eitaa logo
کانال آناوطن آغمیــــــــــــون🧿
4.5هزار دنبال‌کننده
14.9هزار عکس
17هزار ویدیو
116 فایل
شورانگیز ترین مهر، دلدادگی به زادگاه است... 👇👇 محمدفرازی @mfarazi20 ✏️✏️✏️ محموداسماعیلی @m_esmal
مشاهده در ایتا
دانلود
کانال آناوطن آغمیــــــــــــون🧿
🔴یه عمر فریب🔴 قسمت پنجاه و هفت اشاره کرد برم پیشش، نرفتم سرمو پایین انداختم گفت: میدونی گناهه من ب
به خاطر حاضرجوابی که سرناشتایی کردم کسی محلم نمی داد سوم و هفتم گذشت خانم جان هرچی آقا رئوف و بی بی گفتن کوتاه نمی‌اومد و کار خودش رو کرد و گفت: باید همه چی کامل باشه آقا رحیم ابهت داشت باید با آبرو مراسماش انجام بشه آقا رئوف داشت با خانم جان حرف میزد که کوتاه بیاد و بذاره غذا به مردم بدن نه اینا که دستشون به دهنشون میرسه اما خانم جان جوری داد و بیداد راه انداخت و غش کرد که آقا رئوف پشیمون شد از حرفی که زده بود حتی شنیدم که یکی دو نفر از فامیل گفتند آقا رئوف واسه اینکه پول کمتر خرج کنه این حرف رو زده خلاصه مراسم هفت هم تمام شد و بی بی خواست همون شب بره.... تمام غم های عالم ریخت تو دلم، اون عمارت برای من حکم زندان داشت بی بی که پی رفت دیگه هیچی، می دونستم حداقل تا چهل اونجا هستیم تازه از آقا رئوف ممنون بودم از اینکه از اول منو به این عمارت نیاورده بود
کانال آناوطن آغمیــــــــــــون🧿
به خاطر حاضرجوابی که سرناشتایی کردم کسی محلم نمی داد سوم و هفتم گذشت خانم جان هرچی آقا رئوف و بی بی
🔴یه عمر فریب🔴 قسمت شصت عمارتی که نه می تونستیم خلوت کنیم نه راحت به حمام بریم کار هر روزم شده بود که صبح ها تو مستراح با یه آفتابه خودمو بشویم بی بی رفت و من تو اون عمارت بزرگ تنها شدم خیلی کاری به کارم نداشتند چیزی نمی‌گفتند چون فهمیده بودند جواب میدم اما کارهاشون، بی‌محلی هاشون چشم و ابرو اومدنشون آزارم می‌داد بی بی هر دو سه روز یه دفعه می‌اومد و کمی می نشست و می‌رفت. چند روزی بود بی بی رفته بود و تنها بودم با خودم گفتم برم سری به بی بی بزنم چادرچاقچور کردم و و رفتم اما نگهبان اجازه نداد برم بیرون و گفت: دستورخانم جون هست رفتم پیش خانم جون و گفتم: شما گفتین من بیرون نرم سر تکون داد و گفت: بله تا وقتی تو این عمارت هستی باید طبق قوانین ما رفتار کنی حق نداری تنها جایی بری - با درشکه چی میرم و زود میام خانم جون اخمی کرد و گفت: نمیشه بیرون پر از درد و مرض هست کم غم نداریم که بری یه درد و مرض دیگه برداری بیاری هیچی نگفتم چی باید می گفتم رفتم اتاق و گریه کردم، دعا می کردم یه اتفاقی بی افته که زودتر برگردیم خونه خودمون تو حال خودم بودم که بی بی اومد از خوشحالی پریدم بغلش اشکامو دید پرسید: چی شده؟ بهش گفتم: نذاشتن بیام - اشکال نداره حالا من اومدم مثل بچه ها شده بودم همش گریه می کردم دست خودم نبود بی بی گفت: کاش زودتر برید سرخونه زندگی خوتون... - بی بی نمیشه بالاخره آقا رئوف تک پسر هست، بالاخره داغ دیدن باید پشت خواهراش باشه - چی بگم اون شب به آقا رئوف حرفی نزدم یعنی انقدر تو خودش بود و ناراحت بود چیزی نگفتم اونم پشتشو کرد خوابید اما من تا صبح بیدار بودم و دعا می کردم زودتر از اینجا بریم، روزها می‌گذشت هر روز عمارت پر از مهمون بود یکی دوبار به بهانه لباس و وسایل با بی بی رفتم خونه، بالاخره چهلم شد و باز عمارت پر از آدم شد باز خانم جون غش کرد، باز رعنا و نعنا تو سر خودشون زدند اون روزم تمام شد دیگه خونه خلوت شده بود کسی نمی‌اومد اون شب به آقا رئوف گفتم: تا کی اینجا هستیم؟ مِن مِن کرد و گفت: چی بگم از یه طرف من باید جای آقام رو بگیرم و این عمارت رو بچرخونم و آبجیامو سر و سامون بدم از یه طرف می دونم اینجا اذیتت می‌کنند و از مردونگی به دور هست که بگم اینجابمونیم، تو دوراهی بدی گیر کردم. هیچی نگفتم فقط دعا کردم تصمیم بگیره از اینجا بریم ده روز بعدش بود که آقا رئوف گفت فردا عصر که اومدم وسایل جمع کن بریم گفتم: باشه از ذوقم بعد ناشتایی وسایل جمع کردم و نشستم تا اقا رئوف بیاد حتی نفهمیدم ناهار چجوری خوردم و منتظر آقا رئوف شدم ادامه دارد... @Aghmiun ❥‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌❥‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
کانال آناوطن آغمیــــــــــــون🧿
محمد مهدی سیدناصری چرا تندروهای داخلی از پایان جنگ خوشحال نیستند؟ آخرین دست‌وپاهای شورشیان وحدت ملی؛ چرا سیاست‌ورزی رادیکال، نخستین قربانیان خود را در میان کودکان پیدا می‌کند؟ در روزهایی که نشانه‌های بازگشت تدریجی ثبات به فضای سیاسی و دیپلماتیک کشور بیش از گذشته نمایان شده است، بار دیگر صداهایی از حاشیه سیاست شنیده می‌شود که نه از گفت‌وگو استقبال می‌کنند و نه از کاهش تنش خرسندند. گویی هر زمان که احتمال گشایش در روابط خارجی، کاهش فشارهای اقتصادی یا حرکت به سوی توافقی سیاسی پدیدار می‌شود، بخشی از نیروهای سیاسی که موجودیت خود را در فضای بحران تعریف کرده‌اند، احساس خطر می‌کنند. از همین روست که با افزایش احتمال موفقیت مسیرهای دیپلماتیک، موجی از حملات سیاسی، تخریب چهره‌های میانه‌رو و مخالفت با هرگونه مصالحه ملی شدت می‌گیرد. در هفته‌های اخیر نیز همزمان با افزایش گمانه‌زنی‌ها درباره تحرکات دیپلماتیک و امکان کاهش تنش‌های خارجی، برخی جریان‌های رادیکال سیاسی بار دیگر فعال شده‌اند. جریاناتی که در حساس‌ترین روزهای جنگ و بحران، حضور مؤثر و تعیین‌کننده‌ای در صحنه نداشتند، اما اکنون با احساس نزدیک شدن فضای توافق و گفت‌وگو، به مخالفت‌های گسترده روی آورده‌اند. در ظاهر، این منازعات سیاسی درباره راهبردهای سیاست خارجی، مذاکره یا شیوه مدیریت کشور است؛ اما در واقع مسئله‌ای بسیار عمیق‌تر در پشت این نزاع‌ها نهفته است؛ مسئله‌ای که کمتر درباره آن سخن گفته می‌شود: قربانی اصلی رادیکالیسم سیاسی، کودکان و نسل آینده‌اند. در هر جامعه‌ای، اختلاف نظر سیاسی امری طبیعی و حتی ضروری است. توسعه سیاسی بدون نقد و رقابت