اگر آن تُرکِ شیرازی به دست آرَد دلِ ما را
به خال هِندویَش بَخشَم سَمَرقند و بُخارا را
بده ساقی مِیِ باقی که در جَنَّت نخواهی یافت
کنارِ آبِ رُکناباد و گُلگَشتِ مُصَلّا را
فَغان! کاین لولیانِ شوخِ شیرینکارِ شهرآشوب
چُنان بُردند صبر از دل که تُرکان خوانِ یَغما را
ز عشقِ ناتمامِ ما جمالِ یار مُستَغنی است
به آب و رنگ و خال و خط چه حاجت رویِ زیبا را؟
مَن از آن حُسنِ روزاَفزون که یوسُف داشت دانستم
که عشق از پردهٔ عِصمت بُرون آرَد زُلِیخا را
اگر دشنام فرمایی و گَر نفرین دعا گویم
جوابِ تلخ میزیبَد لبِ لَعلِ شِکرخا را
نصیحت گوش کن جانا که از جان دوستتر دارند
جوانانِ سعادتمند پندِ پیرِ دانا را
حَدیث از مُطرب و مِی گو و رازِ دَهر کمتر جو
که کس نَگشود و نَگشاید به حکمت این مُعمّا را
غزل گفتی و دُر سُفتی بیا و خوش بخوان حافظ
که بر نظمِ تو اَفشانَد فَلَک عِقد ثُریّا را
اتاقكِزیرشیروونی.
-
بااینکه امروز بهبدترین شکلناامیدشدم ولی بعد مدتها اومدم پیش عزیزِقلبم (:
دلم میخواد جای یه نینیچندساله قراربگیرم و حساولین بار رو پاهام راهرفتن رو تجربه کنم.. کاملا یهوییاومدتویذهنم..
اتاقكِزیرشیروونی.
از ریزجزئیات هم بخوام بگم.
پاماسیبدیده و منم بعدش از پلههای خونمون پرت شدم پایین. تقریبا همش از برنامههام عقبمیمونم. صبحای جمعه باید ساعت ۷صبح بیدار بشم. بدترین امتحانزبان و سختترین امتحانزبان عمرمو دادم. دلم بینهایت برای باشگاه و بچها تنگ شده. گلسگوشیموداغون کردم. سردردایوحشتناکوخوندماغای پشتسرهم. پیداکردن یه آبنباتقهوههای خیلی خفن. بیمارستان. تهران. گذروندن هفته تو خستهترینحالت. امتحانایپشتسرهم. گمکردنتسبیحقشنگم (: