کانال آناوطن آغمیــــــــــــون🧿
انرژی و ماده یکی هستند؟؟
معادله معروف اینشتین، E=mc²، بر روی همه چیز، از کلاههای بیسبال گرفته تا برچسبهای سپر ماشین، دیده میشود. حتی عنوان یکی از آلبومهای ماریا کری (Mariah Carey) در سال ۲۰۰۸ نیز هست. اما واقعاً این معادله مشهور آلبرت اینشتین (Albert Einstein) چه معنایی دارد؟
برای یادگیری بیشتر درباره معنای این معادله معروف و ریشههای آن، به خواندن ادامه دهید.
ریشههای E=mc²
آلبرت اینشتین معادله را در سال ۱۹۰۵ به عنوان بخشی از نظریه نسبیت خاص (Special theory of relativity) خود فرمولبندی کرد. او ابتدا در ماه ژوئن آن سال، مقالهای در مورد ویژگیهای نور و زمان منتشر کرد. چند ماه بعد، به نتیجه جدیدی رسید که این معادله را به ما داد.
این رویداد به عنوان یک مفهوم انقلابی و بنیادی در فیزیک شناخته میشود که درک ما از رابطه اساسی بین انرژی و جرم را تغییر داد.
همچنین، این معادله تأثیرات عمیقی در حوزه انرژی هستهای داشت و توضیح داد که چگونه واکنشهای هستهای، مانند شکافت هستهای و همجوشی هستهای، با تبدیل بخش کوچکی از جرم به انرژی قابل استفاده، مقادیر زیادی انرژی آزاد میکنند.
پیش از این معادله، دانشمندان جرم و انرژی را به عنوان خواص جداگانه و متمایز در نظر میگرفتند. این معادله حول نظریه همارزی جرم و انرژی (Theory of mass-energy equivalence) میچرخد — هرچند که باید توجه داشت اینشتین اولین کسی نبود که این مشاهده را انجام داد.
اما معادله E=mc² بیان میکند که جرم و انرژی قابل تبدیل به یکدیگر هستند. بهطور عملی، این به این معنی است که مقدار کمی از جرم میتواند به مقدار زیادی انرژی تبدیل شود و بالعکس.
گزارش شده است که اینشتین در ابتدا از اینکه نظریهاش بازخورد زیادی نداشت، ناامید شد. اما در سال ۱۹۰۶، فیزیکدانان اروپایی به سوئیس سفر کردند تا در مورد این معادله با او بحث کنند.
آزمایشهای E=mc²
اینشتین ممکن است نتوانسته باشد نظریهاش را اثبات کند، اما سایر دانشمندان در سالهای پس از آن برای اثباتش تلاش کردند. به عنوان مثال، در سال ۲۰۰۵، دانشمندان مؤسسه فناوری ماساچوست (MIT) دستگاه GAMS4 را برای تأیید این نظریه ساختند.
توضیح فرمول اینشتین
برای تازهکاران، حرف E نمایانگر انرژی و حرف m نمایانگر جرم است که معیاری برای اندازهگیری مقدار ماده است. انرژی و ماده قابل تبدیل به یکدیگر هستند. علاوه بر این، باید به یاد داشته باشیم که مقدار مشخص و ثابتی از انرژی و ماده در جهان وجود دارد.
اگر کتاب کودکانه “اسنیچها (The Sneetches)” نوشته دکتر سئوس (Dr. Seuss) را خوانده باشید، احتمالاً به یاد دارید که شخصیتهای زردرنگ و پرندهمانند داستان از طریق دستگاهی بهطور مداوم به “اسنیچهای با ستاره” و “اسنیچهای بدون ستاره” تبدیل میشوند.
تعداد اسنیچها در طول داستان ثابت میماند، اما نسبت بین آنهایی که ستاره دارند و آنهایی که ندارند تغییر میکند. این موضوع مشابه انرژی و ماده است. مجموع کل، ثابت میماند، اما انرژی بهطور منظم به ماده تبدیل میشود و ماده به انرژی.
