eitaa logo
در این گوشه از دنیا
130 دنبال‌کننده
348 عکس
22 ویدیو
9 فایل
آرشیو لحظات گم‌شدگیِ زهرا "I am surely far different from what you suppose!" ناشناس: https://daigo.ir/secret/5417351156
مشاهده در ایتا
دانلود
حالا می‌بینم دنیای بدون منجی چقدر سیاه و درهم شکسته س!
من آدمِ موندن نیستم عزیزِ من! من آدمِ گذاشتن و رفتن ام!
خیلی دارم جلو خودم رو میگیرم نرم یه رابطه ی تموم شده رو دوباره احیا کنم انگار معتادش شده باشم! بد تموم شد همه چی، هیچ چیزی برای ادامه دادن نمونده بین مون، ولی من هنوز دلتنگ وقتایی ام که همه چیز ادامه داشت به اون حسِ درک شدنی که بهم میداد معتاد شدم! جوری که منو می‌فهمید، جوری که همیشه یه گوش شنوا واسه غم و غصه های آبکی و ریز و درشتم بود... به همه ش معتاد شدم! حالا سزاوار اینم که تنها باشم تا بفهمم نباید به هیچ کس دل بست!
چرا دارم اینا رو اینجا میگم؟
دوست داشتم همون موقع که ده دوازده سالم بود یک لحظه میتونستم زندگی رو متوقف کنم و خودمو بردارم بیارم درست همینجا همین شبی که چشمام پر از اشکه و دارم تو کانالی که برای فرار از خودم زدمش، پیام میفرستم، تو همین لحظه ی به خصوص از بیست و اندی سالگی، بهش بگم آینده این همه غیر قابل حدسه زهرای کوچیک
دیگه احساساتم به غم و شادی تقسیم نمیشه حسم شبیه یه ملغمه ی غلیظ و مایعِ کهکشانی پنج بعدیه که خوب و بد توش معنی نداره همه چی با هم قاطی شده و فراتر از ادراک منه
چقد دلم میخواد تنها برم کافه فکر کنم چقدر...
اعصاب ندارم گریه م میاد
انی وی لتس از بدبختی های زندگیمون جک بسازیم و لذت ببریم
من واقعاً شانس آوردم آدم مذهبی‌ای ام وگرنه سیصد بار تا حالا شکست عشقی خورده بودم و واقعاً تو این سن هیچی ازم نمونده بود
کله صبح درحالی که فقط دو ساعت خوابیده بودم بلند شدم با این اطفال رفتم کوه و همین الان برگشتم