در این گوشه از دنیا
شبِ دوازدهم: دارم به تو فکر می کنم. . . .
شبِ سیزدهم:
از دیشب تا حالا بیدارم و حالا در واقع صبحه.
چیزی که داشتم در حین انجام کارهام بهش فکر میکردم این بود که اگه تو اون حالی که اون لحظه بودم بمیرم راضی ام یا نه!
بعد رسیدم به یه قاعده ی کلی!
هر موقع شک داشتی که آیا داری کار درست رو در زمان درست انجام میدی یا نه یک آن فکر کن اگه تو این حال بمیری راضی هستی یا نه! اگه نه اون کار رو انجام نده!
نه به این معنی که شبانه روز عمل صالح انجام بدی:/
نه!
یعنی مثلاً میگی من الان دارم تفریح میکنم چون وظایفم رو انجام دادم و حالا نیاز به استراحت دارم. اگر هم بمیرم حسرتی نمیخورم که چرا تفریح کردم. چیزی بوده که نیاز داشتم و یه منطقی پشتش بوده! همین!
شمام اگه مث من ذاتاً آدم توجه طلبی هستید _که البته خوب هم نیست_ احتمالاً کل زندگی دنبال یکی بودید که درکتون کنه و وقتی حتی حالتون یه ذره بده بفهمه و اهمیت بده، نادیده تون نگیره و وقتی گرفته اید و اعصابتون خورده حالیش باشه و مراعاتتون کنه و کمک کنه حالتون بهتر بشه.
و ممکنه خیلی هاتون به این نتیجه رسیدید که این جور افراد که واقعاً اهمیت میدن خیلی کمن و از خیر پیدا کردن یکی از این آدما گذشته باشید.
ولی خب چیزی که میخوام بگم اینه که این آدما کم نیستن! بلکه کلا نیستن.
بله دوستان شما کل این کره ی خاکی رو بگردید یه دوست پیدا نمیکنید که حواسش به گوشه ی ناخون شما هم باشه. حواسش به زحماتتون باشه و قدردان شما باشه.
نگردید دنبال همچین آدمی.
تو آدما دنبالش نباشید! حکمت وجود آدما تو زندگیمون چیز دیگه ایه و اون این که سعی کنیم با آدمای مختلف سر و کله بزنیم و شخصیت خودمون رو کامل تر و شکوفا تر کنیم!
و در نهایت اونی که حواسش به همه ی زحمتاتون هست، به همه ی حالای بدتون و شرایط سختی که تحمل میکنید و حتی اگه خودتون یادتون بره اون فراموش نمیکنه و یه روزی همه رو جبران میکنه فقط همون خداست!
میگه اگه کسی از کسی یا چیزی تعریف میکنه تهِ تهِ تعریفش میشه سقف فهمش از اون شخص یا چیز
گاهی هم انقد سقف فهمش پایینه که همون تعریف، بدتر میشه آبروریزی و ضایع کردن اون شخص یا چیز!
بعد خدا ما رم آدم حساب کرده میگه تو هم بیا نماز بخون از من تعریف کن!
ولی حیف
هنوزم که هنوز است
حسین بن علی تشنه ی یار است
و زنی محو تماشاست ز بالای بلندی
الف قامت او دال و همه هستی او در کف گودال.....
در این گوشه از دنیا
شبِ دوازدهم: دارم به تو فکر می کنم. . . .
شبِ سیزدهم: تماشای زندگی پس از زندگی و هزار جور فکر ناگفتنی........