حالا به بخش c2 در معادله میرسیم که مانند ماشینهای ستارهگذار و ستارهبر در داستان “اسنیچها” عمل میکند. حرف c نمایانگر سرعت نور است که یک ثابت جهانی است. بنابراین، معادله به این صورت ساده میشود: انرژی برابر است با جرم ضربدر سرعت نور به توان دو.
چرا باید جرم را در سرعت نور ضرب کنیم تا انرژی تولید شود؟ دلیلش این است که انرژی، چه موجهای نوری باشد و چه تشعشع، با سرعت نور حرکت میکند. این سرعت برابر است با ۱۸۶,۰۰۰ مایل بر ثانیه (۳۰۰,۰۰۰ کیلومتر بر ثانیه). وقتی در یک نیروگاه هستهای یا بمب اتمی، یک اتم شکافته میشود، انرژی حاصل با سرعت نور آزاد میشود.
اما چرا سرعت نور به توان دو؟ دلیل این است که انرژی جنبشی (kinetic energy) یا انرژی حرکت، متناسب با جرم است. وقتی یک جسم را شتاب میدهید، انرژی جنبشی آن با مجذور سرعت افزایش مییابد.
مثال عالی برای این موضوع در هر کتاب راهنمای رانندگی یافت میشود: اگر سرعت خود را دو برابر کنید، فاصله ترمز (از ماشین جلویی) چهار برابر بیشتر میشود، بنابراین فاصله ترمز برابر با مجذور سرعت است (منبع: UNSW Physics: Einsteinlight).
مجذور سرعت نور عدد بسیار بزرگی است که نشان میدهد چه مقدار انرژی حتی در مقادیر بسیار کوچک ماده وجود دارد.
مثال رایج این است که ۱ گرم آب — اگر تمام جرم آن به انرژی خالص از طریق E=mc² تبدیل شود — دارای انرژی معادل ۲۰,۰۰۰ تن (۱۸,۱۴۳ متریک تن) تیانتی منفجره است. به همین دلیل است که مقدار کمی از اورانیوم یا پلوتونیوم میتواند چنین انفجار اتمی عظیمی ایجاد کند.
معادله اینشتین راه را برای پیشرفتهای فناورانه بسیاری، از انرژی هستهای و پزشکی هستهای گرفته تا فهم سازوکار داخلی خورشید، باز کرد. این معادله به ما نشان میدهد که ماده و انرژی یکی هستند.
فرمول اینشتین
معادله اینشتین واقعاً چه معنایی دارد؟
این معادله نشان میدهد که ماده و انرژی یک چیز هستند — به شرطی که ماده با سرعت نور به توان دو حرکت کند. سرعت نور به توان دو عددی بسیار بزرگ است و نشان میدهد چه مقدار انرژی حتی در مقادیر کوچک ماده وجود دارد. به همین دلیل است که مقدار کمی از اورانیوم یا پلوتونیوم میتواند چنین انفجار اتمی عظیمی ایجاد کند. معادله اینشتین راه را برای پیشرفتهای فناورانه بسیاری، از انرژی هستهای و پزشکی هستهای گرفته تا فهم سازوکار داخلی خورشید، باز کرد.
چرا نمیتوانیم با سرعت نور حرکت کنیم؟
نظریه اینشتین پیشبینی میکند که وقتی جرم ماده در مجذور سرعت نور ضرب شود، انرژی زیادی آزاد میشود. با این حال، برای اینکه ما با چنین سرعت بالایی حرکت کنیم، به مقدار بینهایت انرژی نیاز داریم که امکانپذیر نیست.
آیا از نظر ابعادی صحیح است؟
بله. وقتی جرم و سرعت نور به توان دو با هم ضرب شوند، واحدی معادل انرژی — ژول — به دست میدهند. بنابراین، از نظر ابعادی صحیح است.
