای من
تا وقت بودنت همه بودند آشنا
بعداز تو شد غریبه همان آشنای من
از یاد شهر رفته برون آن سفارشت
گفتی رضای فاطمه باشد رضای من
شد لاله ات شکسته به کینه مقابلم
بوده ست جرم او که شده مبتلای من
این ردّ سیلی و ورم وزخم بازواش
بوده جواب پر زدنش در هوای من
از من بپرس از سبب روی نیلی اش
اما دهد جواب تو را مجتبای من
گم کرده راه خانه اگر بضعه ات نبی
در کوچه خورد سیلی محکم به جای من
اینجا مزار مخفی زهرا شود ولی
ازاین به بعد می شود هرشب سرای من
✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)
آدرس اشعار:
@abdolmohsen158
نَفْسی عَلیٰ زَفَراتِها مَحبوسَه
یالَیتَها خَرَجَت مَعَ الزَّفَرات....
#تدفین
زبان حال حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام با پیامبر صلوات الله علیه واله
در بر بگیر پیکر خیرالنسای من
جانم ببین که نیمه شبی شد جدای من
اینجا مزار فاطمه هست و مزار من
یعنی عزای فاطمه هست و عزای من
گویی که من کنار تنش خاک می شوم
گر چه شهادتش شده راز بقای من
این سرو ِتو که خم شده از داغ روی داغ
کرده تمام زندگی اش را فدای من
تا وقت بودنت همه بودند آشنا
بعداز تو شد غریبه همان آشنای من
از یاد شهر رفته برون آن سفارشت
گفتی رضای فاطمه باشد رضای من
شد لاله ات شکسته به کینه مقابلم
بوده ست جرم او که شده مبتلای من
این ردّ سیلی و ورم وزخم بازواش
بوده جواب پر زدنش در هوای من
از من بپرس از سبب روی نیلی اش
اما دهد جواب تو را مجتبای من
گم کرده راه خانه اگر بضعه ات نبی
در کوچه خورد سیلی محکم به جای من
اینجا مزار مخفی زهرا شود ولی
ازاین به بعد می شود هرشب سرای من
✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)
آدرس اشعار:
@abdolmohsen158
بااشک در کربلا ثبت شد
#سبک171_فاطمیه
#تدفین😭😭😭
بنداول مهدوی
دو بند تدفین
بند چهارم کربلا
ای امام بی کس ما ،همنشین درد و ماتم
از چه ساکن صحرایی،شهریار هر دو عالم
الهی
بمیرم برا غربت تو
نداره
تمومی چرا غیبت تو
هزار سال
برات یاری پیدا نمیشه
تو دیدی
گناهان ما رو همیشه
عجل الله تعالی فرجه....
🌸🌸🌸🌸🌸
با عرض تسلیت آقا رسیدیم به محضر تو
شد وقت خاکسپاری مادر غم پرور تو
می بینی
که جدت علی بی قراره
توی قبر
عزیزش رو داره میزاره
پیمبر
داره یاسشو پس می گیره
گلی که
شکسته با بغض غدیره
عجل الله تعالی فرجه....
🌸🌸🌸🌸🌸
وقتی که حیدر میزاره صورتش رو، روی خاکا
می افته نگاش به روی کبود همسرش زهرا
میشه خون
دلش از نگاهی که تاره
بمیرم
جلوچشمشه گوش پاره
می بینه
به روی کفن خون تازه
بااین داغ
تا زندَس چطوری بسازه
عجل الله تعالی فرجه....
🌸🌸🌸🌸🌸
هرچند اینجا شاه خیبر، محتضره، قلبش خونه
دلداری میدن حیدر رو می برنش سمت خونه
دیگه نیس
کسی که به حیدر بخنده
جلو روش
سری رو به نیزه ببنده
در اینجا
اسارتنمیرن نوامیس
جواب ِ
عزاداری ها کعب نی نیس
عجل الله تعالی فرجه....
✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)
@abdolmohsen158
نَفْسی عَلیٰ زَفَراتِها مَحبوسَه
یالَیتَها خَرَجَت مَعَ الزَّفَرات....
#تدفین
زبان حال حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام با پیامبر صلوات الله علیه واله
در بر بگیر پیکر خیرالنسای من
بنگر که جان او شده وقف ولای من
اینجا مزار فاطمه هست و مزار من
یعنی عزای فاطمه هست و عزای من
گویی که من کنار تنش خاک می شوم
گر چه شهادتش شده راه بقای من
این سرو ِتو که خم شده از داغ روی داغ
کرده تمام زندگی اش را فدای من
تا وقت بودنت همه بودند آشنا
بعداز تو شد غریبه همان آشنای من
از یاد شهر رفته برون آن سفارشت
گفتی رضای فاطمه باشد رضای من
شد لاله ات شکسته ز کینه مقابلم
بوده ست جرم او که شده مبتلای من
این ردّ سیلی و ورم وزخم بازواش
بوده جواب پر زدنش در هوای من
از من بپرس از سبب روی نیلی اش
اما دهد جواب تو را مجتبای من
افتاده بین کوچه اگر بضعه ات نبی
در کوچه خورد سیلی محکم به جای من
اینجا مزار مخفی زهرا شود ولی
ازاین به بعد می شود هرشب سرای من
✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)
https://eitaa.com/abdolmohsen158
نَفْسی عَلیٰ زَفَراتِها مَحبوسَه
یالَیتَها خَرَجَت مَعَ الزَّفَرات....
#تدفین
زبان حال حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام با پیامبر صلوات الله علیه واله
در بر بگیر پیکر خیرالنسای من
بنگر که جان او شده وقف ولای من
اینجا مزار فاطمه هست و مزار من
یعنی عزای فاطمه هست و عزای من
گویی که من کنار تنش خاک می شوم
گر چه شهادتش شده راه بقای من
این سرو ِتو که خم شده از داغ روی داغ
کرده تمام زندگی اش را فدای من
تا وقت بودنت همه بودند آشنا
بعداز تو شد غریبه همان آشنای من
از یاد شهر رفته برون آن سفارشت
گفتی رضای فاطمه باشد رضای من
شد لاله ات شکسته ز کینه مقابلم
بوده ست جرم او که شده مبتلای من
این ردّ سیلی و ورم وزخم بازواش
بوده جواب پر زدنش در هوای من
از من بپرس از سبب روی نیلی اش
اما دهد جواب تو را مجتبای من
افتاده بین کوچه اگر بضعه ات نبی
در کوچه خورد سیلی محکم به جای من
اینجا مزار مخفی زهرا شود ولی
ازاین به بعد می شود هرشب سرای من
✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)
https://eitaa.com/abdolmohsen158