eitaa logo
اندیشه دختران بفروئیه
530 دنبال‌کننده
934 عکس
208 ویدیو
9 فایل
دختران عزیز بفروئیه می تونند جهت عضویت در تیم اندیشه دختران بفروئیه به ای دی زیر پیام دهند ارتباط با ادمین کانال @Adminandishe27 @admin_adbafroo
مشاهده در ایتا
دانلود
بعضی موفقیتا فقط یه «قبولی» نیستن؛ یه جور اثباتن که وقتی بخوای، می‌تونی! 🔥 محمد مرشدی عزیز قبولی تو در آزمون تیزهوشان (سمپاد) مبارک! 🎉🧠 این نتیجه‌ی تلاش، تمرکز و کم نیاوردنه؛ و البته... این تازه اولشه! 😎 امیدواریم سمپاد برات شروع یه مسیر پر از اتفاقای خوب، تجربه‌های خفن و موفقیت‌های بزرگ‌تر باشه. محمد جان، بدرخش که بفروئیه بهت افتخار می‌کنه! 💙✨ 🌀 تیم اندیشه دختران بفروئیه 🆔 @adbafroo
یه موفقیت قشنگ برای یه دختر پرتلاش ✨ ریحانه‌سادات موسوی بفروئی عزیز 🌱 بعضی خبرها واقعاً ارزش خوشحال شدن دارن؛ مثل وقتی یکی از بچه‌های همین شهر، با تلاش خودش یه قدم بزرگ برای آینده‌اش برمی‌داره. 💫 قبولی تو در آزمون تیزهوشان (سمپاد) مبارک! 🧠🎉 ریحانه جان، این قبولی فقط نتیجه‌ی یه آزمون نیست؛ پشتش کلی تلاش، تمرکز، شب‌های درس خوندن و البته کم نیاوردنه! 🔥 حالا وقتشه بری برای مرحله‌های بعدی؛ بزرگ‌تر فکر کنی، بیشتر یاد بگیری و هر روز یه قدم به رؤیاهات نزدیک‌تر بشی. این تازه اولشه دختر! 🚀 بدرخش که بفروئیه بهت افتخار می‌کنه. 💙✨ 🌀 تیم اندیشه دختران بفروئیه 🆔 @adbafroo
🏺 یک اتفاق تازه در راه است... از دلِ بافت تاریخی بفروئیه، از کنار بادگیرهای قدیمی و در میان قصه‌هایی که نسل به نسل به ما رسیده‌اند... این‌بار قرار است نسل جوان بفروئیه، یکی از کهن‌ترین روایت‌های این سرزمین را دوباره به زبان بیاورد؛ شاهنامه‌خوانی... فعلاً برای گفتنِ همه‌چیز زود است؛ اما همین‌قدر بدانید: بزودی خبرهایی در راه است... ✨ بفروئیه، هنوز قصه‌هایی برای گفتن دارد. تیم اندیشه دختران بفروئیه 🆔 @adbafroo
از «سپاس صبحگاهی» تا «نقد شبانه» / نقد عملکرد پنج ساله شورای شهر بفروئیه از زبان سخنگوی شورا پنج سال از روزی که با اعتماد شما راهی شورای شهر شدیم. در این سال‌ها کارهایی کردیم که به آنها افتخار می‌کنیم؛ اما حتماً کارهایی هم بوده که می‌توانستیم بهتر انجام دهیم، وعده‌هایی که شاید فراموش شدند و جاهایی که از شما فاصله گرفتیم. این بار تصمیم گرفتیم به جای یک گزارش معمولی، اول خودمان را نقد کنیم. از رسانه‌ای که نتوانستیم برای بفروئیه بسازیم، از موتابی که هنوز به جایگاه اقتصادی شایسته‌ای و برندینگ شهری نرسیده، از بافت تاریخی‌ای که مرمت شد اما هنوز آن‌طور که باید زندگی در آن جاری نشده، و از نگاهی که شاید بیش از اندازه «سیمانی» بود و کمتر به «حال آدم‌های شهر» پرداخت. این نوشته قرار نیست دفاع از عملکرد شورا باشد؛ قرار است آغاز یک گفت‌وگو باشد. حالا نوبت شماست. اگر در این پنج سال جای چیزی را خالی دیدید، اگر وعده‌ای فراموش شد، اگر جایی کم گذاشتیم یا اگر برای ادامه مسیر پیشنهادی دارید، برایمان بنویسید. این بار از ما تعریف نکنید؛ اگر جایی کم گذاشتیم، بگویید کجا. قطعا شنیدن نقدهای شما، بهترین آغاز برای سال ششم شورای ششم باشد. 🌱 برای خواندن متن کامل این نقد اینجا کلیک کنید. 📅 چهارشنبه 21 مردادماه 1405 🇮🇷 @sepasbafroo
