eitaa logo
کانال آناوطن آغمیــــــــــــون🧿
4.3هزار دنبال‌کننده
14.3هزار عکس
16.3هزار ویدیو
108 فایل
شورانگیز ترین مهر، دلدادگی به زادگاه است... 👇👇 محمدفرازی @mfarazi20 ✏️✏️✏️ محموداسماعیلی @m_esmal
مشاهده در ایتا
دانلود
باعرض سلام وارادت نطق آتشین برادر کربلایی جواد مستوری را شنیدیم . بنده فرزند نوحه و گریه و هیات و روضه هستم ، ولی همیشه براین باور بوده ام که شاعران ومداحان ما کمتر به موضوع شجاعت و غیرت آل ا..پرداخته اند . مرحوم آقاسیدجواد ابوترابی که شاعر وجوشی خوان حاج عامل بودند ، بارها اشعاری ازشجاعت جنگاوران کربلا سروده وخود آنرا درتاسوعا وعاشورا میخواندند . بعدایشون من ندیدم وعرضم این نیست که نبوده ولی من نشنیده ام . امشب صدای دلنشین کالبای مستوری مارا مسحور نمود ودورا دور بارها گفتم احسنت ، احسنت . کالبای جواد مستوری ماشاءا.. حافظه قوی ۱۰ گیگ دارند وافسوس که همه ما آغمیونیها ازهم دورافتاده ایم و حضور دائمی درجلسات برایشان مقدور نمیباشد . برای ایشان آرزوی توفیق وثبوت اقدام درآستان آل عبا را دارم . ارادتمند پورامجد
ماه آخر پاییز... - ماه آخر پاییز....mp3
زمان: حجم: 6M
صبح 1 آذر صبح را از دل و جان با غزل آغاز ڪنیم ، وَ براے غم و غصّه تا ابد ناز ڪنیم در به روے تب و اندوه ببندیم دگر رو به شادے و سعادت درِ دل باز ڪنیم . ســلام صبـح بخیـرᥫ᭡⚘ @aghmiun
15.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به جای صبحت بخیر مثل مولانا بهش بگو صبح آمده برخیز که خورشید تویی در عالم نا امیدی امید تویی ...🌱 @aghmiun
کانال آناوطن آغمیــــــــــــون🧿
#سرگذشت #برشی_از_یک_زندگی #قمر_تاج #قسمت_هشتادوچهار بعد از این که نشستیم از ما با با شیرینی و شربت
سیمین خوشحال و خندون به طرف ما اومد گفت که همه کارهای عمل درست شده و تا دو روز دیگه آقای دکتر چشم‌هاتو عمل می‌کنه مادرم تا این رو شنید به صورتش چنگ زد و گفت من نمی‌تونم دو روز تمام خونه زندگیم رو ول کنم به امون خدا و اینجا بمونم تو شهر غربت زهرا که دیگه از دست مادرم کلافه شده بود آرامش خودش رو حفظ کرد و به سمت مادرم رفت و به او گفت شما اگر می‌خواید برید برید من تا هر چند روز که لازم باشه کنار قمر تاج می‌مونم تا عملش رو تموم کنه و بعد صحیح و سالم به روستا برگردیم با این حال مادرم تا چند دقیقه بعد به غر زدن ادامه داد با همه نگرانی‌هایی که داشتم تونستم اون شب رو با یه خیال راحت بخوابم مدام با خودم فکر می‌کردم ممکنه چشم من خوب بشه و دیگه خون نیاد و بینایی سابق رو به دست بیاره صبح کله سحر از خواب بیدار شدم عادت به خوابیدن زیاد نداشتم رختخوابم رو جمع کردم آب به دست و صورتم زدم یه تیکه نون از دیشب مونده رو خوردم و به داخل باغ بزرگ اون عمارت رفتم صبح زود بود و عطر گل‌های زیبایی که توی اون باغ بزرگ بود آدم رو مست می‌کرد درخت‌های گردو و خرمالو، و درخت‌های دیگه که من اصلاً اسمش رو نمی‌دونستم سلام کردم باغبون پیر مشغول کار بود پیشش رفتم و سلام کردم اونم بهم سلام کرد و گفت اسم من مش جعفره به مش جعفر گفتم اگر کاری داری کمکت کنم اینجا دست تنهایی گفت نه دخترم پسرم به شهرمون رفته و تا دو روز دیگه برمی‌گرده. من به کار عادت دارم بیکاری از بیکاری بیشتر مریض میشم مش جعفر گفت هرجور راحتی دختر گلم یک ساعتی به جعفر کمک کردم تا صدای آقای دکتر بلند شد دخترم کار کردن برای تو نیست به چشات فشار میام تا دو روز دیگه عمل داری باید به چشات استراحت بدی سرمو پایین انداختم و به آقای دکتر سلام دادم سیمین خانم با صدای آقای دکتر اومد بیرون و دست منو گرفت و به داخل اتاقمون برد زهرا و مادرم هم بیدار شده بودند و شوکت بساط صبحونه رو پهن کرده بود سیمین خانوم منو پای سفره نشوند و خودش رفت که آقای دکتر راه بندازه که بره سر کارش صبحونه رو داشیم می‌خوردیم که دیدم مادرم لباساش و جمع وجور میکنه گفتم چیکار میکنی ، مادرم گفت تو زهرا بمونی من میرم هر وقت کارت تموم شد بیا دیگه از مادرم خسته شده بودم شاید اگه می‌رفت راحت‌تر بودم سیمین خانم اومد و به مش جعفر سپرد که مادرم رو به ترمینال برسونید و براش ماشین برای شهر خودمون بگیره. ادامه دارد. @aghmiun
