یه اخلاقایی دارم که یه وقتایی واسه خودم هم رو اعصابه و میگم چرا اینجوری هستم؟
در حالی که خب هستم!
جوری خسته ام و تمام اعضای بدنم درد میکنه که یه معتادی که بهش مواد نرسیده اونجوریه!
نمیدونم چرا واقعاً:/
هم خوب خوابیدم هم کار خاصی نکردم:/
شاید دارم میمیرم! خیلی آروم شارژم تموم میشه و تمام:/
کاش امتحانام که تموم شد از این مود خستگی و غم دور باشم و تو اون مود پرانگیزه و پر انرژیم باشم که بشینم یه برنامه خوب واسه تابستون بریزم
منی که ساعت نه امتحان دارم و تازه چشام رو از بین پتو و برگه و جزوه و خودکار باز کردم و کلی درس نخونده دارم و در پوکرفیس ترین حالت ممکن نشسته ام به در نگاه میکنم:
ولی یه ساعت خوابیدم جاتون خالی عجب خواب اکشن باحالی دیدم😌
خیلی چسبید خدایی
قهرمان خواب هم.. خب خودم بودم قطعاً🙄🤣🤣
یهو به طرز عجیبی تپش قلب میگیرم و نگران میشم و دلیلش رو خودم هم نمیدونم
واقعاً عجیبه
در این گوشه از دنیا
:]
من همینجوری با لهجه بریتیش نمیتونم از فرط عصاقورتدادگی ارتباط برقرار کنم پس چرا الان دارم با شوق و ذوق به لهجه ایرلندی_بیرمنگهامی ای گوش میدم که همه آواهاش برعکسه و لذت هم میبرم؟😑😂
دوست دارم بنویسم یه جا لهجه شون رو 😂
به نِیم میگن نایم😎
به بِیکِر میگن بایکِر
به ریزِن میگن رِیزِن
به آررایت میگن اُوایت
به نو میگن نای
به سِی میگن سای
به پلِیس میگن پلایس
کلا همه چی رو آ و اُ میدن