🌿 از دعای مادر تا نوای فرزندان / گفت‌وگویی با حاجیه زهرا بیگم موسوی بفروئی گاهی برای شناختن یک خانواده، کافی است پای صحبت یک مادر بنشینیم؛ مادری که سال‌ها شاهد رشد فرزندانش بوده و حالا خاطراتش، بخشی از قصه‌ی یک نسل را برای ما روایت می‌کند. این بار زینب خوش‌نظر و فائزه معینی‌فر، دو دختر نوجوان بفروئیه‌ای، مهمان خانه‌ی حاجیه زهرا بیگم موسوی بفروئی شدند و پای خاطرات مادری نشستند که پنج فرزندش در مسیر مداحی اهل بیت قدم گذاشته‌اند و فرزندان دیگرش نیز هر کدام به شیوه‌ای در این مسیر خدمت کرده‌اند. از روزهایی که بچه‌ها زیر کرسی، میان مشق و زندگی، مداحی می‌کردند تا دعاهای هر روز صبح یک مادر برای عاقبت‌به‌خیری فرزندانش... این روایت فقط درباره مداحی نیست؛ روایت مادری، ایمان، خانواده و خاطراتی است که اگر ثبت نشوند، شاید با گذشت زمان آرام‌آرام از یاد بروند. 📖 برای خواندن متن کامل مصاحبه اینجا کلیک کنید... مصاحبه‌کنندگان: زینب خوش‌نظر و فائزه معینی‌فر نویسنده: زینب خوش‌نظر 🌀 تیم اندیشه دختران بفروئیه 🆔 @adbafroo
اندیشه دختران بفروئیه
🌿 از دعای مادر تا نوای فرزندان / گفت‌وگویی با حاجیه زهرا بیگم موسوی بفروئی گاهی برای شناختن یک خانو
صدای یک مادر، خاطره‌ی یک خانه گفت‌وگویی با حاجیه زهرا بیگم موسوی بفروئی بعضی خاطره‌ها را باید از زبان آدم‌هایی شنید که سال‌ها آنها را زندگی کرده‌اند؛ خاطراتی که شاید در هیچ کتابی نوشته نشده باشند، اما بخشی از هویت و گذشته یک شهر هستند. این بار، دو دختر از تیم اندیشه دختران بفروئیه، زینب خوش‌نظر و فائزه معینی‌فر، پای صحبت‌های حاجیه زهرا بیگم موسوی بفروئی نشسته‌اند؛ مادری که هشت فرزند دارد و پنج نفر از فرزندانش در مسیر مداحی اهل‌بیت(ع) قدم گذاشته‌اند و دیگر فرزندانش نیز هر کدام به شیوه‌ای در این مسیر خدمت کرده‌اند. آنچه می‌خوانید، بخشی از خاطرات این مادر از خانه‌ای است که سال‌ها صدای خنده فرزندان و نوای مداحی در آن با هم آمیخته بوده است. 🔶 از همان روزهایی که بچه‌ها شروع به خواندن کردند... «اول از همه با نام و یاد خدا سخنانم را شروع می‌کنم. یکی از دلپذیرترین لحظه‌های زندگی‌ام زمانی بود که فرزندانم کم‌کم و یکی‌یکی، به لطف و مرحمت خدا، شروع به خواندن و مداحی کردند. هر بار که صدای یکی از آنها را می‌شنیدم، خیلی خوشحال می‌شدم و از خدا ممنون بودم که این نعمت بزرگ را به من داده است. آن لحظه‌ها را هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنم. من همیشه دوست داشتم فرزندانم در