💡خون های غزه به گردن کیست؟
✍
مهدی افراز🔸جنگ دومِ جهانی، مدرسه است. یکی از درس هایش نفی مدخلیت عددِ کشته ها در تعیینِ طرف پیروز است. ثبت بیش از ۶۰ میلیون کشته از متفقین به عنوان فاتحان در برابر ۱۲ میلیون کشته از متحدین به عنوان بازندگان، کافی است تا برای همیشه بدانیم بحث از تعیین طرفین غالب و مغلوب و پرسش از پیروز کیست؟، با حساب و کتابِ تعداد کشته ها و مقایسه آن ها، تا چه حد لغو است. اما... 🔹از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ تا ۱۹ ژانویه ۲۰۲۵ را با چه شمارش کنیم؟! یک سال؟ ۱۵ ماه؟ ۴۷۰ روز؟ ۱۱ هزار ساعت؟ ۶۷۰ هزار دقیقه؟ بی تردید منصفانه ترین روش برای مرور این ایام، ثانیه هاست. ۴۰ میلیون لحظه... در لحظه به لحظه این ایام، در این ۴۰ میلیون مرتبه، خون های مقدس و معصومی ریخته شد که هرکدامش قرار و استقرار را از انسان می رباید. فارغ از تلاش برای اثباتِ وجه انتصاری آن، باید روشن شود که این خون ها به گردن کیست؟! 🔸می توانیم با یک فُرم حماسی و غرور آفرین القا کنیم که دستاوردهای طوفانِ مردم غزه آنقدر عظیم است که ارزش اش را داشت که برای خلق آن بیش از این هم در پیشگاه تاریخ و بشریت، قربانی داشته باشیم... می توانیم با یک خشم تمدنی، جنون تکنولوژیک و انحطاط ایدئولوژیک غرب را قاتل مباشر هزاران زن و کودک غزاوی بدانیم و منطق بچینیم که ذبح جمعی ۵۰ هزار انسان هزینه ای بود تا خبر فروپاشی نظام ارزشی مدرن را به گوش همگان برساند... می توانیم با زنده کردن عقده های فروخفته از مردان جمهوری اسلامی، به مداخلات دائمی آن ها به عنوان مشارکت کنندگان در این پرونده ضریب بدهیم و آن ها را به جرم کارکِشی نیابتی، در تصویر ذهنی خود محاکمه و تیرباران نماییم... می توانیم ساده تر و سیاسی تر هم باشیم و همه لعن ها و نفرین های خود را به تیم نابکار و جنایتکار فعلی، پروتکل های دانشوران صهیون و الهیاتی چون برخیز اول تو بکش، نثار کنیم. 🔹اما می توانیم کمی از قتلگاه غزه بیشتر فاصله بگیریم و بیابیم که زمینه سازان اصلی این فاجعه، دقیقا همان ها هستند که امروز نیستند... همان ها که در گفتگوهای راجرز به رژیم آموختند پیش پای ما جز مقاومت مسیری دیگری هم هست و برای انتخاب آن نیاز داریم تا کمی بیشتر کشته شویم... همان ها که در کمپ دیوید، جنگنده ها را بد عادت کردند که اگر هدفمندتر رهاکنی زودتر پسرعمو بودنمان را به یاد خواهیم آورد... همان ها که در اسلو روی کاغذ نوشتند که غده شما چندان هم سرطانی نیست و بدهید ما هم از آن به صورتِ خودگردان بمکیم... همان ها که در مادرید، گرا دادند که انتفاضه چی ها اقلیتی تندور هستند که باید برای حذفشان در انتخابات ها از ما حمایت شود... همان ها که در نیویورک شاخه زیتون به دست گرفتند و دست سنوارها، حمدان ها و عایش ها را برای یک تاریخ از سلاح خالی کردند... 🔸مصیبت های امروز غزه ریشه در سازش های دیروز دارد، خون ده ها هزار مؤمن که حتی مجال بر زمین ریختن هم نیافت و بر سقف ها و دیوارها پاشیده شد به گردنِ وادادگان در نسل های قبلی فلسطینی است. کسانی که در همه دادگاه های ذهنی امروز غایب هستند. اگر امروز انسان فلسطینی مافوق تصور ایستاده و بی محابا هزینه می دهد، دلیلش این آگاهی تاریخی است که برای او سراب مذاکره و سازش به انتهای خط رسیده و برای انفتاحی دیگر باید هزینه های تحمیلی همان مسیر را قبل از آن که عمیق تر و سنگین تر شود پرداخت نماید. @afrazmahdi
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🔸هویت هر شهر تابع سه مؤلفه کارکردی، ارتباطی و نمادین است. شهر مقدس قم از هر سه جهت در معرض دگرگونی هویتی شدید قرار گرفته است.
🔹سال ۱۴۰۲ پژوهشی با مشارکت ۳۰۰ شهروند قمی با عنوان "گونه های هویت شهری قم" صورت گرفت. در نقشه های ادراکی این شهروندان، کافه ها پس از حرم مطهر، مسجد جمکران، مجموعه سرای ایرانی و کوه خضر نبی در رتبه پنجمین نمادهای بصری پرتکرار قرار گرفته اند.
