در این گوشه از دنیا
از زندگی کردن خسته شدم و واقعاً هیچ اتفاقی در زندگی برام اونقدر جذاب نیست که باعث شه آرزو کنم بیشتر
یک بار دیگه این متن رو خوندم و احساس کردم چقدر اومانیستی ـه!
پس کمک به دیگران چی میشه؟
تلاش برای بهتر کردن دنیای انسانها؟
تا کی باید از نزدیکترین آدمهای زندگی آسیب ببینیم؟
تا کجا این روند قراره ادامه پیدا کنه؟
you know what?
I'm not gonna care anymore
I've sacrificed my mental health enough on this
این واقعاً لبخند میاره رو لبم، ممنونم
ولی حسم نسبت به خودم در حال حاضر شکستهس.
میتونم خودم رو دوست داشته باشم
میتونم بفهمم تو این جهان قطعاً آدم هایی هستن که منو دوست داشتنی میدونن
ولی حسم به خودم
فقط همینه؛
That I'm such a mess
من بههمریخته ام، همین.
حتی اگه دوستداشتنی باشم، باز
آشفته ام،
نابهسامان ام!
نمیدونم منظورم رو میفهمی؟
8.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این بیسکوئیت رو با خودت به بهشت ببر
[پدر از خونه بیرون میره تا برای پسرش بیسکوئیت بخره
وقتی برمیگرده میفهمه پسر و همسرش توسط موشک های اسرائیلی کشته شدن...]
#غزه