🏴انالله واناالیه راجعون 🏴 ضمن عرض تسلیت به عموم داغدیدگان باطلاع  همشهريان محترم می‌رساند مرحوم مغفور شادروان آقای  «کربلایی اژدر سلیمان پور آغمیونی» فرزند مرحوم اسدالله اغمیونی و برادر مرحوم اصغر سلیمان پور و جعفر سلیمان پور دعوت حق را لبیک گفته و به دیار باقی شتافت . مراسم تشییع و خاکسپاری آن مرحوم روز چهارشنبه مورخه ۱۴۰۲/۰۹/۰۱ ساعت ۱۱ واقع در امامزاده ابراهیم روستای ولی آباد برگزار میگردد ضمنا مراسم شام غریبان آن مرحوم از ساعت ۲۰ تا ۲۱/۳۰ در مسجد حضرت علی اکبر آغمیونی ها واقع در قرچک خیابان محمد آباد انتهای مهدیه ۳۴ برقرار می‌باشد   متعاقباً مراسم سوم و هفتم آن مرحوم  اطلاع رسانی خواهد گردید . حضور شما سروران گرامی باعث شادی روح آن مرحوم و تسلی خاطر بازماندگان خواهد بود. @ aghmiun
کانال آنا وطن آغمیون درگذشت شادروان کربلای اژدر سلیمان پور را خدمت تمام بازماندگان و منسوبین داغدار تسلیت عرض میکند . @aghmiun
عکس قباله قدیمی را که آقای اکبر عزتی برای ما فرستاده بودند مربوط به خرید نیم دانگ آسیاب آبی در ۱۵۳ سال پیش میباشد که در منطقه روستای آغمیون اتفاق افتاده است. متن بازخوانی شده این قباله قدیمی که سندی مستند و زنده از نحوه تهیه اسناد خرید و فروش در روستای مان آغمیون در ایام قدیم را نشان میدهد تقدیم مخاطبین گرامی می کنیم. سپاس و تشکر از جناب آقای نیما بدلی شیره جینی بزرگوار @aghmiun
موضوع سند: خرید نیمدانگ آسیاب آبی مشهور به آسیاب علی توسط محمد کاظم آغمیانلو از ولی محمد بیک زرکانی تاریخ سند: ۵ محرم الحرام ۱۲۹۲ ه.ق مصادف با ۲۲ بهمن ۱۲۵۳ شمسی بازنویسان: بدلی شیره جینی، میرغوغا ( موسوی)
و بعد الحمد و التحیه غرض از تحریر و ترقیم این کلمات شرعیه العلامات آنکه بفروخت مسمی ولیمحمد بیک بن مرحوم کربلایی محمد رحیم زرکانی در حالت صحت بدن و کامل عقل و شعور بلا اکراه و اجبار موازی نیمدانگ طاحونه (۱) مدوره از کل ششدانگ اعیاناً و احساراً ( احصاراً ۲) و نهراً و مدخلاً بالتّوابع شرعیّه و لواحق عرفیه مایتعلق بها را سمی ام لم یسم بمبلغ سه تومان رایج دیوان اعلی بقرار پناباد سکّه ناصرالدین شاهی و بِخرید عالیقدر محمد کاظم بن کربلایی صادق آغمیانلو بمبلغ معین القدر و الوصف و بایع مزبوره اخذ ثمن نموده خود را تخلیه ید کرده و ملک مبیعه را بِید تصرف مشتری مذکور داده و مشتری مذکور با قانون شریعت غرّا نبوی ص ع را که مالک بالاستحقاق گردیده علی هذا مشتری است در آن دخل و تصرف و ضامن درک شرعی شد بایع مزبوره اگر از خارج مستحقاً للغیر خروج نماید باید بایع مزبوره از عهده اش برآید شرعاً و عرفاً کافله (۳) نماید و صیغه مبایعه جاری شد این چند کلمه بر سبیل قباله نامچه قلمی شد فی ۵ شهر محرم الحرام ۱۲۹۲ الشهود سرکار ابراهیم بیک محل مهر اسماعیل بیک مهر ابراهیم بن آخوند غلام موسوی ایوقی آقا جعفر زرکانی مهر عبده جعفر حضرتقلی کربلایی نظر محمد رسول استاد ابوطالب و طاحونه مزبور متن را مشهور طاحونه علی گویند که در قریه آغمیان واقع است مهر یا محمد یا علی اقر المبایعه الصحیحه و شرعیه بالطوع و الرغبه معه اسقاط الغبن و اخذ ثمن علی ید احقر العباد مهر یا محمد یا علی لغت نامه: ۱: آسیاب آبی ۲: حصارها ۳: تکفل نماید