eitaa logo
پدربزرگ خوانده
11.9هزار دنبال‌کننده
108 عکس
146 ویدیو
0 فایل
به لطف الهی، بالغ بر یک دهه فعالیتهای اجتماعی در حوزه کودکان نیازمند خانواده داشتم برشی از گذشته، شرحی از جاری و چشم اندازی از فعالیت‌های آتی را اینجا منتشر میکنم ارتباط: @farzandkhandeh امید عابدشاهی فعال اجتماعی در حوزه حقوق کودک #موسسه_بهرویش
مشاهده در ایتا
دانلود
بعضی سؤال‌ها قشنگند، بعضی نگاه‌ها ستودنی. شاید فعلاً نتونم میزبان کودکی باشم، اما همین نگاه می‌تونه فرهنگ‌ساز باشه و زمینه رو برای خوشبختی کودکان دیگه فراهم کنه. 💛 @abedshahi
یکی از بچه‌هایی که مدتی پیش، به‌خاطر شرایط خاصش، خیلی نگرانش بودیم. لازم بود خانواده‌ای صبور و مهربان برایش پیدا کنیم. چند ماه پیش، به آغوش یک خانواده فوق‌العاده سپرده شد. امروز به مؤسسه آمده بودند تا سری به ما بزنند. تمام کارهای درمانی را با دقت و محبت انجام داده بودند. آنقدر حالش خوب شده و تغییر کرده بود که اول نشناختمش 😍 @abedshahi .
✨ گاهی یک حقیقت آنقدر ساده است که فکر می‌کنیم همه آن را می‌دانند… اما وقتی پای کودکان 👶 و آینده‌شان 📚 وسط باشد، حتی بدیهی‌ترین چیزها را باید دوباره گفت، دوباره شنید و دوباره یادآوری کرد. 📖 این نوشته، یکی از مهم‌ترین حرف‌هایی است که می‌توان برای فهمیدن نیازهای واقعی یک کودک خواند. حرفی که شاید بتواند نگاهتان را برای همیشه به دنیای کودکان تغییر دهد… حتما مطالعه کنید👇👇👇 📌 [مطالعه‌ی مطلب کامل در این لینک] 👆👆👆👆👆👆👆👆 @abedshahi
چند روز پیش با خانواده‌ای جلسه مشاوره داشتم. پنج سال پیش کودکی را به فرزندخواندگی گرفته بودند و حالا متقاضی فرزندخوانده دوم بودند. این بار، کودکی که نیازمند درمان باشد 🩺. وقتی علت را پرسیدم، گفتند: فرزندخوانده اولمان پیگیری‌های درمانی زیادی داشت و ما تجربه موفقی در این مسیر داریم. اما آنچه برایم جالب بود، حرف‌هایشان درباره مشکلات روانی و عاطفی کودک در سال‌های اول بود؛ بی‌تفاوتی به اطرافیان 👥، ناآشنایی با محبت ❤️، واکنش‌های خنثی، و بعدها-با بزرگ‌تر شدن-شلوغی‌ها و بی‌قراری‌هایی که متأسفانه برچسب «بیش‌فعالی» گرفت. می‌گفتند جبران مشکلات جسمی و تأخیرهای تکاملی‌اش به لطف خدا سریع‌تر پیش رفت، اما درمان زخم‌های روحی 🕊، سال‌ها صبر و عشق بی‌وقفه نیاز داشت. پرسیدم: «چه سنی داشت که فرزند شما شد؟» گفت: «حدود یک‌ساله بود.» پرسیدم: «فکر می‌کنید اگر همان سال اول، حتی چند ماه، در آغوش خانواده‌ای میزبان 🏡 بود، باز هم این‌همه مشکل داشت؟» لحظه‌ای مکث کرد، به فکر عمیقی فرو رفت و گفت: «مطمئنم نه… همه مشکلاتش از همان کمبود محبتی بود که در مهم‌ترین ماه‌های زندگی‌اش نیاز داشت و دریافت نکرد 😟.» شنیدن این حرف از زبان مادری که سال‌ها با مشکلات فرزندش زندگی کرده، تلنگری بود که حتی برای من هم سنگین بود. چقدر این نکته می‌تواند نگاه ما را به «ماه‌های اول زندگی کودک» و نقش بزرگ خانواده‌های میزبان روشن‌تر و پررنگ‌تر کند ✨. 📌 این را نوشتم تا وقتی مطلب بعدی را می‌خوانید، ارزشمندی این کار را با تمام وجود حس کنید… پیگیر بمانید... 📎 کانال پدربزرگ خوانده https://eitaa.com/abedshahi
