eitaa logo
اتاقك‌ِزیر‌شیروونی.
65 دنبال‌کننده
488 عکس
48 ویدیو
1 فایل
ستآ‌ره‌ای دور افتاده. ✰ 𝟤𝟣 : 𝟧𝟨
مشاهده در ایتا
دانلود
اتاقك‌ِزیر‌شیروونی.
صدام‌ هنوز نگرفته ! هنوزم مثل قدیم بلدم محکم حرف بزنم، بلدم یه‌جوری آدما رو نگاه کنم که دست‌و‌پاشونو گم کنن و به خودشون شَك کنن، می‌تونم تو چشمات زُل بزنم و یه پوزخند کشنده بزارم رو لبم، تو صورتت داد بزنم که عاشقت نیستم اما یه‌جایی کنج وجودم اعتراف کنم که با تماشا کردنت از این رو به اون رو می‌شم؛ هرلحظه بیشتر عاشقت می‌شم .. خنده‌هاتو آویزون کنم از در و دیوار قلبم، فقط به‌خاطر اینکه بتونم چندروز بیشتر پابندش کنم. باورم ندارن، می‌گن آسمون ریسمون می‌بافم. مسخره نیست؟! اینکه من به آسمون، ریسمون بافتم و بازم تورو ندارم (: هرشب با خودم می‌گم این‌‌بار که چشمامو ببندم و بازشون کنم دیگه رفتی؛ اما تو همیشه سخت‌جون‌تر از این حرفا بودی! بیا اصن واسه یه‌بارم که شده به حرفم گوش بده بعد برو‌. من به جایِ جفتمون جواب پس‌ می‌دم، جایِ جفتمون از دنیا برایِ چیزایی که تا آخرین لحظه اونی که باید، نشدن، انتقام می‌گیرم. بزار جنون برای من بمونه، رهاییش مالِ‌تو باشـه. سوزش‌گلوش مال‌من باشه، مستیِ‌آخر‌شبش‌ براتو.. بزار هرچی سیاهیه این‌وسط برا من بمونه، غمش، تا ابد فراموش نـکردنش، دیگه مثل دفعه‌اول عاشق نشدنش.. چون مَــن دیگه تهِ‌خط نیستـم؛ انقدر رفتم که از اون سر خط سقوط کردم. بهت می‌گم برو چون دفعه‌اولی که بغلت کردم چیزی رو تویِ‌تو دیدم که الان خیلی وقته دیگه نمی‌بینمش (: چیه؟! فکر کردی چون درد رو از هر طرف بخونی درد ــه، چون فقط ســه‌حرفه حرفی برای گفتن نداره؟! فکرکردی نمی‌دونم حتی این کلمه‌ها هم دیگـه پام واینمیستن؟! فکرکردی نمی‌دونم طنابِ پاره‌شده‌رو از هر وری گره بزنم باز یجا دیگه‌ـش پاره می‌شه؟! همیشه می‌دونستــم؛ اما این سری دیگه می‌خوام سَری که درد نمی‌کنه رو یه‌جوری با دستمال ببندم که از درد منفجر شــه. می‌خوام دستاتو محکم بگیرم، بهت بگم ویرونه‌ای که داری جلوت می‌بینی از اولم یه ویرونه بوده، بگم هنوزم وقتی دستامو مُشت می‌کنم درد ذره‌ذره جوونه می‌زنه تویِ جونم، درست مثلِ اون جرقه‌ای که اولین‌بار با دیدنت تو وجودم حس کردم! اون حسِ‌عجیب تویِ‌رگهام موقعی که صداتو می‌شنیدم. دیگه حتی مطمئن نیستم که به عاشقت بودن عادت کرده بودم یا نه، مطمئن نیستم تعریفمون از عشق یکی بوده یا نه، فقط می‌دونم حالم از این تصویری که ساختم بهم می‌خوره.. اینکه از دور مثل یه‌خانواده خوشبختیم که عصرِ‌روز تعطیل‌ـشونو کنار هم می‌گذرونن اما نزدیك‌تر که بری می‌فهمی چایی‌شون خیلی‌وقته از دَم افتاده! مثلِ حرفای‌من، که از کُنج دهنم لیز می‌خورن و پخش‌زمین می‌شن‌. اگه یه‌روزی نگاهت اُفتاد بهم اَخم کــن؛ بگو چهره شما یکم برایِ‌من آشناست، بعد من لبخند می‌زنم می‌گم ممکنه قبلا یه‌جایی دیده‌باشیم چـون من نویسنــده‌م. بعد اخماتو یکم وا کـن، سَر تکون بده، پشتتو بکن به من و برو. برو و بدون به‌اندازه معصومیت نگاه‌ت وقتی قدماتـو عقب‌عقب بر می‌دآری، می‌پرسـتـمت؛ *‌ ‌ هیچ‌جمله‌ای نمی‌تونه تهِ این داستان بشه اما بزار همون‌جوری که از خودت یاد گرفتم غصه رو‌ با قــاف بنویسم شاید خوابم ببره. /
تو برام یه کتابِ‌غمگینی که صدبار خوندمش، شاید عوض شه آخرش (:
اسکورپیو حتی از روابط و احساسات سطحی هم خوشش نمیاد.
یه تیکه از آسمـونـم تو چشمـات بود. /
غُصه‌ای که منو نکشه درد می‌شه‌ میره‌ تو گوشام، صدایِ‌سوت می‌شه میره تو سرم، تیر می‌شه میره تو قلبم، لرز می‌شه میره تو پاهام، سوز می‌شه میره تو معده‌م، درد میشه میره تو شونه‌م.
سلام به تهران فصل جدیدِ‌زندگیم، سلام به آزاادی، سلاام به زندگیی.😭 وای خوشحالم.
سیب‌زمینی سرخ‌کرده با دیپ‌پنیر می‌خوام؛ لطفا رسیدگی بشه.