eitaa logo
دانلود
عجب .
و اگر ببینند پاره‌ای از آسمان (عذابی سخت) فرود می‌آید، می‌گویند: این ابری انباشته است.
آن‌قدر در نادانی و تکذیب فرو رفته‌اند که حتی اگر قطعه‌ای از آسمان بر سرشان فرود آید ( یعنی نشانه‌ای آشکار ) باز هم آن را بهانه‌سازی کرده و می‌گویند: «این فقط یک ابر متراکم است.»
هدایت شده از 
آرزوی بهترین ها رو دارم برای ایران و ایرانی. این جنگ باعث شد اون حس غیرت و حب وطن رو تو خودم کشف کنم
عجب .
دارک ترین چیز دنیا اینه که مردم ایران باید به یه سری ایرانی خارج نشین که رسانه دستشونه و صداشون بلند تره ثابت کنن که اره، مارو دارن میکشن. همون بمبایی که قرار بود برامون آزادی بیاره داره مارو قتل عام می‌کنه. این نهایت مظلومیته که بعد از یه ماه هنوز آدم های طرفدار جنگ به خودشون اجازه می‌دن صداشونو بلند کنن.
دارم گریه میکنم
فکر نمی‌کردم اینقد به دانشگاهمون تعلق خاطر داشته باشم
عجب .
: ))))
🔸 در طول بیش از سی سال دانه‌دانه کتاب‌ها جمع شده بود. هر کدام در حال و هوایی خاص خریداری شده، یک وقت عاشق نیچه بودم، چنین گفت زرتشت، غروب بت‌ها، بعد داستایوفسکی، برادران کارامازوف، جنایت و مکافات، تولستوی، جنگ و صلح، نویسنده‌های روس، لهستان، آلمان، گونتر گراس، یک قرن، فرانسوی، آمریکایی، کلاسیک، جدید، نظریهٔ تکامل، بعد اشعار عرفانی، رابطهٔ حافظ با کیش مهر، تاریخ ایران باستان، مهرداد بهار، خرده اوستا، هندوییسم، بودایسم، آبای کلیسای مسیحی، سنت آگوستین و شهر خدا، اعترافات او، بوئسیوس، کافکا، هگل، فلسفهٔ دین، فنومنولوژی، دربارهٔ افکار هگل، کانت، اخلاق کانتی، دربارهٔ صلح، ملاصدرا، تفسیر سورهٔ یاسین ملاصدرا، ابن‌عربی، تمام شروح ابن‌عربی، قیصری، پارسا، شیخ حر عاملی، شفای ابن‌سینا، سهروردی، سید حسین نصر، علامه طباطبایی، فلسفهٔ تحلیلی، ده‌ها کتاب در معرفت‌شناسی و فلسفهٔ دین و اخلاق، ون‌اینواگن، پلنتینگا، فلسفهٔ سیاسی و لیبرالیزم رالزی، نظریهٔ عدالت، چقدر کتاب از آکسفورد خریدم، از دست‌فروش‌های دو پوندی، از دست‌فروش‌های جلوی دانشگاه تهران، ایرج میرزا. 🔸 دست‌نوشتهٔ حاج صدرالسلطنه برای پدربزرگم را که بر دیوار زده بودم. و قرآن کلام خدا هم سوخت. کتا‌ب‌هایی که نازشان کردم. بوسشان کردم. کتاب‌هایی که حال‌وهوای دوران‌های مختلف فکری و درونی من با آن‌ها طی شده. کتاب‌هایی که حاشیه نوشته بودم، کتاب‌هایی که بخشی از وجود من شده بود. کتاب‌هایی که شب‌های زیادی مرا بیدار نگه داشته بود. کتاب‌هایی که با آن‌ها اشک ریختم. کتاب‌هایی که فکر من را و جهان بینی‌ام را تغییر دادند. همه‌اش سوخت. 🔸اخوان! بیا برادری کن و یک بار فریاد بزن که «خانه‌ام آتش گرفته است، آتشی جان‌سوز.» به جای شمعدانی‌ها و فرش‌های خانه اما این بار کتاب‌های خانهٔ دلم سوخت. آه اخوان، سایه، سعدی، فردوسی، بهار! بیدار شو ببین چه آتشی بر جان وطن افتاده است. چه آتشی بر جان ما افتاده است. 🔸یقیناً دیگر آن کتابخانه ساخته نمی‌شود. اصلا قابل خرید نیست. تمام خاطرات و حال و هوا و زندگی و تفکر و خیال‌ها را که نمی‌توان خرید. امیدوارم که این آخرین جنگ این وطن باشد. غم آخرت باشه ایران. دوستدارت و همه چیزم فدای خاک پاک تو، ایرانم! ابراهیم آزادگان 🆔 @SharifDaily
عجب .
🔸 در طول بیش از سی سال دانه‌دانه کتاب‌ها جمع شده بود. هر کدام در حال و هوایی خاص خریداری شده، یک وقت
آه اخوان ، سایه ، سعدی، فردوسی، بهار! بیدار شو ببین چه آتشی بر جان وطن افتاده است. چه آتشی بر جان ما افتاده است.