eitaa logo
در این گوشه از دنیا
130 دنبال‌کننده
349 عکس
22 ویدیو
9 فایل
آرشیو لحظات گم‌شدگیِ زهرا "I am surely far different from what you suppose!" ناشناس: https://daigo.ir/secret/5417351156
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از to heal`
چه کسی می‌داند، که تو در حسرت یک روزنه در فردایی..؟
یک ساعت فکر می‌کنم و اشک می‌ریزم و مردمک چشمام رو به این سو و اون سو می‌دوزم تا ببینم چی‌ باید بگم! نه! اشتباه می‌کردم! من اونی نیستم که می‌تونه خوب حرف بزنه! من اونی نیستم که حرف دلش رو راحت می‌زنه و راحت به بقیه می‌فهمونه! اشتباه می‌کردم! زبونم بند اومده! نمی‌تونم این‌همه احساس و فکر رو بیان کنم! اشک می‌ریزم و تو تاریکی شب نگاهی به خودم و اطرافم می‌ندازم و کلمه ای برای بیان حسم پیدا نمی‌کنم! چطور بگم؟ من بیان اون شاعر فوق العاده و نویسنده های کاربلد ِ ناشناس رو ندارم! حرف دارم اما کلمه ندارم! فقط اشک می‌ریزم..
*گیر کرده در اغمای درونی *غرق شده در افکار *و سکوت..
و می‌بینم همه کس و همه چیز ادامه داره زندگی ادامه داره و من گوشه ای کز کردم و هر لحظه بیشتر در گردابِ افکارم غرق می‌شم!
هیچ چیز موندگار نیست! لیترالی هیچ چیز!
فکر کردم توهم زدم ولی واقعاً صدای رعد و برق میاد داره! داره می‌باره ؛) بارونِ وسطِ تابستون چیز قشنگیه! این که حجمی از تناقض رو با خودش حمل می‌کنه باعث می‌شه باهاش احساس نزدیکی کنم !
چه حیف که نمی‌تونم برم زیرش و با همه وجودم حسش کنم اما دوسِت دارم! «بارونِ تابستونی»!
گویی که آسمان سرِ نطقی فصیح داشت با رعدْ‌ سرفه های گران، سینه صاف کرد.. !
اما کی‌ میگه کاری که سخت تر باشه لزوماً ارزش بیشتری داره؟
در این گوشه از دنیا
اما کی‌ میگه کاری که سخت تر باشه لزوماً ارزش بیشتری داره؟
حتی یادم نمیاد پنج دقیقه پیش داشتم به چی فکر می‌کردم که این رو گفتم!
شاید اگه می‌تونستم یه سفر تنهایی برم خوب می‌شد.. یه مسیر طولانی.. پیاده.. و تنها ‌.‌. شاید خیلی کمکم می‌کرد! آدم خودش رو تو سفر پیدا می‌کنه!
واقعاً خنده داره ولی هنوزم نمی‌تونم بدون مامانم برم دکتر! کی می‌خوام بزرگ شم پس؟