راه قرآن و اهل‌بیت(ع) خدمت کنند، اما هیچ‌وقت توقع نداشتم که حتماً این مسیر را انتخاب کنند. با این حال، خدا صدایم را شنید و پنج نفر از فرزندانم مداح شدند و فرزند دیگری حافظ و قاری قرآن . دو فرزند دیگرم هم هر کدام به شکلی در راه‌های دیگری به اهل‌بیت(ع) خدمت می‌کنند و هر کدام سهمی در این مسیر دارند. البته تعدادی از نوه‌‌هایم هم افتخار ذاکری اهل‌بیت(ع) را دارند. خودم در یک خانواده مذهبی بزرگ شدم و شاید همین باعث شد عشق به قرآن و ائمه(ع) در دل بچه‌هایم هم پرورش پیدا کند و آنها به لطف خدا این راه را ادامه بدهند.» 🔷 هشت فرزند و خاطراتی که هر کدام بخشی از زندگی من‌اند «فرزندانم سید مجتبی، سید مصطفی، سید مرتضی، سید ماشاءالله ، سید یاسر، سید میثم، تاج‌بیگم و اعظم سادات، هر کدام به شکلی برایم خاطره‌ای از این مسیر ساخته‌اند. همسرم، مرحوم حاج سیدمحمد موسوی هم تقریباً ۱۸ سال برای هیئت فاطمیه بفروئیه نوکری و خدمت کردند و پسرانم هم سالیان متمادی در این هیئت نوکری و ذاکری کردند.» 🔶 عشق، استعداد و اولین قدم‌ها «چیزی که فکر می‌کنم بین همه بچه‌ها مشترک بود، عشقشان به قرآن و ائمه(ع) بویژه امام حسین(ع) بود. در کنار این علاقه، استعداد هم داشتند و همین استعداد به آنها اعتماد به‌نفس داد تا بتوانند این راه را ادامه دهند. خدا را شاکرم که هیچ‌وقت پیش نیامده یکی از بچه‌ها از مداحی خسته شود یا بخواهد این مسیر را کنار بگذارد. برعکس، آن‌قدر برای خواندن ذوق داشتند که حتی در زمستان، وقتی هوا سرد می‌شد، برایشان کرسی می‌گذاشتم؛ زیر کرسی می‌نشستند، هم مشق می‌نوشتند و هم مداحی می‌کردند. این علاقه از همان سال‌های کودکی در آنها بود.» 🔷 در خانه ما هم خنده بود، هم نوای مداحی «در خانه ما هم صدای خنده بوده و هم نوای مداحی. هر دو به یک اندازه در زندگی‌مان حضور داشته‌اند. هم پای مداحی‌های فرزندانم گریه و زاری می‌کردم و هم با خنده‌های نوه‌های گلم دلم شاد می‌شد. به عقیده من، قبل از اینکه یک مداح صدای خوبی داشته باشد، باید نیت پاک و قلب و دل صافی داشته باشد. فکر می‌کنم همین ویژگی در خودم و بچه‌هایم باعث شد که وارد این مسیر شوند. از خدا بابت فرزندانم، عروس و داماد و نوه‌های گلی که به من داده، ممنونم.» 🔶 اگر حضرت زهرا(س) مهمان خانه‌ام بودند... «اگر امروز حضرت زهرا(س) مهمان خانه‌ام بودند، دوست داشتم فرزندانم برای مادرشان، بانوی دو عالم حضرت فاطمه‌زهرا(س) روضه بخوانند.. اولین فرزندی که با مداحی‌اش من را شگفت‌زده کرد، سید مصطفی بود. وقتی برای اولین بار خواند، خیلی خوشحال شدم و خدا را شکر کردم. بعد از آن هم همیشه قدردان معلم‌هایشان بودم که فرزندانم را تشویق و راهنمایی کردند.» 