از روزی که این پیام را خانواده میزبان در گروه خانواده‌های بهرویش گذاشتند، بارها و بارها خواندمش... بعضی نگاه‌ها و بعضی دل‌ها واقعاً ستودنی‌اند. اعتراف می‌کنم در برابر بزرگی بعضی خانواده‌های میزبان، آدم احساس کوچکی خاصی می‌کند. ببینید این خانواده چه دعاهایی بدرقه‌ی مهمان کوچولوشون کردند ❤️ 📌 اگر پست قبلی را خوانده باشید، متوجه می‌شوید که اهمیت و نقش خانواده‌های میزبان فقط به همان چند ماه حضور کودک در خانه‌شان محدود نمی‌شود بلکه ردّ عمیقش تا سال‌ها بعد روی روان کودک باقی خواهد ماند. 💚💚💚💚💚💚💚💚💚💚 دیروز همان خانواده، مهمان کوچکشان را به مؤسسه آوردند تا به خانواده همیشگی خود بپیوندد و فرزندخوانده شود. همه اعضای خانواده میزبان آمده بودند؛ با عزت، احترام، آغوشی پر از صمیمیت و چشمانی که برق عشق داشت. ماموریتشان را جوری به پایان رساندند که کودک شاد بود، سرزنده، و آماده آغاز فصل تازه‌ای از زندگی. آن‌ها حالا منتظر مأموریت بعدی هستند… رسالتی تازه برای کودکی دیگر. با خودم فکر کردم، این خانواده‌های میزبان، گنجینه‌های ارزشمند اجتماعی‌اند؛ ستون‌هایی برای فردایی روشن‌تر. 📎 کانال پدربزرگ خوانده https://eitaa.com/abedshahi
خانواده‌های دوست داشتنی امروز از اون روزهای شلوغ و پرخاطره بهرویش بود 📅💫 با تعدادی زیادی از خانواده‌های متقاضی کودک نیازمند درمان جلسه داشتم 👨‍👩‍👧‍👦💬 خانواده‌هایی که در مسیر فرزندپذیری، با آگاهی و اشتیاق منتظر گفتگوی حضوری بودند تا پاسخ پرسش‌هایشان را بگیرند 📝❤️ گفتگو با خانواده‌ها یکی از شیرین‌ترین 🍯 و اثرگذارترین 💖 بخش‌های کار است. دیدگاه‌هایشان نسبت به سرپرستی کودکی نیازمند درمان، واقعاً شنیدنی است 🎧✨ هر خانواده با انگیزه و نگاه خاص خودش آمده بود: - «ما متقاضی کودکی هستیم که مشکلش با جراحی برطرف شود 🏥✂️.» - «کودک ناشنوا اگر داشته باشین، ما مشکلی نداریم 👂🤗.» - «کودکی می‌خوایم که بیماری خیلی سختی نداشته باشه… مثل شکاف لب و کام 😊👄.» - «ما درباره نکروز روده تحقیق کردیم و چند سؤال داریم 🧐📚.» - «به خاطر پیگیری‌های درمانی پسرم، پزشکان زیادی رو می‌شناسیم 👨‍⚕️👩‍⚕️. هر بچه‌ای که فکر می‌کنید از پسش برمیایم معرفی کنید، هرچه باشد، بهترین روزی برای ما از جانب خداست 🙏🌸.» - «سال‌ها دوست داشتیم مرکز نگهداری از کودکان بی‌سرپرست بزنیم 🏢👶، ولی حالا تصمیم گرفتیم خانه‌مان، خانه‌ی این بچه‌ها باشد 🏡💞.» با خودم فکر کردم… ده سال پیش که این کار رو شروع کردم ⏳، خانواده‌ها چقدر فرق داشتند. آن موقع برای توضیح یک بیماری، باید ساعت‌ها وقت می‌گذاشتم 🕰💬 تا خانواده فارغ از هیجان و احساسات، تصمیمی منطقی بگیرد 🤓⚖. اما امروز برعکس شده بود؛ خانواده‌ها با تحقیق و آگاهی قبلی 📖🔍 آمده بودند و خودشان داوطلب کودکی