🌼سلام.
بعدازظهرآدینه سرد وبهمن ماهی تان بخیر وهمراه باسلامتی و دلخوشی.
🌸سری به آرشیو کانالمون زده و چندتاارفیلمهای گرفته شده توسط جناب محموداسماعیلی عزیز درزمانهای مختلف مربوط به آناوطن آغمیون رامجددا جانمایی میکنیم.
@Aghmiun
کانال آناوطن آغمیــــــــــــون🧿
مدرسه پسرانه شهید منتخب ( فرخی قدیم ) آغمیون
فیلم کوتاهی از نمای ساختمان و دیوار مدرسه ای را میبینید که تعداد زیادی از دانش آموزان قدیم و جدید در آن مقطع ابتدایی را به پایان رساندند ، خاطرات تلخ وشیرین زیادی در پشت این دیوار بجا مانده است ، خاطراتی از انسان هاییکه اکنون به مدارج عالی دست یافته اند ولی دیگر در روستا نیستند ، و سالهاست از آغمیون کوچ کرده اند در شهرهای دیگر ساکن شده اند و بعضی ها هم کلا از این دنیای فانی برای همیشه کوچ کردند ، روزگاری در همین مدرسه صدای همهمه صدها محصل ریز و درشت محل را پر میکرد ، خدا بیامرزد آقا بشیر و کالبای صوره خالا را که همیشه دم درب مدرسه بودند و گلهای زینت بخش مدرسه بودند ، تعداد دانش آموزان خیلی بیشتر بود بیش از حد تصور الان .
هر پایه چندین کلاس داشت کلاس اول شاید ۱۵۰ یا ۲۰۰ محصل داشت همینطور کلاس های دیگر ......نفوس روستا بالا بود . چندین مینی بوس فقط معلم ها را از سراب می اوردند ، بالاخره این مدرسه آرام و ساکت روزگاری برو بیایی داشت ساعت های تفریح بچه ها می ریختند زمین های دور بر مدرسه ، بازی میکردند ،دعوا میکردند ، برای شست شوی دست و صورت به نهر پایین مدرسه می رفتند یا فصل بهار برای خوردن سبزیجات خودروی محلی( یمنیک ، قوش ابیی، یارپز ، بابنه ( بابونه) که با نون و پنیر خیلی خوشمزه میشد ) می رفتند ، تو حیاط مدرسه بازی های بومی ( قیش قاپدی ) و والیبال بازی میکردند .
وسط حیاط چند تا درخت زرد آلو بود که بچه های حمله میکردند چاغاله هاشو میخوردند ، تمام آن صحنه ها جلوی چشمام هست و خود نمایی میکند و حسرت و افسوسم را بیدار میکند.
خیلی دوست داشتم مدرسه باز بود می رفتم داخل کلاس ها را میدیدم و حیاط مدرسه یک قدمی میزدم و بوی خاطرات مدفون شده در جای جای مدرسه را حس میکردم.
از لابلای درب به حیاط مدرسه نگاه کردم .
و این کلیپ کوتاه را برای شما دوستان و مخاطبان گرامی و خصوصا دانش آموزان قدیمی که سال هاست دل از آغمیون کندند و رفتند و کلی خاطرات از خود بجا گذاشته اند تقدیم میکنم .
تابستان ۱۴۰۲محمود اسماعیلی
@Aghmiun