و قسم به قدرت قلم
زنده می کند و می میراند واژه ای برون تراویده از محبوس تن؛
آری، از همان دلی که بی دل بود.
_ شبی پرسیدمش با بی قراری
که غیر من کسی را دوست داری ؟!
دو چشمش از خجالت برهم افتاد
میان گریه هایش گفت ... آری
شب یعنی غم!
یعنی نوشتن از نومیدی ای که در شبهای ملال انگیز این آدمک های رقت انگیز ،فقط حزن رقم میزند.
همیشه در انتظاریم بهترین ها فرا برسند ... بهترین روز ،بهترین هوا ، بهترین مغازه ، بهترین خاطرات و بهترین آدم ! هیچگاه برای ساختن آنچه در دست داریم تلاش نمیکنیم . آنقدر تلاش نمیکنیم و به این در و آن در میزنیم تا روزی فرا خواهد رسید که همان چیزهای معیوب خودمان را هم .. دیگر نداریم.
)).m4a
حجم:
4.7M
زیستگاه سرد و مغشوشم،چگونه در آنی می شود ایمن ترین،گرم ترین و زیباترین خلوتگاه میعاد من و تو؟!
🎙_با نوای مبینا؛
می دانید گاهی فکر میکنم نوشتن ،فقط میتواند کلاف پر از گره ای باشد
آدمی فقط می بافد و می بافد تا گره از مغز آشفته و نادمش باز کند
بی هدف،بی معنا،بی هویت
می نویسی تا بگریزی
نامربوط،متفاوت،پراکنده
به همه چیز چنگ میزنی تا هیچ چیز جلودار اوهام مبهم و پیچیده ات نشود
اما نمیدانی گاهی وقت ها کلمات زیبا، تلخی حقیقت را پنهان نمیکنند؛
میدانی عزیز من، تو مینویسی تا خوانده شوی در میان شلوغی هیاهوی زندگی ،
ولی نمیدانی هرچه مینویسی نه تنها سبک میشوی ،بلکه کوله باری از درد شانه هایت را به آغوش می کشد.
ولی نمیدانی از همه چیز مینویسی تا هیچ را معنا کنی؛
بیهودگی را
پوچ را
هیچ را
خلأ را
نوشتن فقط چیدمان زیبای واژگان دهن پر کن نیست ،نوشتن سبک زندگیست.
شیوه ای از زندگی ای پر از ابهام!
فکت : همیشه آدما سعی میکنن آدم درستی رو پیدا کنن ولی هیچکس تلاش نمیکنه آدمِ درستی باشه !