نویسندگان: Robert Lamb & Yara Simón
مترجم: فؤاد پورفائز
منبع: howstuffworks.com
@Aghmiun ❥❥
کانال آغمیونAlbert_Einstein_Rokhpodcast-mc.mp3
زمان:
حجم:
28.1M
🔘داستان زندگی آلبرت انیشتین
✅قسمت اول
@Aghmiun ❥❥
کانال آغمیونAlbert_Einstein_2_Rokhpodcast-mc.mp3
زمان:
حجم:
21.4M
🔘داستان زندگی آلبرت انیشتین
🟢بخش دوم و پایانی
@Aghmiun ❥❥
Mohammad Reza Shajarian4_1157693947712110620.mp3
زمان:
حجم:
11.3M
برخیز تا یک سو نهیم این دلق ازرق فام را
بر باد قلاشی دهیم این شرک تقوا نام را
• ساز و آواز
• آواز : استاد شجریان
• آلبوم : در خیال
• شعر : سعدی شیرازی
@Aghmiun ❥❥
14.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔘قابل تامل...
@Aghmiun ❥❥
43.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
😂کمدی خانا
🔘تئاترصحنه ای شادوخنده دار
😉پرداختی طنز گونه به موضوعات ومشاغل مختلف
⭐️این قسمت بنگاههای اتومبیل
❇️ به امیداینکه خنده ای روی لب شما همراهان گرانقدرمان بنشانیم.
🔹بخش اول
@aghmiun
39.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
😂کمدی خانا
🔘تئاترصحنه ای شادوخنده دار
😉پرداختی طنز گونه به موضوعات ومشاغل مختلف
⭐️این قسمت بنگاههای اتومبیل
❇️ به امیداینکه خنده ای روی لب شما همراهان گرانقدرمان بنشانیم.
🔹بخش دوم
@aghmiun
13.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تو همان
عطر گل یاس
و نسـیم سحـری
که اگر صبح نباشی
نفسی در من نیست......
@Aghmiun ❥❥
6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
گاهی از دور تو را خوب ببینم کافیست-
دلخوشم با غزلی تازه همینم کافیست
تو مرا باز رساندی به یقینم کافیست
قانعم بیشتر از این چه بخواهم از تو؟
گاه گاهی که کنارت بنشینم کافیست
گله ای نیست من و فاصله ها همزادیم
گاهی از دور تو را خوب ببینم کافیست
آسمانی تو ! در آن گستره خورشیدی کن
من همین قدر که گرم است زمینم کافیست
من همین قدر که با حال و هوایت گهگاه
برگی از باغچه ی شعر بچینم کافیست
فکر کردن به تو یعنی غزلی شور انگیز
که همین شوق ٬ مرا خوب ترینم ! کافیست...
کاظم بهمنی
@aghmiun
5.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔘شوخی اکبرعبدی باشریفی نیا
کانال آناوطن آغمیــــــــــــون🧿
اما من دختر جهانگیرخان بودم و بخاطر آقام باید میرفتم گفتم با اجازه و خواستم از اتاق برم بیرون که بی
🔴یه عمر فریب🔴
قسمت پانزدهم
سیب زمینی آب پز کرده بود،گرسنه بودم اما دستم تو سفره نمی رفت بی بی گلاب گفت: دخترجان بخور
انگار منتظر تعارفش بودم که شروع کردم خوردن، سیر که شدم سفره جمع کردم و رفتم مطبخ ظرفها رو تو سینی مسی گذاشتم و بردم دم حوض که بشورم اما بی بی گلاب سر رسید و با مهربونی نگاهی به دستام کرد و گفت: این کار تو نیست دخترجان بالاخره کلی خدم و حشم داشتی بیا برو خودم می شورم
- آخه نداره دختر جان حیف دستات نیست خراب بشه برو کنار
هرچی تعارف کردم نذاشت گفت: تو امانتی...
نگاش کردم نگاش پر از مهربانی بود باخودم فکر کردم چه دل بزرگی داره هرکسی جاش بود یه مو تو سرم نمی ذاشت اون شب با خیال راحت خوابیدم مادرم و تاجماه خانم، ننه زری رو تو خواب دیدم سه تاشون لباس سفید پوشیده بودند و سیب میخوردند و نگاه به من می کردند
صداشون کردم اما جوابمو نمی دادند نگام می کردند اما حرفی نمی زدند
صبح با صدای بی بی گلاب از خواب بیدار شدم داشت می گفت: پاشو جانم،پاشو صبحانه بخور ضعف میکنی
تو رختخوابم نشستم تازه به خودم اومدم، یاد خواب دیشبم افتادم و گریه کردم
بی بی گلاب گفت: چرا گریه می کنی ننه؟
هیچی نگفتم اومد کنارم نشست و بغلم کرد گفت: گریه کن اگه آروم میشی، یه وقتا گریه درد آدمو آروم میکنه، میدونی با گریه چیزی درست نمیشه اما خودت آروم میشی، گریه کن، تو برای این دردا خیلی جوونی، هرچقدر می خوای گریه کن عزاداری کن اما بعدش بلند شو زندگی کن، برای یه دردهایی گریه کافی نیست اما اگه دور از جونت بمیری
هم اون درد دوا نمیشه، ولی یادت باشه کسی که دردشو میده صبرشم میده دخترجان
بعد از من جدا شد و رفت.
گریه کردم و خودمو تو آغوش گرفتم فکر اینکه چرا همونجوری رهاشون کرده بودم آزارم می داد، نمی دونم چقدر گذشت که گریه می کردم اما اشکی نداشتم دیگه بلند شدم بی بی گلاب داشت جارو می زد. با نگاه مهربونش نگام کرد و گفت: ناشتایی بیارم؟
سر تکون دادم که یعنی نه
گفتم: میخوام برم
با تعجب نگام کرد و گفت: کجا دخترجان! شهر قیامت هست انگار آخرالزمان شده آدم به آدم رحم نمیکنه تو بری بیرون معلوم نیست سالم بمونی، تازه اگه کسی نفهمه دختر جهانگیر خان هستی و بلایی سرت نیارن شاید درد و مرضی بگیری
با بیتابی گفتم: من اشتباه کردم مادرم، تاجماه خانم ننه زری اون وسط افتادن معصیت داره باید برم بشورمشون
بی بی گلاب گفت: آخه دخترجان...
گفتم: بی بی معصیت داره
بی بی خواست حرفی بزنه اما وقتی نگاه به صورتم کرد گفت: صبر کن منم بیام
منتظرش موندم تا چادر سر کنه
اومد و با هم راهی شدیم، بی بی گلاب از درد پا می نالید اما درشکه ای نبود ما رو ببره خیلی فاصله هم با ما نداشتند و راه دوری نبود
رسیدیم عمارت، عمارتی که درش باز بود و یه نفر داشت آب و جارو می کرد هیچی از اثاثیه نمونده بود
حیاط تمیز بود گفتم: بی بی
بی بی گلاب گفت: دخترم آوردمت ببینی که چی شده
همون روز لوطی صالح با کمک چند نفر خانوادتو به خاک سپردن اگه می گفتم باور نمی کردی باید خودت میامدی می دیدی.
- اینجا چی میشه ؟
- نمیدونم باید از صالح بپرسم
خوب نگاه کردم این عمارت شبیه هرچی بود جز عمارت همیشگی، بوی مرگ می داد بوی خون، نگاه کردم و باز گریه کردم انقدر که چشمام خشک شد بی بی گفت:
بریم ننه ؟!
راهی شدم دلم نمیامد برم اما راهی نداشتم
لحظه آخر گفتم: بی بی می خوام اینجا بمونم اینجا خونه منه
بی بی گفت: دختر جان از لوطی صالح شنیدم که اینجا رو حبیب خان صاحب شده انگار شریک آقات بوده! گفته آقات سر اونم کلاه گذاشته و عمارت رو جای بدهیش برداشته