#یا_حسین #یا_زینب
خورشید به روی نی نشسته
با زلف دریده و گسسته
خونین شده صورتش شفق وار
ما بین دو ابرویش شکسته
آذین شده شهر، جشن برپاست
هستند همه شاد خجسته
از بهر تماشای اسیران
مردم به نظاره دسته دسته
او می نگرد به خواهر خویش
گردیده چقدر پیر و خسته
دیدند که گریه کرد و آنگاه
چشمان قشنگ خویش بسته
#روح_الامین_کشاف
#یا_حسین
اگر نبود حسین و شهادت و گریه
اثر نبود ز دین و کتاب و مافیها
#روح_الامین_کشاف
#یا_امام_رضا
ما رعیت توایم، رهایت نمی کنیم
بَه بَه بِه آنکه رعیت شمس الضّحی شود
#روح_الامین_کشاف
#یا_عمّتی_الزینب
به بند بند مقاتل، قدیم یا که جدید
نبوده مثل چنین بیت روضه سخت و شدید
زنی که سایه او را ندیده همسایه
به زور آمده در مجلس شراب یزید
#روح_الامین_کشاف
#یا_سُکینه
#یا_رقیه
آه از پچ پچ در گوش و نشان با انگشت
آه از لفظ کنیزی که سُکینِه را کُشت
آه از دخترک سوخته رویِ کم مو
آه از ضربهء سیلیّ ز دستان درشت
#روح_الامین_کشاف
#خادم_روضه
خوش آن کسی که به هنگام جان سپردن گفت
هزار شکر که عُمرم میان روضه گذشت
#روح_الامین_کشاف
#روضه #مقتل #لهوف
لهوف جمله جمله اش بیان روضه اَست، لیک
تَقَشّرَت وُجوهُهُم امان من بریده است...
#روح_الامین_کشاف
#یا_رقیه
دختر ارباب به بابا بگو
نوکرتان سخت به هم ریخته
دیر شده کرب و بلا رفتنش
دست توسّل به من آویخته
#روح_الامین_کشاف
#یا_علی
در حریم مُرتضی چون ذرّه ای از خاک باش
گر نسیم آید فقط ذرّات بالا می روند
#روح_الامین_کشاف
#اربعین #مشّایه #هله_بزوار_الحسین
موکب زده جبرِئیل اینجا
میکال نموده چای برپا
گردیده سَرافیل هلا گوی
عِزریل شده خادم و شیدا
#روح_الامین_کشاف
#اربعین #جاماندگان
در توانم نبود تا بروم
با محبّانتان قدم به قدم
در مسیری که جمله نور و صفاست
عاجز از وصف آن زبان و قلم
اَربعین در مدار مشّایه
قلبم آنجاست پس نباشد غم
کار من گشته رفتنِ بر بام
دادن یک سلام رو به حرم
تا که گویم سلام آقا جان
می چکد از دو چشم من شبنم
جان به قربان آن کریمی که
می خرد جنس خوب و بد دَرهم
#روح_الامین_کشاف
#اربعین
پینهء پیشانیِ حاصل ز سجده غبطه خورد
بر جراحات کف پای محبّان حُسین
#روح_الامین_کشاف