eitaa logo
اتاقك‌ِزیر‌شیروونی.
62 دنبال‌کننده
491 عکس
49 ویدیو
1 فایل
ستآ‌ره‌ای دور افتاده. ✰ 𝟤𝟣 : 𝟧𝟨
مشاهده در ایتا
دانلود
بعد از شهادت زهـرا، امشب علی اول بار است که پس از سال‌ها بالاخره لبخند زده. طفل قنداق‌پیچ را به آغوش کشیده؛ در گوشش اذان زمزمه کرده؛ گلویش را بوییده و بازوهایش را بوسیده. زنان بنی‌کلاب شنیده‌اند. آمده‌اند به خوش‌باش. آمده‌اند به دیدن طفل. به دست‌های سپید مرمرین‌اش که نقل گعده‌های قبیله شده. زنان بنی‌کلاب برایش بازوبند آورده‌اند. زنان بنی‌کلاب حسودند. از همان اول، چشم دیدن ام‌البنین را در بیت علی نداشتند. حالا او برای علی، شیرپسری زیبا و سیاه‌چشم آورده. ماه کامل انگار. درخشان. کشیده ابرو. سرخ‌ گونه. زنان بنی‌کلاب پچ‌پچ میکنند. ام‌البنین بی‌اهمیت، میخندد. رسم عرب است که دست‌های نوزاد را حنا بگذارند. برای امان از گرمای بادیه. گذاشته‌اند. دست‌های پسرک سرخ سرخ است. سرخ حنا. دست‌های پسرک خضاب شده. زنان بنی‌کلاب شورچشم‌اند. پچ‌پچه میکنند و ‌به‌ گوشه چشم نگاهش میکنند و زیرلب، وردهای تاریک می‌‌پراکنند. دیدی چه دست‌های سرخی داشت. دیدی چه گلوی برف‌گونه‌ای. بازوان علی بود گویی. چشم‌های ابوطالب انگار. زنان بنی‌کلاب می‌روند. پسر می‌زایند. یک به یک. پشت به پشت. به بغض علی. به حسادت عباس. پسران قد کشیدند و مرد شدند. لشکری شدند. لشکر بزرگ قبیله. به عراق رفتند. آخرالامر مردی از همین بنی کلاب در عراق، راه آب به عباس بست. شمر نام. گفت که به گلویش آب نرسد. گفت که چشمان سیاهش تاریک شود. گفت که بازوهای مرمرین‌اش را بیاورید که سال‌ها فخر طایفه ماست. پسرک حالا کنار شط افتاد. پسران زنان بنی‌کلاب بالای سرش پچ‌پچه میکنند. چه گلوی برف‌گونه‌ای. چه دستان سرخ خضاب شده‌ای... «مهدی مولایی» https://eitaa.com/m_molaie110
کلِ‌اینجا شد پیام فورواردی. وای.
من بهت هیچی نگفتم ولی رفتم باشگاه و حرصم و روی توپ‌خالی کردم.
دارم بدترین روزامو هم‌ از لحاظ روحی‌روانی و هم از لحاظ جسمی‌ میگذرونم. داغون‌ترینم اینروزا..
ای بغض‌فرو‌خفته مرا مرد نگه‌دار ؛ تا دستِ‌خداحافظی‌اش را بفشارم (:
به قول اهل سخن شاعری زبان‌زدم اما، همیشه پیش تو لکنت گرفته‌است زبانم.
لطفا برای یکی از عزیزانم که روی تخت‌بیمارستانه.. دعا کنید (: خیلی‌محتاجیم..
هدایت شده از روحِ‌من-
دله دیگه ، یهو با کوچیکترین حرف مچاله میشه .
_نماهنگ آخرین بار.mp3
زمان: حجم: 2.5M
خوب می‌خوام نگات کنم، گریه‌م نمیزاره (:
نمیدونم‌چجوری توضیحش بدم اما من بابت هر یه‌نمره‌ی کم یا بدی که میگیرم بیشتر از خودم متنفر میشم‌.