🔷 دعای یک مادر «من همیشه سر نماز صبح برای بچه‌هایم دعا می‌کنم و از خدا می‌خواهم نگه‌دار فرزندان و عزیزانم باشد. بعد از آن، ظهور امام زمان(عج) را از خدا می‌خواهم و برای همه دعا می‌کنم؛ به‌خصوص برای عاقبت‌به‌خیری جوان‌ها. همیشه هم با خودم می‌گویم: خدایا، به امید تو، نه به امید خلق تو. امیدم همیشه به خود خدا بوده و هست و از او می‌خواهم عاقبت همه فرزندانم را به خیر کند.» 🔶 روایتی که نباید فراموش شود شاید سال‌ها بعد، بسیاری از جزئیات این روزها از یاد برود؛ اما برای یک مادر، بعضی صداها هیچ‌وقت قدیمی نمی‌شوند. صدای فرزندانی که روزی زیر کرسی، میان مشق و زندگی روزمره، مداحی می‌کردند؛ صدایی که برای مادرشان فقط یک نوای مذهبی نبود، بلکه بخشی از خاطرات یک عمر زندگی بود. گفت‌وگو و مصاحبه: زینب خوش‌نظر و فائزه معینی‌فر نویسنده: زینب خوش‌نظر 🆔 @adbafroo
🎉 افتخاری دیگر برای آینده‌سازان شهرمان قبولی ارزشمند سید هادی موسوی بفروئی در آزمون مدارس استعدادهای درخشان (سمپاد) را صمیمانه تبریک عرض می‌کنیم. 🌹 این موفقیت، نتیجه تلاش، پشتکار، هوش و حمایت خانواده گرامی ایشان است. 🌟 برای سید هادی عزیز آرزوی موفقیت‌های روزافزون و فتح قله‌های بلند علم و افتخار را داریم. 🌀 تیم اندیشه دختران بفروئیه 🆔 @adbafroo
🌅 سپاس صبحگاهی بفروئیه شماره هفدهم | به مناسبت تولد دو سالگی تیم اندیشه دختران بفروئیه و هفته تشکل ها و مشارکت اجتماعی دو سال پیش، چند دختر نوجوان با یه ایده ساده شروع کردن؛ عکس، مصاحبه و روایت بفروئیه... 📸✨ ولی داستان همین‌جا تموم نشد؛ کم‌کم جسارتشون بیشتر شد، ایده‌هاشون بزرگ‌تر و وایب کار کاملاً عوض شد! 💜 برای من، جلسات تیم اندیشه همیشه پر از انرژی، ایده و گفت‌وگوی یه نسل تازه بوده؛ نسلی که فقط نمی‌خواد تماشاگر شهرش باشه، می‌خواد تو ساختنش سهم داشته باشه. 🌱 و این سپاس، تقدیم شما دخترانی که ایده دارید، جسارت دارید و دلتون برای بفروئیه می‌تپه. ❤️ دختر بفروئیه؛ فاز بعدی رو با هم بسازیم! 🚀 برای خواندن سپاس صبحگاهی امروز چهارشنبه 28 مردادماه 1405 اینجا کلیک کنید. 🇮🇷 @sepasbafroo
🌅 سپاس صبحگاهی بفروئیه شماره 17 || از چند عکس و مصاحبه تا یک رؤیای ملی برای بفروئیه دو سال پیش که «تیم اندیشه دختران بفروئیه» شکل گرفت، شاید کمتر کسی فکر می‌کرد این جمع کوچک دخترانه قرار است به کجا برسد. شروعش خیلی ساده بود؛ چند دختر نوجوان که می‌خواستند درباره شهرشان بدانند، عکس بگیرند، مصاحبه کنند و روایت کنند. اما آرام‌آرام یک اتفاق مهم افتاد؛ جسارتشان بیشتر شد. از «ثبت کردن» رسیدند به «ایده دادن»؛ از دنبال کردن برنامه‌های شهر رسیدند به خلق کردن و از اینکه فقط بخواهند گوشه‌ای از یک اتفاق باشند، رسیدند به اینکه خودشان برای بفروئیه یک اتفاق بسازند. حالا همان دخترانی که روزی با یک دوربین و چند سؤال سراغ آدم‌های شهر می‌رفتند، درباره برگزاری یک رویداد ملی برای بفروئیه ایده می‌دهند. این یعنی ببین کجا بودند و حالا کجا ایستاده‌اند! برای من، جلسات این تیم همیشه بیشتر از یک جلسه معمولی بود. گفت‌وگو با