eitaa logo
پدربزرگ خوانده
11.7هزار دنبال‌کننده
405 عکس
181 ویدیو
0 فایل
به لطف الهی، بالغ بر یک دهه فعالیتهای اجتماعی در حوزه کودکان نیازمند خانواده داشتم برشی از گذشته، شرحی از جاری و چشم اندازی از فعالیت‌های آتی را اینجا منتشر میکنم ارتباط: @farzandkhandeh امید عابدشاهی فعال اجتماعی در حوزه حقوق کودک #بهرویش
مشاهده در ایتا
دانلود
اینارو میخوام چیکار؟☹️ اون کفگیر ملاقه رو برام بیار که قایمش کردی 🥣🪠🪒🔨 📸 عکس ارسالی از مادر میزبان فروردین ۱۴۰۵ کانال پدربزرگ خوانده @abedshahi
🔴 شهادت کودک ۵ ساله‌ در روستای کارخانه کنگاور کرمانشاه؛ شهیده باران صادقی کانال پدربزرگ خوانده @abedshahi
علاقه به بچه ها (توهرسنی که باشن) از همون اول خلقت مون تو وجود من و همسرم بود... پسر زیستی مون که بزرگ تر شد تصمیم گرفتم که برم افتخاری توی بهزیستی کار کنم. ولی نمیشد ...آخه بچه خودمو چیکار میکردم ؟؟؟ کار خونه چی؟؟؟ توهمین فکرابودم که این وسط یه برنامه تلویزیونی دیدم که داشت راجع به طرح میزبانی حرف میزد. یکسال گذشت تمام این مدت درموردش تحقیق کردم و برای خانواده آمادگی ایجاد کردم ،بعد از طی کردن مراحل اداری،بلاخره خدا قسمت کرد و میزبان شدیم 😊 تا اینجا خداروشکر مامان دوتا گل پسر بودم که یکیشون فرزند خوانده شده و رفته و اون یکی هنوز مهمون ماست 🥰 اولش فکر میکردم که ما داریم کارثواب انجام میدیم ولی از وقتی با این کوچولوها آشنا شدم فهمیدم این اونا بودن که مارو انتخاب کردن و برکت ونور زندگی ما شدن 💫 این مسیر سخت ترین چالشی که داره شماتت بقیه است 🤦‍♀️ اینکه یه عده محدود مدام حرفای منفی میزنن .... اگر بره چی؟؟؟ وابسته میشید ها!!!!! به بچت فکر کردی؟؟؟؟ میدونی داری چه کاری با روحیش میکنی؟؟؟؟ و.... 😩😩😩 چیزی که انگیزه منو تو این راه بیشتر کرد تغیر ورشد چشمگیر این مهمون کوچولوها تواین مدت هرچند کم توی خانواده مون بود‌. هرجفتشون روز اولی که وارد خانواده ما شدن نمیتونستن ارتباط برقرار کنن و بی قرار بودن اما بعداز گذشت چند روز انگار که گمشده خودشون رو پیدا کرده بودن وبه آرامش میرسیدن 🥹 این کار خودش تمرین وابسته نشدنه وابسته نشدن به هیچ چیز دنیایی... ✍️ روایت مادرمیزبان فروردین ۱۴۰۵ کانال پدربزرگ خوانده @abedshahi
داستان ما از اونجا شروع شد که من وهمسرم،چند سالی بود دوست داشتیم در این کار خیر (سرپرستی از کودک) شرکت کنیم... من همیشه به همسرم میگفتم من دوست ندارم فقط کمک نقدی انجام بدم،من دوست دارم در کنارش محبت هم باشه ❤️ همه چیز فقط پول نمیشه که... سال ۱۴۰۳ بود ما شب های احیا مشهد بودیم ومن از آقا امام رضا (ع) خواستم که به من کمک کنه تا بتونم بچه ای رو به فرزند خواندگی بگیرم،ولی میدونستم نمی شه چون من دوتا پسر بزرگ دارم ولی به آقا امام رضا گفتم من خیلی دوست دارم این کار خیر را انجام بدم... من نمیدونم ...