🔸در قم امروز، کافه صرفاً خلوت گاهی برای یک روزمرگی شبه مدرن نیست، "کافه" مهم ترین "گره ارتباطی" برای بازتولیدِ انقطاعِ هویتی در چرخه تعاملی شهروندان است. "کافه" در حال عملگری به عنوان پیشران انتقال هویت شهری قم از شهر زیارتی، شهر علم دینی و شهر مقدّس به یک شهر مصرفی است.
@afrazmahdi
💡چرا جمهوری اسلامی آلترناتیو ندارد؟
✍مهدی افراز
🔸آلترناتیو شخص نیست. ایده ای بنیادین برای تغییر است که مورد سرکوب واقع شده است. آلترناتیو راهکار آزموده نشده و میدان ندیده ای است که در عین برخورداری از سرمایه اجتماعی، می تواند تضمینی برای عبور از وضعیت موجود باشد. پس از گذشت ۴۶ سال، عدم بروز جایگزین به مهم ترین چالش برای معارضین جمهوری اسلامی مبدّل شده است.
🔹تضاد پارادایمی و ناسازگاری سیاسی جمهوری اسلامی با دو جریان رسمی امروز یعنی؛ سرمایه داری و مدرنیسم، می توانست مستعدترین زمینه برای ظهور فوری و بی دردسر گزینه های بدیل در نهاد علم و جامعه باشد. اما هرچه از ماه ها و سال های ابتدایی انقلاب گذشته، جستجو برای یافتن جانشین آن بیشتر به بن بست کشیده شده است.
🔸جمهوری اسلامی معدل فرهنگی - فکری، جامعه ایران است. همه دارایی ها و کاستی های ملت ایران، بروزش در پهنه مدیریتی کشور اعم از سیاست ها و مدیریت ها انعکاس دارد. جمهوری اسلامی در لحظه تأسیس خود، در میانه دو وضعیت انحصارگرایانه یعنی استبداد و استعمار بنیان گذاری شد و با دانش اندوزی از مقطع مشروطیت و ملی شدن نفت، بنای وجودی خود را در واگذاری حداکثری امور به اراده های عمومی و قدرت های داخلی قرار داد و هویت این نظام، با تسهیم و میدان دادن به همه ایده های کلانِ داخلی معنادار شد.
🔹بخش مهمی از روندهای زیگزاکی و چرخه های درجا زننده امروز محصولِ همین رویکرد ضد انحصارگرایانه جمهوری اسلامی است. شاید دیگران شاخص هایی را برای کارآمدی و افق هایی را برای موفقیت در نظر گرفته اند اما انقلاب، بزرگترین دستاورد خود را نگهداشتِ ایران در همین بستر می داند و دستیابی به آرمان های دیگر همچون عدالت، آزادی و پیشرفت را بیرون از مسیر مردم سالاری نه دنبال می کند و نه اساساً ممکن می پندارد.
🔸آلترناتیو نداشتن به معنای مخالف یا معارض نداشتن نیست بلکه برآمده از فقدان ایده معارض است. مساله آتوریته یا رهبری شخصی نیست مساله جریان کلانی است که در عرض ایده جمهوری اسلامی حرف قابل توجهی برای امروز ایران داشته باشد.
🔹جمهوری اسلامی آلترناتیو ندارد چون همه اراده های ممکن برای تغییر ایران، در آن مشارکت داشته اند. جریانی می تواند در نقش بدیل ظاهر شود که در جامعه امروز موجود و در حاکمیت مفقود باشد، در شرایطی که هیچ جریان و ایده قابل اعتنایی بیرون از دایره حاکمیت باقی نمانده است. عمده کلنی های خلّاق از راست ترین تا چپ ترین و از اسلام گرا ترین تا غرب گراترین در عرصه های اداره پسا انقلاب، تجریه زیسته داشته و رویکردهای متضاد خود را هم به جامعه ارائه کرده و هم در موقعیت اجرا به کار بسته اند. چرخش های معنادار در نظام مسائل اجرایی کشور در یکسال گذشته نمونه عینی از همین رویکرد است.
🔸تحمل این وضعیت از کشورداری برای بسیاری ناگوار و به سان یک تراژدی در عقلانیت اداره محسوب می شود. در حالی که تعیّن این رویکرد در قانون اساسی، سیاست های کلی و رفتارهای عاقله نظام، نه از روی تشویش حکمرانی و نه از بابت بازی چینی سیاسی بلکه مساله به فهمی از مقوله قدرت بازمی گردد که قائل است حرکت پایدار و واقعی کشور بدون عزیمت و تشریک عمومی معنادار نیست.
@afrazmahdi
وصیت نامه تصویری رفیق عزیز، مجاهد و باصفای دوران دانشجویی، "شهید ابراهیم بلوط" که در روزهای نخستین تجاوزِ زمینی رژیم به جنوب لبنان به شهادت رسیده بود، امروز منتشر شد.
کل وصیتِ ابراهیم در کلام پر از طمأنینه اش، توصیه به تداوم و حفظ مکتب امام خمینی ره به عنوان تنها تضمین کننده عزت و کرامت انسان در دو دنیاست...
