eitaa logo
کانال آناوطن آغمیــــــــــــون🧿
4.3هزار دنبال‌کننده
14.3هزار عکس
16.3هزار ویدیو
109 فایل
شورانگیز ترین مهر، دلدادگی به زادگاه است... 👇👇 محمدفرازی @mfarazi20 ✏️✏️✏️ محموداسماعیلی @m_esmal
مشاهده در ایتا
دانلود
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❇️زن ذلیل جاش تو بهشت هست ... !!!! 👤مرحوم حضرت آیت الله 🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹 📲مخاطبین🙏 @aghmiun
4_5827993681180757470.mp3
زمان: حجم: 19.2M
تقدیم به علاقمندان کتابهای صوتی کتاب صوتی رمان معروف راوی ( آرمان‌سلطان‌زاده ) قسمت اول @aghmiun
5.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔘دکترعلی قره داغی ❇️ مشاور خانواده وازدواج @aghmiun
💫«سلامٌ لأرضٍ خُلقت للسلام ‏و ما رأت یوماً سلاما.» ‏سلام بر زمینی که برای صلح آفریده شد ‏و هیچ روزی رویِ صلح ندید. ‏ @aghmiun
💢کامپیوتر در جهنم؟؟ یه زن وشوهر که بیست ساله با هم ازدواج کردن تصمیم گرفتن که تابستون رو کنار دریا بگذرنونن و به همون هتلی برن که بیست سال پیش ماه عسلشونو اونجا گذروندن. ولی خانومه مشغله کاری داشت و بهمین دلیل توافق کردن که شوهره زودتر تنهایی بره و زنه دو روز بعد بهش ملحق بشه... مرده وقتی وارد اتاق هتل شد دید یه کامپیوتر اونجاست که به اینترنت هم وصله. پس تصمیم گرفت که یه ایمیل به خانومش بفرسته و اونو از احوالش مطمئن کنه. بعد از نوشتن متن، تو نوشتن حروف آدرس ایمیل زنش نا غافل یه اشتباه جزیی کرد و همین اشتباه باعث شد که نامه ش به آدرس شخص دیگه ای بره که از بد حادثه بیوه ای بود که تازه از دفن شوهرش برگشته بود.... خلاصه بیوه هه کامپیوترو که روشن میکنه و میره سراغ ایمیلش تا پیامهای تسلیت رو چک کنه بحالت غش روی زمین میوفته. همزمان پسرش از راه میرسه وسعی میکنه مادرشو به هوش بیاره یه هو چشمش به کامپیوتر میوفته و پیامو میبینه که اینطوری نوشته: همسر عزیزم....بسلامت رسیدم. و شاید از اینکه از طریق اینترنت باهات ارتباط برقرار کردم شگفت زده بشی چرا که اینجا هم به اینترنت وصل شده و هر کسی میتونه اوضاع و اخبار خودشو روزانه به اطلاع بستگان و دوستاش برسونه. من الآن یه ساعتی میشه که رسیدم و مطمئن شدم که همه چی رو آماده کردن و دو روز دیگه منتظر رسیدنت به اینجا هستم..... خیلی مشتاق دیدارتم و امیدوارم سفر تو هم مثل سفر من سریع رخ بده. راستی!نیازی به آوردن لباسهای ضخیم نیست چون اینجا جهنمه و هوا خیلی گرمه!!!🌺 @aghmiun
کانال آناوطن آغمیــــــــــــون🧿
سلام. وقت همراهان گرانقدرمان بخیر. جانمایی دوقطعه از روانشاد عیسی باربد معروف به عیسی بالا موجب شد متن پایین را تقدیم علاقمندان کنیم ومختصری اززندگی این هنرمند شهیر آذربایجان راخدمتتان ارائه نماییم، خواننده ای که به گفته بزرگترهامون بارها در آغمیون هم درمراسمهای مختلف هنرنمایی کرده اند. روحشان قرین رحمت الهی. کنیاگر آذربایجان و این بار قله همیشه سربلند کوهستان بزقوش حیرت زده و پر غرور تماشاگر جشنی پر شکوه گشته و قامت پر صلابت و آشوب زدة خوی شرا غرق در روشنایی و شادی یافت، نور افشانی هزار گونة خورشید در آبی ترین سرزمین عالم، رقص ابرهای سپید برفی، زمزمة آرام نسیم مهربان سحرگاهان، آوای دلنشین پرندگان عاشقؤ چشمان پر فروغ و گونههای لاله گون دخترکان کوزه به دوش و سینههای پر غرور و شوریدة ج...