با شرایط خاص می‌شدند 🌟✨. این تغییر نگاه، بی‌شک نتیجه فرهنگ‌سازی و آگاهی‌رسانی مداومی است که طی این سال‌ها انجام شده 📢🕊؛ حرکت آرام اما پیوسته‌ای که حالا ثمراتش را در نگاه مهربان و مسئولانه این خانواده‌ها می‌بینیم 💜🌱. ✅ واقعاً در ارزشمندی نگاه این خانواده‌ها، زبان قاصر است 💎💚 📌 یک اتفاق جالب دیگه هم امروز داشتم. تو مطلب بعدی براتون تعریف می‌کنم… حتماً بخونیدش 👀📖 📎 کانال پدربزرگ خوانده https://eitaa.com/abedshahi
پدربزرگ خوانده
#روزنوشت خانواده‌های دوست داشتنی امروز از اون روزهای شلوغ و پرخاطره بهرویش بود 📅💫 با تعدادی زیاد
قرار بود براتون یک اتفاق جالب دیگه رو بگم، هنوز کاملش نکردم. این چند روز نرسیدم. اولین فرصت براتون میزارم. مطالب بعدی رو حتما ببینید👇👇👇
5.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آغازی بی آغوش... 🍼 از پنج روزگی… پشت در بیمارستان رها شدم. نه دستی بود که اشک‌هایم را پاک کند، نه آغوشی که منتظرم باشد. 🏠 از شیرخوارگاه رفیده تا آمنه… تخت‌هایی که پر و خالی می‌شدند، ولی هیچ‌وقت با آغوش یک خانواده برای من پر نشدند. 💔 نبود خانواده یعنی سال‌های کودکی، بی‌هیچ آغوش امنی گذشت… حتی اگر کوچک باشی یا با کمی تفاوت جسمی زندگی کنی، باز هم حق داری کسی کنارت باشد و بگوید: «همیشه با توام» ❤️ 📎 کانال پدربزرگ خوانده https://eitaa.com/abedshahi
8.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حسرتی که ماند... 👀 هر بار که کودکی را دیدم که دست مادر یا پدرش را گرفته… یک آرزو در دلم تکرار شد: کاش من هم کسی را داشتم که مرا بخواهد. 💪 بزرگ شدم، قوی شدم… اما زخم نبودن خانواده، حتی از سخت‌ترین بیماری‌ها سنگین‌تر است. 🌸 شاید برای مراقبت از یک کودک، لازم باشد کمی بیشتر تلاش کنی، اما هیچ چیز زیباتر از دیدن شکفتن او در آغوش خانواده نیست❤️ 📎 کانال پدربزرگ خوانده https://eitaa.com/abedshahi
10.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سوال‌هایی بی جواب... 🏫 در مدرسه، کودکانی را دیدم که شرایط‌شان حتی از من هم سخت‌تر بود، اما خانواده‌شان با تمام توان، کنارشان مانده بودند. ❓ همیشه می‌پرسیدم: چرا آن‌ها را خواسته‌اند، ولی من را نه؟ 🚶‍♀️ حتی وقتی کسی را دیدم که بی‌درد راه می‌رود، با خودم فکر کردم: چه خوشبخت است که خانواده‌ای دارد تا دستش را بگیرد… 💌 شاید انتخاب یک کودک با تفاوت جسمی سخت به نظر برسد، ولی انتخاب نکردنش، زخمش را برای همیشه جاودانه می‌کند. 📎 کانال پدربزرگ خوانده https://eitaa.com/abedshahi
قسمت نهایی صحبت‌های این خانم رو پیشنهاد میکنم حتما ببینید. حتی اگر سه قسمت قبلی👆👆👆رو ندیدین، حتما قسمت بعدی👇 رو ببینید. ممکنه در هر زمینه ای کوتاهی یا اشتباهاتی باشه، هدف اصلا اینها نیست، ببینید جابجایی کودک در مراکز هم ناگزیر اتفاق میفته و کودک چه میکشه. اینجا خبری از خانواده نیست ولی در جدایی از خانواده میزبان، باز هم خانواده‌ای هست.