امشب اخوانثالث در گوشم خوند:
بیا ای خسته خاطر دوست! ای مانند من دلکنده و غمگین
من اینجا بس دلم تنگ است
بیا ره توشه برداریم
قدم در راه بی فرجام بگذاریم
در این گوشه از دنیا
قاب بیستوپنجم [صحن خالی سازمان ملل هنگام سخنرانی نتانیاهو ۱۴۰۴/۰۷/۰۴]
دلم نیومد این رو نفرستم
دلم نیومد که نگم من این قابهای تلخ رو هر روز میبینم و همچنان
منتظر بیدار شدنِ جهان ام،
منتظر منفور شدن ظلم
و منتظر برگشتن منجی.
دلم نیومد این قاب بعنوان یادآور اینجا نباشه
تا هربار به من بگه
بعد از این همه ظلم و جنایت؛
وَيْكَأَنَّهُ لَا يُفْلِحُ الْكَافِرُونَ
(وه گویی کافران هرگز پیروز نمیشوند!)
با اینکه تمام روز و شب ما بر شما عیان است
تمام ناگفته هامان را میدانید
تمام نانوشتههامان را میخوانید...
آری شما ما را خوب میشناسید
چون همهی زندگی ما دفترِ ورقپاره ایست که بارها و بارها از برش کرده اید