وانان گردنکش نشسته بر اسبان تیز پا، همه و همه مژده از آمدن سواری آشنا میدادند که با دلی عاشق، دستانی هنرمند، آوایی پر قدرت و آغوشی پر از ستاره و محبت پای در سرزمین موعودش می نهاد تا دین فرزندی خویش را نسبت به آب و خاک احدادیش تقدیم کرده با شکستن تار و پود پوسیدة ظلم و شب پرستی و استبداد پیام انسانیت و آزادگی و عدالت خواهی را نثار انسانهای مهربان و رنج دیده نماید و گلهای عشقو شادگامی را در خانه های غمگین آنها به غنجه بنشاند. و او کسی نبود جز استاد عیسی باربد که در کشاکش بحرانهای سیاسی از موطن خود آواره شده بود.    استاد عیسی باربد در بهار سال 1295 در شهر باکو بدنیا میآید. پدرش اسماعیل اهل روستای شیر و انجیل(شیره جینی) شهرستان سراب مثل سایر هموطنانش جهت تامین معاش و رهایی از زنجیرهای ظالمانة جامعة فئودالی آن روز به باکو رفته و در آجا با خانمی بنام قمر ازدواج مینماید که عیسی تنها فرزند آنها بوده است. عیسی از دوران نوجوانی همراه با تحصیل علم به آموزش موسیقی پرداخته و در پانزده سالگی به هنرستان کلوپ فیالوتوف وارد شده و پس از یادگیری کامل تار آذربایجانی به جمع ارکستر سی و پنج نفری دکتر لیانسیان میپیوندد. وی علاوه بر موسیقی به زبانهای انگلیسی و روسی هم تسلط کامل داشته است. استاد در همین دوران با خانمی روسی (یا آلمانی) ازدواج کرده و صاحب پسری بنام رافائیل میگردد که اکنون در باکو زندگی میکند. را فائیل بعد از هجرت استاد به ایران همراه با مادرش که هر دو تبعة آنجا محسوب میشدهاند در باکو مانده و بعدها با اخذ مدرک تحصیلات عالی در رشتة معادن و صنایع از طرر ف دولت شوروی در ذوب آهن اصفهان مشغول بکار میگردد. ولی چون استاد به دلیل مهاجر بودن همیشه تحت نظر سازمان امنیت رژیم شاه قرار داشته بخاطر در امان ماندن موقعیت فرزندش سعی میکرد با او ارتباط علنی نداشته باشد و گویا مکاتبات و دیدارهایی بطور مخفیانه داشتهاند. تا اینکه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی رافائیل که در آن موقع در شوروی بوده برای دیدار استاد به سراب میآید ولی متاسفانه نه تنها استاد بلکه برادرانش را هم که در تبریز بودهاند نمیتواند ببیند و با دلی آکنده از بار سالها حسرت و جدایی به باکو باز میگردد.استاد عیسی باربد در سال 1315 همراه با پدر و تار محبوب نالانش وارد ایران شده و در شهر سراب ساکن میگردد. وی برای امرار معاش و آشنا نمودن مردم با موسیقی آذربایجانی همراه با اسدا… دایره زن اهل روستای عسگر آباد سراب مشغول اجرای کنسرت در یکی از قهوهخانههای سراب شده و با استقبال بینظیر مردم روبرو میشود. پس از آن دوستدارانش از او جهت برگزاری مجالس عروسی و شادمانی دعوت مینمایند و در هیم دوران با خانمی شایسته و مهربا نبنام طوبی دادخواه ف رزند رمضان دادخواه آشنا شده و ازدواج مینماید که ثمرة آن پنج پسر و سه دختر میباشد. استاد در زمان خویش در زمینة نواختن ار آذربایجانی و اجرای آواز در آذربایجان کم نظیر بوده و در ضمن خاک عزیز آذربایجان را همچون معشوقهای زیبا و بی همتا با جان و دل می پرستیده است چنانکه خوداش میگفته: من سرابین بیر قاریش توپراقینی دنیا ایله دییشمرم. بنابراین در شهرستان سراب کلیة شهروندان از هنرمندان و صاحب نظران گرفته تا روستائیان زحمتکش و قهوه خانه نشینان عاشق که در آن دوران شاهد زندگی شرافتمندانه و هنرنماییهای کم نظیر استاد بودهاند همه از ایشان به عنوان انسانی شریف و خیرخواهو هنرمند یاد کرده و نام پر آوازة ایشان را زینت مجالس و شادیهای خویش میسازند استاد در زمان رژیم سابق مدتی به شهر میانه تبعید میگردد در آنجا جهت کسب معاش به مجالس رفته و هنرنمایی مینماید و چون دایره زن نداشته به ابتکار شخصی دستگاهی ساده از یک طبل ضربه میزده و بدینگونه به تنهایی هم تار میزده و هم میخوانده و هم جای خالی یک دایره زن را پر مینموده است. به خاطر هنر بینظیر و اخلاق پسندیدهاش مرم میانه از او استقبال کرده و برایش احترام و عزت خاصل قایل بودهاند.