شما برام جورش کن🤲😢 اونشب گذشت وما برگشتیم تهران. یک هفته از این داستان گذشت تا یک روز همسرم در اداره منتظر یکی از همکارانش بود که دیر کرده بود، علت روجویاشد ، اون بنده خدا گفت: شرمنده من یه کاری توبهزیستی داشتم نرسیدم زودتر بیام. همسرم همون موقع به دوستش گفت: خب پس کارو ول کن..😄 فضولیه ببخشید.. بهزیستی برای چی رفته بودی؟🫣 دوستش گفت راستش ما بایک موسسه ای به نام بهرویش آشناشدیم ،که ازطریق اونا میزبان موقت کودکان هستیم و(بعد کل ماجرا رو ازسیرتاپیاز براش تعریف کرد) همسرم خیلی خوشحال شد وسریع شماره خانم همکارش رو گرفت وبه من داد وگفت با هاشون تماس بگیر وکامل پرس وجو کن ماجرا ازچه قراره!!! من هم با ایشون تماس گرفتم و صحبت کردم وخیلی خوشحال شدم...ولی یه کم نگران بودم... به ایشون گفتم من تحمل میزبانی ندارم ...اینکه کودک یک مدت پیشم باشه و دوباره بخوام تحویلش بدم وحشتناکه😱 ایشون با من خیلی صحبت کردن وگفت فردا به شیر خوارگاه آمنه برید و.... ادامه در مطلب بعدی 👇 کانال پدربزرگ خوانده @abedshahi
ادامه ی داستان بالا..... و مراحل رو انجام بدید، مشاورین مجموعه بهرویش کمک تون میکنن....خلاصه فردا من و همسرم و بچه هام با هم به شیر خوارگاه آمنه رفتیم و چیزی که خیلی برام جالب بود و چشمم پر از اشک شد این بود که همه دوستانی که اونجا در موسسه بهرویش بودن مشهدی بودن و با لهجه شیرین مشهدی صحبت می کردن و این موسسه از اول از مشهد شروع شده بوده، من در اون لحظه خیلی گریه کردم که آقا امام رضا صدای من رو شنید و گره کار من رو باز کرد.😭 من تا الان میزبان هفت فرشته ای بودم که به خونه مون اومدن ورفتن و ازاین بابت خیلی خیلی خدا روشکر میکنم 🤲 😊 ✍️ روایت مادرمیزبان بهار ۱۴۰۵ کانال پدربزرگ خوانده @abedshahi
🛑📸 پوستر شهدای مظلوم🥀 دانش آموز استان قم در حملات ناجوانمردانه آمریکا و اسرائیل کانال پدربزرگ خوانده @abedshahi
🔴📸شهادت نوجوان قمی «معین صفری نوا» در حمله وحشیانه به مناطق مسکونی پردیسان قم این عزیزان ما دیروز به شهادت رسیدند. با تیم محب رفتیم به حمایت روانی از ساکنین این منطقه آسیب دیده در پردیسان قم خیلی دردآور بود😭🥺 تو اون ساعت های اولیه هر همسایه ای میومد می‌گفت : از معین خبر دارین🥺؟ چشمم خوردبه دو خواهری که از تهران آمده بودند ودنبال خواهرشون میگشتن (بسیاااار بی تاب بودند و می‌گفتند خواهرم دیشب عکسی از خودش فرستاد که اگه شهید شد اون عکس رو داشته باشند 😔) متاسفانه همسر خواهر و خواهر زاده شون هم شهید شده بودند، خبری از خواهرشون نشد بنظرم ایشون هم شهید شدند چون تمام ساکنین اون ساختمان شهید شدند، اونها هم می‌گفتند خداااا معین چی شد کسی از معین خبر داره؟ 🥺 راستش فکر کردم معین شاید به پسر بچه یکی دو ساله است که خیلی ها دوستش دارن.. تا امروز که تصویرش رو دیدم😭 همش دارم فکر میکنم معین چه ویژگی داشت که اینهمه تو دل همسایه ها و غریبه ها بود.. انگار شهدا تافته های جدا بافته ان😔 خوبی ش اینه تو اون ساختمان تمام اعضای خانواده باهم پر کشیدن.... 😭😭😭😭 ✍️ارسالی از یکی ازخانواده های بهرویشی ساکن قم کانال پدربزرگ خوانده @abedshahi