eitaa logo
در این گوشه از دنیا
130 دنبال‌کننده
348 عکس
22 ویدیو
9 فایل
آرشیو لحظات گم‌شدگیِ زهرا "I am surely far different from what you suppose!" ناشناس: https://daigo.ir/secret/5417351156
مشاهده در ایتا
دانلود
(وقتی کلماتم تموم می‌شن به یه زبان دیگه پناه می برم!)
ولی هری‌پاتر باید آخرش با ولدمورت می‌مرد که حماسه رو کامل و جذابیت داستان رو تأمین می‌کرد😕 خیلی باحال تر می‌شد اینجوری
«امشب واقعاً التماس دعا..»
کاملاً مود
هر وقت دیدید دارم حرفای روزمره و معمولی می‌زنم بدونید از تلاش برای بیان احساسات و افکارم با کلمات دست کشیدم چون نتونستم ابرازشون کنم!
خیلی به خودم فشار میارم که حرفام رو ساده و روون بزنم یا دست کم جایی ثبت کنم اما نمی‌تونممم مثل داده های کامپیوتری که اول باید به صفر و یک تبدیل شن تا کامپیوتر متوجهش بشه! اما نمی‌تونم! نمی‌تونم این‌همه احساس و فکر رو تبدیل به کلمه کنم ! خیلی سخته! به دنبال «بیانِ بدونِ کلام»‌ ـی می‌گردم که کیمیاگر می‌گفت!
این که یهو یه شاعر یا نویسنده یا یه کاراکتر داستان و فیلم رو پیدا می‌کنی و می‌گی این خودِ منه خیلی حس خوبیه! اینکه یکی باشه که خودت نباشی ولی حرفا و احساسات تو رو بزنه واقعاً حس خوبیه. ولی اونجاش که می‌بینی سیصد نفر دیگه هم درموردش می‌گن وااای این خودِ منه واقعاً ضد حاله -_- دوست دارم یه سری آدما یا کاراکترا رو فقط و فقط برا خودم نگه دارم و یه جوری سر به نیستشون کنم تا کس دیگه ای دست روش نزاره و خودش رو قاطی ارتباط نزدیک روحی ما دوتا نکنه😐😂
صداقت آدما واقعاً جذبم می‌کنه بیش از هر چیزی
دلم یه فیلم یا انیمه خیلی قشنگ و خیلی حرف دل و شاید کمی تراژیک با ته‌مایه حماسی می‌خواد که هیچ کس ازش خبر نداشته باشه و خودم کشفش کنم و بگذارم ناشناس باقی بمونه!
اون بار حالم با همه روزا فرق می‌کرد! شب که شد چراغ رو خاموش کردم و به رخت خواب رفتم. اون شب دست از خیال‌بافی و رویاپردازی کشیدم و روحم رو گوشه ای روی همین زمین بند کردم. خودم رو بغل کردم و نوازش کردم. با واقع‌گرایی تمام خودم رو نواختم و آروم کردم. از خودم با مهر، درخواست صبر بیشتر کردم و به خودم مژده دادم که اوضاع بهتر می‌شه! فردا صبح کمی بهتر بودم.