هدایت شده از اتاقكِزیرشیروونی.
____ __ _ اگه با آدمها مهربون بودم، این ضعف من نبود، بلکه همیشه این حس رو بهم میداد که منیک انسانم ُانسانیت بخشی از منه.
ولی زمان گذشت و متوجه شدم خوب بودن باهرکسی نمیتونه برات عزت ُاحترام بیاره، بلکه بی ارزش میشی و خوبیهات برای هرکسی هدر میره. یه جاهایی این موضوع به خودمم آسیب رسوند!
حتی شاید باعث سوءتفاهم هایی هم شد، ولی من به این درک رسیدم که از یهجایی به بعد دیگه لازمنیست انسانیتم رو به همه نشون بدم تا مبادا چیزی از سمت من احساساتشون رو اذیت کنه!
راستش دیگه وقت اهمیت دادن به هرکسی یا هرچیزی رو ندارم..
هدایت شده از اتاقكِزیرشیروونی.
روزی تعریف خواهم کرد
این روز ها چقدر خسته بودم
و چقدر دوام آوردم .