اتاقكِزیرشیروونی.
٫از آبیِآسمونُ ماهشهشهانی تا کشیدن نقاشی رندوم با مدادشمعیهای بچگی.
وقتی دیگه اهمیت نمیدم، وقتی دیگه تا صبح باهم حرف نمیزنیم، وقتی رفتارم باهات عوض شده، وقتی موقع حرف زدن باهات تو چشمام ذوق قبلنا نیست. یعنی تو واسهم مردی؛ هرچقدرم که زورتو بزنی زنده نمیشی، اصلا مگه آدم مرده زنده میشه که تو بخوای زنده بشی؟ از چشمم افتادی، حالا بهتر شد؟ میتونی دیگه ادامه زندگیتو بدون داشتن واقعی من بری.
واقعا فاز مدرسهمونو نمیفهمم اومدن برای فردا که امتحانی نداریم زنگصبحونه گذاشتن و جشنوارهجوایز نمیگم چرا ها اتفاقا خوشمیگذره اما چون خستهیامتحاناتمیانترم و سنجش و مرآت و .. اینا هستیم اگر بهمون میگفتن فردا نیاید مدرسه و بخوابید تو خونه خیلی خوشحال تر میشدیم.