دخترانی که شاید در نگاه اول فقط چند نوجوان باشند، اما وقتی فرصت حرف زدن پیدا می‌کنند، ایده، دغدغه و نگاه تازه‌ای برای شهرشان دارند، واقعاً ارزشمند است. گاهی در همین جلسات، وایب کار عوض می‌شد! از یک گفت‌وگوی ساده می‌رسیدیم به یک ایده تازه؛ از «نمی‌شه» به «چرا که نه؟» و از یک فکر کوچک به رؤیایی که حتی می‌تواند ملی شود. به نظرم یکی از اتفاق‌های قشنگ این دو سال همین بود: این دختران کم‌کم خودشان را باور کردند و شهری مثل بفروئیه، بیش از هر چیز به همین نیاز دارد؛ به نسلی که فقط درباره شهرش حرف نزند، بلکه برایش ایده داشته باشد، جسارت کند و پای ایده‌اش بایستد. امروز، در دومین سالگرد تشکیل تیم اندیشه دختران بفروئیه، حرف من فقط یک تبریک نیست؛ دختران بفروئیه، اگر ایده‌ای برای شهر دارید، جایتان در این مسیر خالی است. شاید هنوز بهترین ایده بفروئیه را یکی از شما در ذهنش داشته باشد... پس بیایید فاز بعدی را خودمان شروع کنیم. 🌱 و این سپاس، تقدیم شما دخترانی که از یک عکس و یک مصاحبه شروع کردید، جسارت پیدا کردید، ایده دادید و حالا برای بفروئیه رؤیاهای بزرگ‌تری در سر دارید؛ به امید روزی که بفروئیه، بیشتر از همیشه صدای شما را بشنود.🌱 ✨ روایتی از: ابوالفضل برزگر بفروئی 🇮🇷 @sepasbafroo
پیام سرکار خانم عابدینی مدیر محترم آموزشگاه متوسطه حکمت بفروئیه به دختران تیم اندیشه دختران بفروئیه 👇👇👇👇 سلام و درود موفقیت در آرزوها، نسبت مستقیم با قدرت اراده ما دارد اراده قابل تقدیر شما دختران عزیزم موفقیت تان را تضمین کرد. موفق کسی است که با آجر هایی که به سمتش پرتاب می شود بنایی محکم بسازد. دختران گلم ! بدانید که هیچ آسانسوری برای موفقیت وجود ندارد باید پله ها را یکی یکی بالا بروی هر دفعه که گزارش یا مصاحبه ای از طرف شما ارسال می شود با شوق و مسرت چندین بار مرور می کنم و به شما افتخار می کنم بی شک موفقیت های بسیار بیشتری منتظر شماست وعشق و حمایت ما همیشه همراه شما … دوستتان دارم ❤️❤️❤️ 🇮🇷 @sepasbafroo
🌅 سپاس صبحگاهی بفروئیه شماره هجدهم || پرنسا مصطفایی بفروئی امروز جمعه، «سپاس صبحگاهی» متفاوتی داریم. به تماشای ویدئوی ۱۵۵ ثانیه‌ای «پرنسا مصطفایی» بنشینید تا ببینید چگونه یک دختربچه‌ی ۴ ساله، با جان و دل، شاهنامه می‌خواند. 🇮🇷 خانواده‌های بفروئیه! وقتی پرنسا با آن زبان شیرینش می‌گوید «چو ایران نباشد تن من مباد🇮🇷🇮🇷»، یعنی بذر عشق به وطن در همین کودکی در وجودش کاشته شده است. همراهان عزیز، این ویدئو و این متن سپاس، تقدیم به این عزیز هنرمند و خانواده‌ی گرامی‌اش که چراغ فرهنگ را روشن نگه داشته‌اند. خاطره‌ای از شاهنامه‌خوانی یا دلبستگی به زبان فارسی در خانه‌تان دارید؟ برایمان ارسال نمایید. 👇 @abolfazlbarzegar برای خواندن متن کامل سپاس صبحگاهی مهردخت پرنسا مصطفایی بفروئی اینجا کلیک کنید. 📆 جمعه ۳۰ مرداد ماه ۱۴۰۵ 🇮🇷 @sepasbafroo