✨﷽✨
✍ دوربین های حرارتی دید در شب تازه وارد آموزشگاهها شده بود و میخواستن کیفیت دوربینها رو چک کنند ، تست دوربینها با اختتامیه دوره ما یکی شده بود.
مربی راپل و اعتماد به نفس در جمع فراگیران آمد و اعلام کرد ، به چند نفر نیروی داوطلب جهت اجرای عملیات راپل شبانه نیاز داریم. کسی داوطلب هست؟
سه چهار نفری بودیم که عشق کارهای هیجانی این چنینی داشتیم. دستمون رو بلند کردیم و گفتیم ما آمادهایم.
به اتاق مربیان راپل رفتیم. دستگاه موتوربرق ، پیکور و سیمبکسل رو برداشتیم و به یکی از ارتفاعات نزدیک رفتیم.
تا بخواهیم به بالای ارتفاع برسیم ، هلاک شدیم. تجهیزات بسیار بددست و سنگین بود. موتوربرق رو روشن کردیم ، پیکور رو وصل کردیم و کوه رو سوراخ کردیم و یک کارگاه عبور در بین دو ارتفاع ایجاد کردیم.
قرار بود تعدادی از مسئولین بیایند و توانمندی بچههای دوره رو ارزیابی کنند.
بعد از اینکه کارگاه راپل احداث شد ، چندین بار این عملیات رو در شب تمرین کردیم. در واقع این عملیات از پُر ریسکترین آموزش رزم کوهستان محسوب میشه.
یک شب حوالی ساعت ۹ تیمی از بازرسین برای ارزیابی سطح آموزش دوره به پایهٔ کوه آمدند.
قرار بود برای آنها شگفتانه داشته باشیم. با رعایت استتار در دامنه کوه پنهان شدیم. با دوربین دید در شبی که در داخل خودروی ون روی تلویزیون ۴۲ اینچ نصب شده بود هر چه دوربین کشی کردند ، ما را پیدا نکردند ، با دستور مربی از مواضع خود بیرون آمدیم و با توجه به تمرینات زیاد ، یک عملیات بسیار زیبا و بدون نقص را در دل شب انجام دادیم که باعث حیرت بازرسان شده بود.
این خاطره بهانه ای بود تا یاد کنیم از زنده یاد بابک ذوالمجد از مربیان نخبه کمیته نامنظم سپاه که سهم زیادی در آموزش چریکی داشت.
۵۷_ #راپل_شبانه_کوهستان
برای عضویت در کانال روی لینک کلیک کنید 👈 @alabd68
❤️
🌿🍂
🍃🌺🍂
💐🍃🌿🌸🍃🌾🌼
✨﷽✨
✍ پای راستش مصنوعی بود ، از طرف لشکر ۲۷ محمد رسول الله به عنوان تخریبچی اعزام شده بود به سوریه.
هر روز بعد از ظهر یه گوشهای از محوطه پادگان بساط میکرد ، تجهیزات تخریب را روی زمین میچید و برای بچهها کلاس آموزشی برپا میکرد ؛ همیشه تقریباً سی ، چهل نفری دور و برش جمع میشدن
درس تخریب ، درس شیرینی بود ولی پیچیدگی های خاص خودش رو داشت ؛ بچهها مدام ازش سوال میپرسیدن امّا ایشون با اون آرامش خاصی که داشت ، جواب سوال بچهها رو میداد و جوش نمیآوُرد.
بعضی روزها کلاس که خیلی طولانی میشد ، پایش اذیت میشد. پای مصنوعیاش را در می آورد و تکیه میداد به دیوار پادگان و کلاس را ادامه میداد.
قبل از شهادتش تلویزیون داشت پشت صحنه انفجارات یه فیلم سینمایی رو نشون میداد یه لحظه نگاهم به چهرهٔ آقاابراهیم افتاد دقت که کردم دیدم خودشه. نگو ایشون مسئول جلوههای ویژهٔ فیلم اخراجیها بودن.
۵۸_ #آقای_تخریبچی
#شهید_مدافع_حرم_ابراهیم_خلیلی
برای عضویت در کانال روی لینک کلیک کنید 👈 @alabd68
❤️
🌿🍂
🍃🌺🍂
💐🍃🌿🌸🍃🌾🌼