۱۹ فروردین ۱۴۰۳
توی درک بعضی مفاهیم دچار مشکل شدم.
دقیقا زمانی که داشتم توی تاریکی غرق میشدم پیش تراپیست نرفتم و نمیدونم که اون احساس غم عمیق و تمایلم به پایان دادن همه چیز به معنی افسردگی بود یا نه.
ولی میدونم که الان ازش گذشتم، حداقل اونقدری که بپذیرم شاید خیلی چیزهای تاریکی توی وجودم باشه ولی احتمالا هنوز میخوام که زندگی کنم.
بعد از اون دوره ی سیاه، امروز دقیقا ساعت ۹:۲۲ شب وقتی داشتم میومدم سمت خونه، سکویی رو دیدم که اکثرا روش بند کفشم رو میبندم و توجهم به خونی که ریخته بود جلب شد. کنارش هم یه تیکه شیشه بود.
لزوما سناریوی خودکشی ای که توی ذهنم اومد درست نیست ولی من رو پرت کرد دقیقا به همون دوره ی تاریک و تهی.
اگر اون روز کم میاوردم شاید امروز این قطره های خون برای من بود، دقیقا متعلق به ''من''.
۱۹ فروردین ۱۴۰۳
۱۹ فروردین ۱۴۰۳
لطفا وقتی تنها نشستم بیا و یه مکالمه ی عمیق رو باهام شروع کن. اینجوری من شیفته ی حضورت میشم.
۲۰ فروردین ۱۴۰۳
اَخترپنجم؛
لطفا وقتی تنها نشستم بیا و یه مکالمه ی عمیق رو باهام شروع کن. اینجوری من شیفته ی حضورت میشم.
مثلا ازم بپرس این روزام رو چطور میبینم؟
یا نظرم درباره ی نیمه ی تاریک وجود آدما چیه؟
یا بنظرم احساسات آدمها چطور شکل میگیره.
از صحبت ها و سوالای معمولی خسته شدم.
۲۰ فروردین ۱۴۰۳
۲۰ فروردین ۱۴۰۳
اَخترپنجم؛
لطفا وقتی تنها نشستم بیا و یه مکالمه ی عمیق رو باهام شروع کن. اینجوری من شیفته ی حضورت میشم.
اون چه چیزیه که وقتی از ینفر میبینش باعث میشه بگی این آدم دقیقا همونیه که میخوام؟
https://daigo.ir/secret/278221853
۲۰ فروردین ۱۴۰۳
هدایت شده از صندوقچه.
مثل نهنگ ها هر کسی یه فرکانسی داره اگر فرد هم فرکانسش اونو ببینه براحتی میتونه باهاش ارتباط بگیره حس میکنم اگر به خط قرمز های من پایبندی داشته باشه و از لحاظ فکری مشابه یا بهتر از من باشه میتونم بهش بگم آره خوشبختم تو باعث میشی که قلبم گرم شه
۲۰ فروردین ۱۴۰۳
هدایت شده از صندوقچه.
و اینکه اون افرادی که خاطراتی که باهات دارن رو با جزئیات به خاطر میسپارن و سعی میکنن چیزهایی که تورو به خاطرشون میاره رو نگه دارن خیلی خاص و دوست داشتنی به نظر میرسن
توجه فکرکنم وجه اشتراکی باشه که هممون تو کلاممون به کار بردیم اکثرمون طالب توجه های کوچیکی هستیم که گاهی ممکنه متوجهشون هم نشیم یکی از دلگرم کننده ترین توجه ها صبر کردنه بنظرم ولو اینکه طرف وقتی داری بند کتونی ات رو میبندی برات صبرکنه باعث پرواز پروانه های آبی تو دلت میشه:)
۲۰ فروردین ۱۴۰۳
۲۱ فروردین ۱۴۰۳
هنر لذت بردن از هر چیزی توی اون زمان طلایی خودش بنظرم یکی از چیزهاییه که هممون باید کسبش کنیم.
وقتی به روزهام نگاه میکنم، سراسر اتفاقای کوچیکه، شاید همه چیز روی یه روند تکراری بنظر برسه ولی همون اتفاقات کوچیکه که میزاره برای چند ساعت از روزمرگی بیای بیرون و بچسبی به همون لحظات.
یکی از خاطرات قشنگ هفته ی پیش شاید افطاری توی مدرسه بود، هر چقدر هم اون فضا سنگین و پر فشار بنظر برسه همینکه شاید برای چند لحظه میتونستم همه چیز رو فراموش کنم خودش یه موهبت بزرگ بود.
به طور کلی این ماه رمضون تجربه ی جدیدی بود و امیدوارم همه چیز چه برای خودم و چه برای اطرافیانم خیلی خیلی خیلی بهتر از قبل رقم بخوره.
عیدتونم مبارک باشه💘.
۲۲ فروردین ۱۴۰۳