اتاقكِزیرشیروونی.
-
بااینکه امروز بهبدترین شکلناامیدشدم ولی بعد مدتها اومدم پیش عزیزِقلبم (:
دلم میخواد جای یه نینیچندساله قراربگیرم و حساولین بار رو پاهام راهرفتن رو تجربه کنم.. کاملا یهوییاومدتویذهنم..
اتاقكِزیرشیروونی.
از ریزجزئیات هم بخوام بگم.
پاماسیبدیده و منم بعدش از پلههای خونمون پرت شدم پایین. تقریبا همش از برنامههام عقبمیمونم. صبحای جمعه باید ساعت ۷صبح بیدار بشم. بدترین امتحانزبان و سختترین امتحانزبان عمرمو دادم. دلم بینهایت برای باشگاه و بچها تنگ شده. گلسگوشیموداغون کردم. سردردایوحشتناکوخوندماغای پشتسرهم. پیداکردن یه آبنباتقهوههای خیلی خفن. بیمارستان. تهران. گذروندن هفته تو خستهترینحالت. امتحانایپشتسرهم. گمکردنتسبیحقشنگم (: