eitaa logo
در این گوشه از دنیا
130 دنبال‌کننده
349 عکس
22 ویدیو
9 فایل
آرشیو لحظات گم‌شدگیِ زهرا "I am surely far different from what you suppose!" ناشناس: https://daigo.ir/secret/5417351156
مشاهده در ایتا
دانلود
کاش عباس موزون استاد دانشگاهم بود
هرجا هستید پاشید برید میدون انقلاب راهپیمایی
استاد میگفت: شما نمیتونی یه تیکه از زندگیت رو جدا کنی و بگی نمیخوامش! اگه بخوای لحظه های بد زندگی رو حذف کنی لحظه‌های خوب هم به دنبالش از دست میرن. به خاطر اینکه «این» زندگیِ توئه! با تمام لحظه‌های ریز و درشتش. (درست مثل کتابخانه‌ی نیمه شب که هر تصمیم متفاوت، یه زندگی کاملاً متفاوت رو برای نورا شکل میداد.) من به لحظه‌های لذت‌بخش و دوست‌داشتنی زندگیم فکر کردم و فهمیدم حاضر نیستم از بعضی از اون لحظات شیرین و نورانی بگذرم! فهمیدم این زندگی رو _با تمام ویژگی های نامطلوبش_ میخوام!
by the way اینو تو نقاشی های بچه ها پیدا کردم و واقعاً relatable :)))
امام صادق(ع) می فرماید: «مومن برادر مومن است و به منزله چشم او و راهنمای اوست؛ هرگز به او خیانت و ستم نمی کند، با او غش و تقلب نمی کند و هر وعده ای به او دهد، سر برنخواهد تافت.»
در این گوشه از دنیا
امام صادق(ع) می فرماید: «مومن برادر مومن است و به منزله چشم او و راهنمای اوست؛ هرگز به او خیانت و س
وسط کاری بودم به این حدیث برخوردم و بعد به این فکر کردم دقیقاً چند درصد از رابطه هامون الان اینطوریه؟
"تنها"... ...Perhaps you are destined to be lost. Embrace your fate!
حرفی سوالی سخنی
از زندگی کردن خسته شدم و واقعاً هیچ اتفاقی در زندگی برام اونقدر جذاب نیست که باعث شه آرزو کنم بیشتر تو این دنیا بمونم! عشق؟ معلوم نیس تکه ای نور از گوهر حقیقیش بهم برسه بچه‌ ها؟ اونها نورانی اند ولی برای موندن روی زمین کافی نیستن خونوادم؟ اونقدر بهشون دلبسته نیستم که نتونم ازشون بکنم دوست؟ به اندازه کافی از دست داده ام و با غمش آشنام. میتونم با بقیه شون هم وداع کنم... شعر؟ شعر آرومم میکنه و روحم رو در این دنیا نوازش می‌ده ولی نمیتونه من رو در دنیا بند کنه. احساسات؟ زیبا زیبا.. احساسات واقعاً زیبا هستن حتی در سیاه‌ترین حالتشون. تابش واقعی ای از انسان بودن... اما مگه قرار نیست خارج از این دنیا احساسات قوی‌تر باشن؟ شرط احساس داشتن موندن تو این دنیا که نیست، هست؟ در آخر غم ؟ من از غم در این دنیا فراری ام. وجودم باهاش در آمیخته و بیشتر از هرچیزی با غم خو گرفته‌م. یه جورایی بهش اعتیاد پیدا کرده‌م. نمیتونم بدون غم زندگی کنم! ولی غم های من در این دنیا خسته م می‌کنه، نحیف و شکسته م می‌کنه و کاری میکنه بخوام زودتر از دنیا عبور کنم. پس آره، هیچ چیز نیست که واقعاً منو نگه داره من از همه جا کنده شدم و تو غربت نفس میکشم. قلبم از این بی‌تعلقی و گمشدگی مچاله شده کجا باید برم؟
بگذار یک بار باران از زمین به آسمان ببارد