@afrazmahdi
💡چرا تشییع سید حسن نصرالله در ایران برگزار نخواهد شد؟
مهدی افراز
🔸در جهان مقاومت، تشییع پیکر رهبران، یکی از ماندگارترین ابزار تولید قدرت است. برای جریانی که تکیه اش بر ایمان عمومی است، عهد جمعی حول یک پیکر که تجسمی از زیست آرمانی بوده، منحصربفردترین الگو برای ترسیم جهت حرکت در آینده و بروز دادن سرمایه های اجتماعی است. هیچ رفراندومی از این خلوص، تاکید و شفافیت برخوردار نیست.
🔹تشییع پیکر سید مقاومت در ایران انجام نخواهد شد. این رخداد به هر دلیل و اقتضایی که بوده، چه خوب که این سرنوشت غیرمنتظره رقم خورده است. لبنانی بودن وداع سید، دقیقا تثبیتی برای مأموریت تاریخی اوست. سید تمام هویتش، توسعه فرهنگ انقلاب اسلامی در مختصاتی بود که سوژه و جریان ایرانی بدان دسترسی نداشت.
🔸ارتقای ایده مقاومت از جغرافیای ایرانی و بسط آن در جهان عرب و اهل سنت، شاید مهم ترین پروژه عمری سید بود که با دقت و ظرافت آن را به پیش برد. از این جهت مهیا نبودن شرایط برای تشییع پیکر جناب سید در ایران، که به نوعی می توانست به یک پایان بندی ایرانی برای هویت ایشان منجر شود، به طور کلی منتفی و با یک تمرکز کاملا لبنانی صورت خواهد پذیرفت و این تقدیر در ترسیم مناسبات آینده مقاومت دستاوردی متناسب با رسالت آگاهانه سید خواهد داشت.
🔹سید حسن برای ما صرفا دبیرکل حزب الله لبنان یا زبان ناطق مقاومت یا فرمانده میدانی پروژه هدم اسرائیل نبود. ایشان یک جاذبه انسانی و یک توجیه اخلاقی برای انقلابی بودن بود. سید قله ای بود که دلخوش کردن به حرکت در دامنه هایش می توانست انگیزه یک عمر مجاهدت باشد. همه مقلّدان خمینی بی شک یک نصرالله درون دارند که شدیدا محتاج آنند تا با مشارکت در یک بدرقه تاریخی حضور آن را در وجود خود تثبیت و در پیکره امت شعله ور کنند.
🔸امروز اما با تحمیل و تقدیر شرایط، این اتفاق در ایران صورت نخواهد گرفت و از قضا وضعیتی فراهم است تا این بار ما ایرانیان نه متن که حاشیه و نه میزبان که مهمان و نه مقصد که مسیر باشیم. حضور تبعی اما پررنگِ مردم ایران در مراسم بدرقه و خاکسپاری اسطوره های مقاومت در بیروت با همه دشواری هایش، ضمن تکمیل طرح مأموریتی جناب سید، می تواند محملی باشد تا در روزهایی که طراحی ها برای انسداد تعاملات میان جوامع مقاومت به حداکثری ترین سطح رسیده، درهم کوبنده این اراده ها نیز باشد.
@afrazmahdi
20.17M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ورودی بازوریه (روستای پدری سید حسن نصرالله) با میوه فروشی مواجه شدم که پدر شهید بود و درجا تا فهمید ایرانی هستم دفتر شعر را درآورد و ابیاتی را از عمق جان در رثای سید مقاومت خواند.
ابو علی اسکندر پدر شهید دکتر علی حسین شمس الدین از فرماندهان حزب الله بود.
@afrazmahdi
20.83M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
علیرضا اهل روستای جُوَیّا، در مورد ذهنیت مردم جنوب پس از حوادث ماه های اخیر و شهادت سید حسن نصرالله می گوید.
او ابتلاهای سخت را مسیر صحت سنجی از لبیک های زبانی میداند...
@afrazmahdi
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
ابوعلی از اهالی روستای دیرسریان، سه پسرش را در چند ماه اخیر تقدیم مقاومت کرده است، زمانی که به او گفتیم آمدیم تا امشب از شما درس مقاومت بگیریم، گفت:
" این ما هستیم که به واسطه روح الله خمینی زنده شده ایم، هر زمان دست یک ایرانی در دستانم قرار می گیرد، وجودم آرام میشود"
@afrazmahdi
محل برگزاری مراسم تشییع و خاکسپاری سیدهاشم صفی الدین در محل ولادتش یعنی روستای دیرقانون در حال آماده سازی است.
با این روشن بینی رهبران حزب الله، از این پس مقاومت لبنان سه پایگاه هویتی برجسته در سرتاسر لبنان خواهد داشت.
در شمال؛ مزار سید عباس موسوی در منطقه بقاع
در جنوب؛ مزار سیدهاشم صفی الدین در روستای دیرقانون
در پایتخت؛ بارگاه سید حسن نصرالله در مرکز بیروت
@afrazmahdi