قاب صدوسیودوم
[یک زن در محل خدمت نیروهای امدادی و جهادی برای آنها نسکافه میریزد.]
عکس از پوریا ترابی
قاب صدوسیوسوم
[آزمایش علوم یک کودک کلاس دومی زیر آوار خانهای در شهر ری افتاده است.]
عکس از پوریا ترابی
قاب صدوسیوچهارم
[مردم اهواز در حمایت از زیرساخت های ایران، بر روی پل سفید این شهر، زنجیرهی انسانی تشکیل داده اند.]
عکس از محمد آهنگر
کجای منطقه، نه کجای دنیا و کجای کهکشان میبینید دشمنِ تا بُنِ دندون مسلح، زیرساختهای یک کشور رو علناً تهدید کنه و مردم اون کشور به جای فاصله گرفتن از اون زیرساختها، با شجاعت زنجیره انسانی تشکیل بدن تا ازش محافظت کنن؟
فقط ایران!🇮🇷
قاب صدوسیوپنجم
[عروسکهای یک پسربچه که در بمباران اسرائیل و آمریکا به شهادت رسیده، در کنار مزار او در گلستان شهدای اصفهان گذاشته شده است.]
عکس از اسرا.
قاب صدوسیوهشتم
[عروسکی که در آوار خانههای جنگزده پیدا شده در دستان یک نیروی آتشنشانی قرار دارد.]
عکس از همتا
قاب صدوچهلم
[در مقابل چشمان دختران میناب، مردمی با مشاغل گوناگون از ایران حمایت میکنند.]
نوشته روی پلاکارد ها:
_من یک ماما هستم، در خیابان میمانم چون مخالف کودککشی و نسلکشی ام.
_من یک صادرکننده هستم. در خیابان میمانم تا شرافت و غیرت ایران را به سراسر دنیا صادر کنم.
_من پرستارم. پای التیام زخمهای وطن میمانم.
_من طراح لباسم. امروز بهترین لباسی که تن مردم میبینم لباس غیرت و شرف است.
_من یک روانشناسم. در خیابان میمانم. یاد گرفته ام درد را نادیده نگیرم.
_من یک پزشکم. قلبم برای تکتک مردم سرزمینم میتپد.
_من یک حسابدارم. به خیابان آمدم تا بعدها بدهکار وطن نباشم.