امکان‌پذیر نیست. اما آنچه خطرناک است، تبدیل سیاست به میدان دائمی جنگ روانی، بحران‌آفرینی و قطبی‌سازی اجتماعی است. هنگامی که برخی بازیگران سیاسی بقای خود را در استمرار تنش جست‌وجو می‌کنند، در واقع آینده جامعه را گروگان منافع کوتاه‌مدت سیاسی می‌سازند. در چنین شرایطی، نخستین گروهی که آسیب می‌بینند، کودکانی هستند که هیچ نقشی در این رقابت‌ها ندارند. کودکان بیش از هر گروه دیگری به ثبات، امنیت، امید و پیش‌بینی‌پذیری نیاز دارند. رشد سالم روانی کودک در محیطی شکل می‌گیرد که آینده قابل تصور باشد، افق‌های روشن در برابر او قرار داشته باشد و جامعه به سمت کاهش تنش حرکت کند. برعکس، هنگامی که فضای عمومی مملو از بحران، درگیری سیاسی، ناامیدی اقتصادی و نگرانی از آینده باشد، کودکان نیز ناگزیر آثار آن را تجربه می‌کنند. شاید آنان جزئیات مذاکرات یا اختلافات جناحی را درک نکنند، اما اضطراب والدین، نااطمینانی اقتصادی خانواده و فضای متشنج اجتماعی را به‌خوبی احساس می‌کنند. مطالعات متعدد روان‌شناسی کودک نشان داده است که ناامنی اجتماعی و سیاسی، حتی زمانی که مستقیماً متوجه کودکان نباشد، می‌تواند آثار بلندمدتی بر رشد هیجانی و شناختی آنان بر جای بگذارد. کودکانی که در فضای مداوم تنش و بحران رشد می‌کنند، بیشتر در معرض اضطراب، ناامیدی و کاهش احساس کنترل بر آینده قرار می‌گیرند. به همین دلیل، سیاست‌ورزی مسئولانه صرفاً یک مسئله حکمرانی نیست؛ بلکه بخشی از تعهد جامعه نسبت به حقوق کودکان است. از منظر حقوق کودک نیز موضوع اهمیت ویژه‌ای دارد. بر اساس اصول بنیادین حقوق کودک، دولت‌ها و تمامی بازیگران مؤثر اجتماعی موظف‌اند منافع عالیه کودکان را در تصمیمات خود مدنظر قرار دهند. اگر نتیجه مستقیم یا غیرمستقیم سیاست‌های تنش‌زا، تشدید فشارهای اقتصادی، افزایش نااطمینانی اجتماعی یا کاهش فرصت‌های توسعه باشد، کودکان نخستین قربانیان آن خواهند بود. حق بر آموزش باکیفیت، حق بر سلامت، حق بر رفاه اجتماعی و حتی حق بر امید، همگی در بستری از ثبات و توسعه معنا پیدا می‌کنند. در این میان، یکی از خطرناک‌ترین پیامدهای رادیکالیسم سیاسی، عادی‌سازی ناامیدی در میان نسل جدید است. کودکانی که سال‌ها شاهد نزاع‌های بی‌پایان، بن‌بست‌های سیاسی و بحران‌های مستمر هستند، ممکن است به‌تدریج باور خود را به امکان اصلاح، پیشرفت و آینده بهتر از دست بدهند. این مسئله فقط یک آسیب روانی فردی نیست؛ بلکه تهدیدی برای سرمایه اجتماعی و آینده یک ملت محسوب می‌شود. واقعیت آن است که هیچ توافق سیاسی، هیچ مذاکره و هیچ راهبرد دیپلماتیکی مقدس یا مصون از نقد نیست. نقد حق همه جریان‌های سیاسی است. اما میان نقد مسئولانه و بحران‌آفرینی دائمی تفاوتی اساسی وجود دارد. نقد مسئولانه می‌کوشد راه‌حل ارائه دهد؛ در حالی که سیاست‌ورزی رادیکال اغلب از خود بحران تغذیه می‌کند. در چنین فضایی، موفقیت کشور نه یک فرصت ملی، بلکه تهدیدی برای برخی بازیگران سیاسی تلقی می‌شود.
