نه نمیخوام گریه کنم
حتی گریه م هم نمیاد.
فقط اینکه احساس میکنم روحم مچاله شده تو این مدت
و خب بی اونکه واکنشی نشون بدم فقط دارم به این فکت فکر میکنم و کمی
فقط کمی غم میخورم
ولی ایتس اوکی
پذیرفتمش
اون یه ذره غم هم برا اینه که پذیرفتمش
غمگینم که پذیرفتمش
فقط کمی
همین
در این گوشه از دنیا
نه نمیخوام گریه کنم حتی گریه م هم نمیاد. فقط اینکه احساس میکنم روحم مچاله شده تو این مدت
دور از ذهن به نظر میاد ولی منظورم از این مدت، این هیجده نوزده ساله!
اینکه کسی حضورت رو حس نکنه ناراحت کننده س
ولی اینکه کسی نبودت رو حس نکنه ترسناک تر به نظر میاد!
در این گوشه از دنیا
وای این قرصه خیلی باحاله چند روزه مداوم دارم میخورم تا میاد اثرش بپره هم هشت ساعت گذشته دوباره تمدی
حالا حواسم نبوده اون یکی مدلش رو خوردم که خواب آوره-_-
خو الان نمیتونم بخوابمممم کععع
احساساتم هم متوقف شدن به خاطرش
بگو چرا انقد خنثی و پوکر ام
از من بعید بود