هدایت شده از سالن مطالعه
#مثل_یک_مرد
بر اساس واقعیت
قسمت بیست و هفتم
حالم بد که چه عرض کنم! فرض کنید بیست روز فقط جنازه های کرونایی غسل داده باشی بعد دوست صمیمیت کرونا بگیرد!
درسته همه ی ما با این علم رفتیم که ممکنه درگیر بشیم اما از احتمال تا خود درگیری زمین تا آسمان فاصله است! داشتم دیوانه می شدم نمی دانم چرا فکر می کردم دیدار بعدی ما سنگ غسالخانه است! حالم بد بود بد!
امیررضا فهمید قضیه چیه خیلی تلاش کرد دلداریم بدهد و گفت: ای بابا همه که نمیمیرن! از صد درصد نود و شش درصد خوب میشن! ولی من در اون شرایط مدام چنین افکاری سراغم می اومد...
اینکه قرار بود فردا امیررضا هم برود کار را برایم سخت می کرد ...
من نمی توانستم بپذیرم مرضیه قرار بود مراسم عقدش باشد نه اینکه....
حتی فکر کردن به این موضوع هم وحشتناک بود!
سعی کردم خودم را جلوی امیررضا قوی نشان بدهم مثلا اینکه من مقاومم! ولی از درون متلاشی بودم ! نمی دانم از ضعفم بود یا از محبت بیش از حد به مرضیه هر چه که بود شب تا صبح خواب به چشمم نیامد!
وسایل امیر رضا را جمع و جور کردم هر چند چیز زیادی نبود از زیر قرآن ردش کردم و رفت به همین سادگی...
یاد بیت شعری افتادم که می گفت: من با چشم خود دیدم که جانم می رود دقیقا در آن لحظات حال من را داشت بیان می کرد!
هنوز امیررضا از در بیرون نرفته بود که بهانه ی بچه ها شروع شد! و حالا من باید با چنین حالی بچه ها را سرگرم می کردم به جرات می تونم بگم یکی از سختترین کارهای دنیا اینه که فکرت جای دیگر باشد و جسمت کار دیگری بکند!
کمی باهاشون بازی کردم و دیگه خودشون مشغول شدن...
دلم طاقت نیاورد دوباره شماره ی مرضیه را گرفتم بوق دوم وصل شد ولی به جای مرضیه زینب جواب داد!
سلام زینب جان تو کجایی! مرضیه در چه حاله؟ گوشیش دست تو چکار می کنه!
سلام سمیه خوبی من پیش مرضیه ام اومدم ببینم چند متر کفن می بره براش آماده کنم...
عصبی گفتم: دختری دیوانه این چه حرفیه می زنی!
صدای مرضیه پشت سرفه های پیاپی اش آمد: یعنی زینب آماده است حلوای من رو بخوره هر چی هم من می گم بابا با کرونا بمیرم مراسم نمی گیرن اصلا متوجه نمیشه!
چقدر خداروشکر کردم صداش را شنیدم به زینب گفتم میشه گوشی را بدی بهش می تونه صحبت کنه گفت باشه فقط خیلی کوتاه باشه...
گفتم: باشه حتما!
سلام مرضیه خوبی دختر! چکار با خودت کردی؟خوبی اوضاع و احوالت خوبه:
با نفس های بریده بریده گفت: سلام سمیه خداروشکر الان خوب حال بابام را می فهمم قفسه ی سینه ام سنگینه ولی روح سبک! خلاصه حلالم کن! گفتم: نگو تو را خدا مرضیه اینجوری!
بحث را عوض کرد و با صدای گرفته اش گفت: می بینی خواهر شانس هم نداریم لااقل بیمارستان اومدیم چهار نفر بیان ملاقات برام کمپوت بیارن کلا بی توفیقیم! این رفیقمون هم که اومده به جای کمپوت متر همراشه برا کفن! وکمی صدای خنده اش آمد که سرفه مجالش نداد...
گوشی را زینب گرفت گفتم: زینب تو اونجا چکار می کنی! غسالخانه را چکار کردی؟ گفت: سپردم به یکی دیگه از بچه ها اینجا دیدم هم مرضیه تنهاست هم اینکه همیار پرستار اومدم...
گفتم: مواظب خودت باشی خواهر!