کانال آناوطن آغمیــــــــــــون🧿
امروز بیش از هر زمان دیگری باید این پرسش را مطرح کرد که هزینه واقعی نزاع‌های سیاسی بر دوش چه کسانی قرار می‌گیرد؟ پاسخ روشن است، کودکان. کودکانی که فرصت‌های آموزشی آنان تحت تأثیر فشارهای اقتصادی قرار می‌گیرد؛ کودکانی که سلامت روانشان از نااطمینانی اجتماعی آسیب می‌بیند؛ کودکانی که به جای امید به آینده، با روایت‌های مداوم بحران و بن‌بست مواجه می‌شوند. شاید مهم‌ترین معیار برای ارزیابی هر جریان سیاسی، نه شعارهای آن، بلکه تأثیر واقعی عملکردش بر زندگی نسل آینده باشد. هر سیاستی که به افزایش امید، ثبات، رفاه و امنیت کودکان منجر شود، در مسیر منافع ملی قرار دارد و هر رویکردی که جامعه را به سوی تنش‌های بی‌پایان، قطبی‌سازی و ناامیدی سوق دهد، در نهایت از جیب کودکان و آینده کشور هزینه خواهد شد. کشورها با نفت، بودجه یا حتی قدرت نظامی زنده نمی‌مانند؛ آینده ملت‌ها را کودکانی می‌سازند که امروز در کلاس‌های درس، خانه‌ها و کوچه‌های این سرزمین زندگی می‌کنند. هر تصمیم سیاسی باید با این پرسش سنجیده شود: آیا این تصمیم امید بیشتری برای کودکان ایران می‌آفریند یا ناامیدی بیشتری بر دوش آنان می‌گذارد؟ پاسخ به همین پرسش، مرز میان سیاست مسئولانه و سیاست بحران‌محور را مشخص می‌کند. * حقوقدان، مدرس دانشگاه و پژوهشگر حقوق بین‌الملل کودکان @Aghmiun ❥‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌❥‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
@MousighiGolha460_110349382402942.mp3
زمان: حجم: 2.2M
🎻 تکنوازان 🎶برنامه شماره ۴۲۸ ✨️ هنرمندان: • کمانچه: • سه تار: • عود: • تنبک: • مایه @Aghmiun ❥‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌❥‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔸جشن مکزیکی ها پیش از شروع مراسم رسمی افتتاحیه جام جهانی ۲۰۲۶ @Aghmiun
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔸شما شاهد یک عشق قدیمی و واقعی هستید 💕🥀 🔸الهی که همه عاشق ها بهم برسند 🥀 @Aghmiun
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
📕رمان صوتی عشقِ خاموش ✍ نویسنده: لیلا عبدی 🎙گوینده: سما مهرجو 🎧 تعداد ۳۳ فایل صوتی 📙معرفی کتاب دریا زن جوانی است با زیبایی بی نظیر که تنها فرد حاضر در صحنه ی قتل همسرش است و شوکه از این اتفاق. او برای پیداکردن رد و نشان قاتل به روزهای دورتر و خانه ی قدیمی مادربزرگ و پدربزرگش سفر می کند تا نشانه ای از او پیدا کند.به همراه کسی که عشق خاموش دریا را در سینه دارد.همسفر این روزهای دور کسی نیست جز… قسمتی از کتاب عشق خاموش یه وقتایی فکر می کردم زمین میچرخه و روزگار هم باهاش می چرخه. آنقدر می چرخن تا آدم رو به سزای تک تک کاراشون چه خوب و چه بد برسونن. حالا با خودم می گم فکر چرندی بود. آنقدر تو دهنی بی دلیل از زندگی خوردم که با خودم میگم پیچ بازوی روزگار رو دهن من در رفته و خراب شده که این زدنا تمومی نداره! ⭕️ خستگی مرا بی‌ تو می‌گدازد بی‌تو بودن خراب و خودم می‌کند کاش این همه سوال بی پاسخ تنها پاسخشان تو باشی هی تو! در جان بی‌قرار من چه می‌کنی؟ رفته بودی برایم از نمی‌دانم آن کجای دور، خبر از آرامش ماه بیاوری جان مرا بر لب آوردی بیا و خستگی را از دست های من بگیر و پای مرا به سوال‌های بی‌ پاسخت ببند تا تنها پاسخ بی دلیل بوسه‌هایت باشم @Aghmiun ❥‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌❥‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