.
شازده کوچولو پرسید:
کی اوضاع بهتر میشه؟
روباه گفت: از وقتی که بفهمی
همهچیز به خودت بستگی داره.
شازده کوچولو_آنتوان دوسنت اگزوپری
@Aghmiun ❥❥
5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
@Aghmiun ❥❥
31.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
.
انـار یعنی عشق
و مژده آمدن پاییز ...
@Aghmiun ❥❥
@AVAYEMEHREGAN4_6001584516844486683.mp3
زمان:
حجم:
9.6M
تصنیف سخن عشق
• آواز : محمدرضا شجریان
• گروه موسیقی شهناز
• آهنگساز : مجید درخشانی
@Aghmiun ❥❥
@AvayeMehregan4_5890966826682167303.mp3
زمان:
حجم:
8.8M
بزن که سوز دل من به ساز میگویی
ز ساز دل چه شنیدی که باز میگویی
مگر چو باد وزیدی به زلف یار که باز
به گوش دل سخنی دلنواز میگویی
- شهریار
🔘تصنیف بی همزبان،اجرایی بینظیر وماندگار از خسروی آوازایران زمین.
@Aghmiun ❥❥
سید محمد عرشیانفر4_6012522746280412420.mp3
زمان:
حجم:
5.3M
🦋میدونی یکی از بزرگترین موانع خوشبختی و موفقیت چیه؟
⬛️ چی توی لیست سیاه ذهنت هست؟
@Aghmiun ❥❥
🐠در یک روز گرم تابستان، پسر کوچکی با عجله لباسهایش را در آورد و خنده کنان داخل دریاچه شیرجه رفت.
مادرش از پنجره نگاهش میکرد و از شادی کودکش لذت میبرد. مادر ناگهان تمساحی را دید که به سوی پسرش شنا میکرد.
مادر وحشت زده به سمت دریاچه دوید و با فریادش پسرش را صدا زد. پسرش سرش را برگرداند ولی دیگر دیر شده بود.
تمساح با یک چرخش پاهای کودک را گرفت تا زیر آب بکشد. مادر از راه رسید و از روی اسکله بازوی پسرش را گرفت.
تمساح پسر را با قدرت میکشید ولی عشق مادر آنقدر زیاد بود که نمی گذاشت پسر در کام تمساح رها شود.
کشاورزی که در حال عبور از آن حوالی بود، صدای فریاد مادر را شنید و به طرف آنها دوید و با چنگک محکم بر سر تمساح زد و او را فراری داد.
پسر را سریع به بیمارستان رساندند. دو ماه گذشت تا پسر بهبودی پیدا کند.
پاهایش با آرواره های تمساح سوراخ سوراخ شده بود و روی بازوهایش جای زخم ناخنهای مادرش مانده بود.
خبرنگاری که با کودک مصاحبه میکرد از او خواست تا جای زخمهایش را به او نشان دهد. پسر شلوارش را کنار زد و با ناراحتی زخمها را نشان داد.
سپس با غرور بازوهایش را نشان داد و گفت: «این زخمها را دوست دارم، اینها خراشهای عشق مادرم هستند.»
🍃گاهی مثل یک کودک قدرشناس، خراشهای عشق خداوند را به خودت نشان بده. خواهی دید چقدر دوست داشتنی هستند.
@Aghmiun ❥❥
⊰᯽⊱─ ❊🌺❊─⊰᯽⊱
💥#تلنگرانه
امروز سوار يه تاكسى شدم..
صد متر جلو تر يه خانمى كنار خيابون ايستاده بود
راننده ى تاكسى بوق زد و خانم رو سوار كرد
چند ثانيه گذشت
راننده تاكسى : چقدر رنگِ رژتون قشنگه
خانم مسافر: ممنون
راننده تاكسى : لباتون رو برجسته كرده
خانم مسافر سايه بون جلوىِ صندلى راننده رو داد پايينُ لباشو رو به آينه غنچه كرد.
خانم مسافر: واقعاً؟؟!
راننده تاكسى خنديد با دستِ راست دستِ چپِ خانم مسافر رو گرفتُ نگاه كرد
راننده تاكسى : با رنگِ لاكتون سِت كردين؟! واقعاً كه با سليقه اين تبريك ميگم
خانم مسافر:واى ممنونم..چه دقتى معلومه كه آدمِ خوش ذوقى هستين
تلفنِ همراه من زنگ خورد و اون دو نفر گرمِ حرف زدن بودن..
موقع پياده شدن راننده ى تاكسى كارتش رو داد به خانم مسافرُ گفت هرجا خواستى برى،اگه ماشين خواستى زنگ بزن به من..
خانم مسافر كارت رو گرفت يه چشمكِ ريزى هم زد و رفت..
اينُ تعريف نكردم كه بخوام بگم خانم مسافر مشكل اخلاقى داشت يا راننده تاكسى...
فقط ميخواستم بگم..
توي اين چند دقيقه ممکنه کمتر کسی از ما به ذهنش رسيده باشه
كه راننده ى تاكسى هم يك خانم بود..
ما با تصوراتی كه تو ذهنِ خودمونِ قضاوت ميكنيم..
پس در مورد هر چیزی زود قضاوت نکنید.
@Aghmiun ❥❥
Freydoun Asraei6_144293311630322907.mp3
زمان:
حجم:
9.8M
@Aghmiun ❥❥
86.8K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آخرین چهارشنبه شهریورماهتون
🌸عالی و بینظیر
🌷ان شاءالله امروز
🌸برای تک تک دوستانم
🌷همون روزی بشه که
🌸آرزوشـو دارند
🌷پراز خیر و برکت
🌸پراز دلخوشی
🌷پراز موفقیت و
🌸پراز محبت خدا در زندگی
زنــدگــیتـون_پــر_مـهر ☺️😍
@Aghmiun ❥❥
2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شونهدرد داری؟۳ حرکت رو۳۰ ثانیه، هر روز انجام بده😊👌
#شانه_درد
#کتف_درد
#حرکات_اصلاحی
@Aghmiun ❥❥