راستی بابای مرضیه قضیه اش چیه!کرونا گرفته؟ چرا اینجوری گفت! زینب یه جمله ی کوتاه گفت: بماند بعداً برات توضیح میدم...
فهمیدم نمی خواد جلوی مرضیه چیزی بگه گفتم باشه فقط اینکه زینب داروی امام کاظم یادت نره حتما به مرضیه بدی گفت آره می دونم اصلا نگران نباش آب سیب شیرین و با عسل هر چی که فکرش را کنی طب سنتی و شیمیایی دارم می ریزم به حلقش...
گفتم خدا خیرت بده پس من را هم بی خبر نذار باشه گفت باشه حتما یه لحظه گوشی سمیه...
جانم مرضیه چی بگم فاطمه عبادی باشه!
سمیه جان مرضیه می گه با فاطمه عبادی تماس گرفتی نیرو می خوان!
آنقدر ذهنم درگیر شده بود که فراموش کرده بودم! این دختر روی تخت بیمارستان هم دست از کمک بر نمی داره!
گفتم: بگو ان شا الله حتما امروز باهاش تماس می گیرم ...
ادامه دارد...
قسمت بعد:https://eitaa.com/salonemotalee/754
🛑 #وضعیت_آمار_کرونا_درقم
🔻گزارش وضعیت کرونا طی ۲۴ ساعت گذشته و تا ۲۴ آذرماه در قم به همراه تغییرات نسبت به روز قبل:
🔹پذیرش: ۳۱ نفر تغییر: ۷-
🔹بستری: ۲۴ مورد تغییر: ۸-
◾️ فوت: ۲ شهروند تغییر: ۰
🔹ترخیص: ۲۰ نفر تغییر: ۱۰-
🔹کلبستریها: ۲۳۳ نفر تغییر: ۲+
🔹وضعیت وخیم: ۵۹ نفر تغییر: ۱+
هدایت شده از 🇮🇷قرآن روزی یک صفحه🇵🇸
059 (Sayyaf zadeh-604).mp3
790.7K
هدایت شده از 🇮🇷روزی یک حدیث🇵🇸
درستکار یا خرابکار
🖌 حضرت #امام_صادق (ع) فرمود که #رسول_خدا (ص) فرمود: کسی که کاری انجام دهد بدون آنکه درباره آن دانشی داشته باشد، بیشتر از آنکه درستکاری کند خرابکاری می کند.
🖌 عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص مَنْ عَمِلَ عَلَى غَيْرِ عِلْمٍ كَانَ مَا يُفْسِدُ أَكْثَرَ مِمَّا يُصْلِحُ .
📚 اصول کافى جلد 1 صفحه:55 روایة: 3
#حدیث #کار_دانش
هدایت شده از فقه و احکام رهبری (leader.ir)
📚 خمس سنوات
💠 سؤال: آیا #حق_سنوات #خمس دارد؟ در صورت تعلق خمس در صورتی که از #مخارج_سال زیاد بیاید سر #سال_خمسی باید پرداخت گردد یا خمس آن به محض وصول لازم است؟
✅ جواب: حق سنوات که بر اساس قرارداد یا #قانون_کار از طرف #کارفرما، در قبال کار کردن به کارگر داده می شود، درآمد محسوب شده و چنانچه پس از دریافت تا سر سال خمسی صرف در #مؤونه نشود، متعلق خمس است.
#احکام_خمس #خمس_سنوات
🆔 @leader_ahkam
هدایت شده از منبرهای دلنشین
#منبر_صوتی
سخنران: حجت الاسلام #پناهیان
چراایمان ماضعیفه...
کانال منبرهای دلنشین👇
http://eitaa.com/joinchat/748945410C1c7ac2a5aa
هدایت شده از منبرهای دلنشین
Clip-Panahian-CheraImanMaZaeefe.mp3
1.4M
هدایت شده از بیسیمچی مدیا 🎬
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
حدیث بسیار زیبا درمورد کسانی که زندگی خودشون رو در فضای مجازی به اشتراک میذارن
ببینید اسلام تا کجاها برای ما برنامه دارد...
@Bisimchimedia
w1.pdf
8.77M
بسم الله الرحمن الرحیم
تمام صفحات روزنامه کیهان
امروز سه شنبه ۲۵ آذر ۹۹
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم