بعد از آن ماجرا بود که دیگر هیچتنشی را نمیتوانست تحمل کند. گوشهگیر شد.
از آدم ها فاصله گرفت و باخودش فکر کرد، هرچقدر دور از دسترس باشد کمتر آسیب میبیند. شاید تنهایی برایش بهترین گزینهی ممکن نبود، اما امنترین چیز چرا و این درحالی بود که بقیه اورا "بیاحساس" صدایش میزدند.
خوشحالترین آدم زمینم که بیدار شدم میبینم بیرون پره برفههه و تعطیل کردنن😭✨
هدایت شده از . بۍنهایت ؛
قبلنا موقع بحران روحی فقط میخوابیدم،اما حالا فقط کار کار کار.هرکاری بشه میکنم که فقط خسته شم و نتونم فکر کنم.در واقع از لحاظ جسمی مجبور شم که بخوابم.
اتاقكِزیرشیروونی.
قبلنا موقع بحران روحی فقط میخوابیدم،اما حالا فقط کار کار کار.هرکاری بشه میکنم که فقط خسته شم و نتونم
حقترین چیزی که میتونه اینروزا رو واسهم توصیف کنه:
مسابقات سهبهسه مون تموم شد، همهی بازیامونو بردیم و اولِگروه اومدیم بالا.
بازی آخرمونو باختیم و مقامِسومیِمشترك گرفتیم.
اتاقكِزیرشیروونی.
مسابقات سهبهسه مون تموم شد، همهی بازیامونو بردیم و اولِگروه اومدیم بالا. بازی آخرمونو باختیم و م
و درآخر ضمیمهای برایِامروز :
" پاتون آسیب شدید دیده و تا سهماه نباید ورزش کنید، بعد از اون هم ورزش سنگین نباید بکنید "